فوايد علم و دانش

پیشنهاد شما مخصوص شما :

خواص دارویی و گیاهی

علم به انسان شناخت و توانایی بخشیده است. علم مانند نور روشنی بخش است. ما توانسته ایم جهان را از ذره های کوچک درون اتم تا جرم های آسمانی و کهکشان ها تا اندازه ای بشناسیم. گرچه یقین قطعی بر قانون های علمی نداریم ولی تا آن جا که توانسته ایم قانون های علمی را به کمک تجربه کشف و تأیید کرده ایم و توانسته ایم با آن ها برخی حوادث و رویدادهای آینده را پیش بینی کنیم.

اکنون به کمک علم، از زمین و از جغرافیای جهان آگاه شده ایم و به دنیای بی نهایت کوچک ها راه یافته ایم. روابط میان برخی پدیده ها را کشف کرده ایم و به علت پیدایش بعضی از پدیده ها آگاه شده ایم.

 

شناخت علمی در زندگی ما مؤثر بوده است، به طوری که توانسته ایم ابزار و وسایل و روش های جدیدی را برای زندگی بیابیم و به کمک آن ها کارهایمان را آسان تر وسریع تر انجام دهیم. فناوری، روش علمی پاسخ گویی به مسائل زندگی است و امروزه کاملاً بر علم تکیه دارد.

 

از راه علم و دستاوردهای آن انسان به حمل و نقل سریع، ارتباطات گسترده، انرژِی های نو، ساخت وسازهای راحت و محکم و تولیدات فراوان دست یافته است.

با پیشرفت روز افزون علم و همگانی شدن روش تحقیق می توان امیدوار بود که روزی بسیاری از ناشناخته های دیگر برای انسان شناخته شود و توانایی انسان برای کنترل بیماری ها و عوامل نامساعد طبیعی افزایش یابد.

 

توجه داریم که پایانی برای پرسش ها نیست و انسان افزون طلب و قدرت خواه است.

 

آیا روزی انسان به همه ی پرسش ها می تواند پاسخ دهد؟

 

بخش پژوهش های دانش آموزی تبیان

تنظیم: الناز فطیرخورانی

٢٧ اسد (مرداد) ١٣٩٠

اگر گفته شود دين اسلام، دين دانش و آموزش براي زندگي سعادتمندانه دنيوي و اخروي بشر است، سخني بیش گفته نشده است. اهميت علم ودانش در اسلام بقدري است كه اولين كلمه اي كه خداوند متعال بر پيامبر اكرم (ص) نازل فرمود: این بود که بود در عربی اقرأ (بخوان)!. در مقاله حاضر میخواهم سعي نمایم به انواع دانش و آداب دانش آموزي بپردازم.

 

جايگاه و اهميت علم و دانش بي گمان ارزش انسان در آموزه هاي قرآني به دانش است؛ از اين روست كه تسخير فرشتگان و هستي، زماني براي انسان شدني شد كه خداوند به انسان اسماي خويش را تعليم داد و انسان به دانش اسمايي آگاه شد.اين آگاهي هر چند به شكل آگاهي حضوري و شهودي است كه از آن به دانش وجودي نيز تعبير مي شود؛ زيرا در جان و وجود انسان جاي مي گيرد و بخشي بلكه همه وجود وي را شكل مي بخشد كه در تعبير مولوی : اي برادر تو همه انديشه اي. مابقي جز استخوان و ريشه ای، به خوبي تبيين شده است؛ با اين همه دانشي داراي ارزش است كه انسان را به مقام خودش بازگرداند و از مقام هبوط به عروج رساند و صعود دوباره اي را از خاك به عرش افلاك برين تا عرش سدره المنتهي آغاز كند.

 

از اينروست كه قرآن ارزش و اعتبار آدمي را به دانش اسمايي دانسته است كه دانش توانايي و ظرفيت به همه آن چيزهايي است كه خداوند را به خداوندي متصف ساخته است. آدمي با دانش اسمايي ميتواند به كمال مطلق برسد. تفاوت اسما و صفات در خداوند با انسان در اين است كه اسما در خداوند عين ذات و ازلي و ابدي است و در انسان عين ذات نيست بلكه به شكلي عارض ذات و عنايت الهي است. با اين همه اين انسان است كه مي تواند با دانش خويش به جايي برسد كه كسي در هستي بدان دست نيافته است.

 

سخن را با اين پرسش آغاز مي كنيم نيازهاي علمي انسان كه اگر انسان همه اسماي الهي را به جعل تعليمي دانسته و داراست، چه لزومي دارد تا آن را بياموزد و به اين دانش داشته دست يابد؟ اصولا آيا پذيرفتني است كه انسان چيزي را كه خود داراست دوباره بجويد و بخواهد؟ به نظر مي رسد كه اين پرسش به جهت مهمي اشاره داشته است. از اين رو سخن گفتن از دانش آموزي به معناي يادگيري سخني نادرست است؛ زيرا انسان همان گونه كه نمي تواند چيزي را كه داراست بجوييد و بخواهد هم چنين نمي تواند چيزي كه اصلا ندارد را بخواهد و بجويد. از اين رو دانش آموزي نيز چيزي جز به فعليت آوردن و يا آوردن و تذكر آن دانش اسمايي نيست كه در نهاد و سرشت انسان وجود دارد. به بيان ديگر مي توان مدعي شد كه دانش چيزي جز تذكر و يادآوري و رهايي از غفلت و دانش آموزي نيز چيزي جز يادآوري نيست.

 

بنابراين آموزه و تعلم به دو معنا در آيات قرآني به كار رفته است؛ گاه به معناي جعل و ايجاد ظرفيت و توانايي است كه به آن تعليم اسمايي در آيه 31 سوره بقره گفته شده است و گاه ديگر به معناي تذكر و يادآوري و يا پديداري بستر و زمينه اي مناسب براي بروز و ظهور استعداد و دانش اسمايي است كه در انسان به وديعت نهاده شده است. که در دانش آموزي مي توان هم از شيوه مستقيم و غيرمستقيم بهره برد. هرچند كه بهره گيري از دانش مستقيم به جهتي كه از سر منشا و سرچشمه آن گرفته ميشود از خلوص و كمال زايي و كمال بخشي بيش تري برخوردار ميباشد ولي اين بدین معنی نخواهد بود كه هر دانشي براي هر كسي مفيد خواهد بود.

 

بنابرين هر دانش خاص و رشدي هرچند كه از مقام و سرچشمه و يا از نزديك سرچشمه گرفته شود به اين معنا نيست كه براي هر كسي مفيد و سازنده باشد. انسان دانشي را مي بايست بجويد كه براي او مفيد و سازنده باشد و بتواند باتوجه به آن اين نشان ميدهد كه هر دانشي هرچند كه برتر و از منبع بالا و خالصي برداشته شود مي بايست از دو ظرفيت در شخص و نيز اهداف به كارگيري از آن برخوردار باشد تا مفيد و سودمند بوده و به تعبير بعضی دانش رشدي باشد.

 

دانش به معنای دانه انديشه و دانشجوی، پاشيدن اين دانه در ذهن انسان است. هر داده دانشی, کليد رازی از چيستان های طبيعت است که پرده از روی پديده پنهانی برمی دارد و ما را با پيوندی ميان دو يا چند چيز آشنا میکند. برای نمونه، دانستن اين نکته که آتش آب را گرم میکند و به جوش میآورد، دانه ای دانشی ست که در ذهن کسی که برای نخستين بار با آن آشنا میشود، کاشته میشود. اين دانه اندک اندک در ذهن پرورش می يابد و بارور میشود و پيوندهای تازه ای ميان آب و آتش آشکار میکند؛ اين که با اتش میتوان يخ را آب کرد و آب را بجوش آورد و ميکروب ها و باکتري های آن را کشت و آن را بی خطر ساخت و نيز گوشت ها، ميوه ها و سبزيجات سفت را در آن آب نرم کرد و يا پخت و هم با آب آتشناک، آلودگي ها را زدود و نيز فضای بسته ای را گرم کرد و با کاربرد آب و آتش، ماشين بخار ساخت و هزار و يک. اين گونه، دانش، ابزار پيروزی انسان برطبيعت می شود و سازگاری بيشتر را فراهم می کند. وی آن را بازسازی و بازپردازی می نمايد تا در راستای نيازهای خود شکل دهد.

 

اين همه را گفتم تا بگويم که دانش، ترجمه فارسی علم نيست و اين دو از دو ديدگاه گوناگون برآمده اند. علم، يعنی فراگيری و آموختن آنچه در آئين نامه دين آمده است؛ يعنی دانستن دانسته هايی که در چند کتاب حديث و روايت آمده است. اما دانش کنکاشی هماره در راه واگشايی راز پديدارهای نو گونه است. با اين حساب، پرسش است که چرا فرهنگی که تعريفی به اين زيبايی از دانش دارد و دانايی را مايه آگاهی و توانايی میداند، اين گونه با دانش بيگانه است؟ دانش چه به صورت دانش لدني و يا واسطه اي به دست آيد نيازمند تلاش و كوشش بسيار است و دانش آموز مي بايست رنج هاي بسيار برد كه از آن جمله ميتوان به رنج سفر راحتی و کسب دانش مورد نظر به دست اورد.

 

روش تعليم مي بايست با توجه به نوع دانش و نيز كاربرد آن تغيير يابد. از اين رو ما با روش هاي مختلفي در دانش هاي گوناگون رو به رو هستيم. از آن جمله نيز ميتوان به روش مشاهده و بررسي شيوه زندگي جانوران و حيوانات براي آموختن تجربيات در زندگي  و همراهي در عمل و همكاري با استناد ان یاد گرفت.  میدانیم که خداوند ملائکه را از نور آفریده وبه آنان عقل و نیروی فرمانبرداری داده، اسباب و انگیزه های انحراف را در اختیارشان قرار نداده است. واز طرف دیگر حیوانات را آفریده که تنها از غرایز و کششهای حیوانی خویش پیروی نمایند و از نیروی عقل و اندیشیدن همچون انسان محروم می باشند. اما انسان را آفریده و از یک طرف به او توانایی تعقّل واندیشیدن را داده و از طرف دیگر انگیزه ها و اسباب خواسته های نفسانی و حیوانی را در اختیارش قرار داده است. وبه همین خاطر دو نیروی درونی عقلانی و خیر خواهی، نفسانی و شرارت، هر یک او را به طرف خویش می کشانند. ودر همین ارتباط است که قران به نقش و منزلت علم در جهت تقویت جنبۀ عقلانی وخیرخواهی انسان اشاره نموده ومی فرماید. بدین معنی که تنها عالمان و آگاهانی که به مقام و منزلت خداوند آگاهی راستینی دارند، هراس ( انحراف از دین او را) در دل دارند. قرآن در حرمت نهادن به علم و علما و بلندی بخشیدن منزلت صاحبان علم و اندیشه پیشگام و پرچمدار همۀ کتابهای ادیان آسمانی است.

 

یکی از ویژگیهای علم و دانش دوام و ماندگاری منافع آن است. و اجر و پاداش آن هم حتی پس از مرگ برای انسان همچنان ادامه پیدا خواهد کرد.  کسی که علم سودمندی را به دیگری می آموزد و نسخه برداری می نماید پاداش خود و پاداش همه کسانی که آن را میآموزند یا نسخه برداری میکنند و آنهایی که به آن پس ازاو عمل می کنند، تا زمانی که آن علم باقی می ماند و به آن عمل می شود، پاداش نویسنده و نقل کنندۀ آن باقی خواهد ماند. از این جهت علم و دانش بر عبادت برتری داده شده که منافع علم شامل عالم ودیگران نیز میشود، و منافع عبادت منحصر به خودعبادت گذار است. آدمی تمایل دارد که هرچه را ممکن است بداند و بفهمد، زیرا کنجکاو زاده شده است. کنجکاوی انسان از کنجکاوی هر موجود زنده دیگر کاملتر و پایدارتر است. رضایت آدمی در فرو نشاندن این کنجکاوی ، همراه با توانایی او در به خاطر آوردن ، استدلال کردن و ارتباط دادن ، به پیدایش فرهنگ کامل ، و از جمله علم منجر شده است. بنابراین میتوان گفت که از همان زمانی که انسان پای به این جهان گذاشته است، علم نیز به وجود آمده و با رشد فکری بشر ، علم تکامل یافته است. هرگاه خداوند بخواهد به کسی خیر برساند او را فقیه و دانای در دین نموده و راه رشد و نجات را به او الهام کرده است. دانِش عبارت است از مجموعه دانستنی‌هایی که بشر برای زندگی خود از آنها بهره می‌گیرد. در زمان‌های قدیم دانش بشر محدود بود و گاهی حتی یک نفر می‌توانست بیشتر دانش بشری را در حافظه خود جای دهد. اما به تدریج با رشد معلومات، دانستنی‌های بشر طبقه بندی شدند و حوزه‌های مختلف و تخصصی دانش شکل گرفت. علم (واژه ای عربی از ریشه علم به معنای آموختن) ساختاری است برای تولید و ساماندهی دانش دربارهٔ جهان طبیعی در قالب توضیح‌ها و پیش‌بینی‌های آزمایش‌شدنی.ارسطو علم را مجموعه ای از آگاهیهای قابل اتکا می داند که از لحاظ منطقی و عقلانی قابل توضیح باشند. بشر فطرتا دانش دوست و جستجوگر و حقيقت جوست و از طرفي اهميت و ارزش تحصيل علم و دانش از نظر قرآن و احاديث و بزرگان دين و علم بر هيچ كس پوشيده نيست. علم و دانش براي انسان اهميت زيادي دارد و او را از جهت روحي و معنوي اشباع مي كند. چون افكار انسان در سطح عالي قرار مي گيرد و نتيجه ي آن نجات خود و جامعه از گمراهي و سياهبختي است. سخن دیگر ما در این زمینه این است که بالاخره ما در هر لحظه با عمل سر و کاری داریم. عمل نیز باید به یک اصل و اساس تکیه کند و اگر عملی از پشتوانه‏ی نظری و عملی برخوردار نباشد فاقد ارزش است. دستورالعمل قرآنی این است: ولاتَقفُ ما لیسَ.به علم و از چیزی که دانش نداری پیروی نکن.  بنابرین قبل از عمل و رفتار، باید دانش و معرفت لازم را کسب کرد و آن گاه مبادرت به عمل ورزید. در خصوص تحصیل، تدریس، کار و حرفه، رفتار فردی و اجتماعی در تمام شئون زندگی در مرحله اول باید «شناخت» و «معرفت» لازم را کسب کرد و ارزش عمل نامعلوم است. وقتی عمل بر اساس علم دقیق و معرفت شایسته صورت نگرفت سعادت آدمی به خطر خواهد رفت.

Copyright © 2003 – 2015 Khorasanzameen.net – خراسان زمین All Rights Reserved.9

پیشنهاد شده برای شما :
0 امین نگهبان فواید،علائم،خواص سپتامبر 11, 2018
برچسب ها :

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *