شعری زیبا برای قدردانی از مادر

شعری زیبا برای قدردانی از مادر

خواص دارویی و گیاهیشاعر محمد نعمتی   تقدیم به مادرم شهلا مادر قرنهاست که شهروندِ افتخاریِ بهشتِ جاویدِ خدا پشتِ دروازه ی آن روضه ی رضوان خسته و زار و پریشان بی کلید ، حیران ست انگار همین دیروز بود که به پاسِ آن همه بدبختی کلیدِ زرینِ درِ بهشت را نثارش کردند نه!!! زیرِ پایش نهادند و بماند، که چه وعده وعیدها دادند اینچنین شد سالها سهم او از دنیا وسط میدان شهرمیدان مادر تندیسی بود سیاه تا همه رهگذران سیر ببینند اورا و بدانند که از دل نرود هر آنکه از دیده نرفت مادرم ...شاعر مجتبی محمد مرادی   1)جان خراش بود اما.......... می رفت و لَنگ لَنگان نجوا می کرد... تکرار بیهوده گاو و آهن را ! گذری کرد سرمایی بر پیشانی سرخ گونش از زایش تفکری مدرن در تاریکی برج ها و آهن ها در زمینی که به وقت انسانیت خواب بود 2) ایستاده بر صخره ای با ندای آزاده سروش می دهم آه سنگ به ذره قسم که سکوتَت گوهری ست نا یاب...
0 farshad داستان آگوست 20, 2019
شعر زیبا برای قدردانی از مادر

شعر زیبا برای قدردانی از مادر

خواص دارویی و گیاهیشاعر محمد نعمتی تقدیم به مادرم شهلا مادر قرنهاست که شهروندِ افتخاریِ بهشتِ جاویدِ خدا پشتِ دروازه ی آن روضه ی رضوان خسته و زار و پریشان بی کلید ، حیران ست انگار همین دیروز بود که به پاسِ آن همه بدبختی کلیدِ زرینِ درِ بهشت را نثارش کردند نه!!! زیرِ پایش نهادند و بماند، که چه وعده وعیدها دادند اینچنین شد سالها سهم او از دنیا وسط میدان شهرمیدان مادر تندیسی بود سیاه تا همه رهگذران سیر ببینند اورا و بدانند که از دل نرود هر آنکه از دیده نرفت مادرم ... شاعر مجتبی محمد مرادی 1)جان خراش بود اما.......... می رفت و لَنگ لَنگان نجوا می کرد... تکرار بیهوده گاو و آهن را ! گذری کرد سرمایی بر پیشانی سرخ گونش از زایش تفکری مدرن در تاریکی برج ها و آهن ها در زمینی که به وقت انسانیت خواب بود 2) ایستاده بر صخره...
0 سارا داستان آگوست 20, 2019