فوايد علمي نماز براي بدن

پیشنهاد شما مخصوص شما :

خواص دارویی و گیاهی

نماز یک واجب الهی است که خداوند در پنج وعده روزانه مقرر فرموده‌ است و از مهم‌ترین اثرات آن نزدیکی به خداوند و دریافت رحمت بی‌کران اوست خداوند هر فریضه‌ای را که بر انسان واجب فرموده است دارای فواید بسیار زیاد و عامل رشد و تکامل فردی و اجتماعی اوست و دانش بشری به مرور و مطالعه و تحقیقات علمی گوشه ای از اثرات آن را دریافت خواهد کرد.

امروزه علم پزشکی دنیا در خصوص سلامت معنوی و نقش نماز، دعا و دینداری در سلامت جسمی، روحی و روانی توفیقاتی کسب کرده است که در این مجال گوشه‌ای از فواید پزشکی نماز را بیان می‌کنیم:

آثار ایستادن در نماز: باعث تقویت حالت تعادلی بدن و قسمت مرکزی مخچه که محل کنترل اعمال و حرکات ارادی است می‌شود، ثابت و خیره شدن چشم‌ها در نماز به یک نقطه باعث بهبود و رفع نواقصی همچون نزدیک بینی می‌شود و با تمرکز در نماز جریان فکر آرام و متعادل می‌شود.

آثار رکوع: تقویت ماهیچه‌های شکم، حفظ دستگاه گوارش و مانع سوءهاضمه و بی‌اشتهایی می‌شود و نیز تقویت ماهیچه ستون مهره‌ها، گردن، دست‌ها، ساق پا و ران‌ها.

آثار سجده: تقویت مهره‌های گردن عامل مهمی در درمان دیسک و مشکلات ستون فقرات گردن و کمر می‌شود افزایش جریان خون مغز باعث قدرت درک و فهم و آرامش فرد  و نیز حفظ شادابی، زیبایی و طراوت می‌شود.

آثار نشستن: باعث تقویت عضلات پاها، ران ها و کمک به نفخ معده و روده و بهبود فتق می‌شود.

رابطه نماز با بارهای الکتریکی و میدان مغناطیسی: در احادیث آمده است که آب وضو را خشک نکنید دلیل پزشکی آن است که بدن در برابر سرمایی که حس می‌کند خود به خود درجه حرارت آن را  بالا می‌برد تا بدن را خشک کند که همین تحریکات باعث بازشدن منافذ پوست و ورود اکسیژن بیشتری به بافت‌ها و عضلات زیر پوست می‌شود که باعث شادابی و نشاط می‌شود بارهای الکتریکی زائدی که در اثر تحریکات مغناطیسی و الکتریکی اطراف ما همچون نیروگاه های برق، موبایل، تلویزیون و سشوار بر امواج مغزی تاثیر می‌گذارد که این اثرات در نواحی که تحریکات عصبی بیشتری دارد خطرات جدی‌تری را باعث می‌شود و این نواحی دقیقا همان نواحی شست‌وشوی وضو است(سر، صورت، دست، مچ دست و پا) که بهترین و ارزان‌ترین و بی‌خطرترین راه برای دفع این امواج زائد آب است که در وضو باعث انتقال بارهای ساکن از بدن به اطراف می‌شود.

بنا به تحقیقات پروفسور لای امواج مغناطیسی خارجی به DNA سلول‌های مغزی آسیب می‌زند و در طول روز مغز در برابر میدان های مغناطیسی بیرونی ناشی از امواج و نیروگاه‌های و از طرفی میدان مغناطیسی زمین قرار می‌گیرد که به شدت برای مغز مضر است وقتی انسان در نماز رو به قبله می‌ایستد و در هنگام سجده میدان مغناطیسی بدن و زمین برهم منطبق و مثل رسانا باعث دفع مواد الکتریسته از سر به زمین می‌شود.

اثرات نماز در درمان اضطراب و افسردگی: بیماران افسرده مرحله خواب REM آنان نسبت به افراد عادی بیشتر است یعنی زمان بیشتری را در مرحله REM به سر می‌برند که این باعث دیدن خواب‌های آشفته و پریشان می‌شود و این افزایش مدت خواب REM در ساعات نزدیک صبح به وقوع می‌پیوندد که اثرات بیدار شدن برای نماز صبح باعث می‌شود که فرد از ورود به مرحله REM گرفته می‌شود و باعث کوتاه شدن آن و درمان افسردگی می‌شود (درمان‌های دارویی رایج ضدافسردگی سه حلقه‌ای از طریق کاهش مرحله REM خواب باعث درمان می‌شود)

اثرات نماز بر شادابی نشاط و جلوگیری از استرس و فشار عصبی: در اثر بیدار شدن برای نماز صبح و در ساعات سحرگاهی و انجام عبادت در این  موقع عامل افزایش هورمون کورتیزول حالت شادی و نشاط سرمست کننده‌ای نصیب او می‌شود که بر زندگی روزانه او بسیار موثر است و باعث افزایش مقاومت بدن در برابر استرس‌ها و فشارهای روحی و روانی است که این در مضامین عرفانی تحت عنوان اسرار سحر معرفی می‌شود.

تاثیرات هورمون ملاتونین در بیداری نماز شب و سحرگاه: بر طبق تحقیقات دکتر مدحت الشامی پزشک مصری میزان ترشح ملاتونین در شب و سحر نیاز به هیچ دارویی ندارد به جز انجام عبادات و نیایش و دوری از گناهان که باعث آرامش روحی و روانی می‌شود که به تبع آن تاثیرات مثبت بر جسم و روان را شامل می‌شود بیشترین حالت  اورژانسی بیماری قلب پنج تا نه صبح است که با بیدار شدن در نماز صبح ترشح ملاتونین حداکثر و باعث جلوگیری از عوارض قلبی می‌شود.

تاثیر ملاتونین در پیشگیری و درمان سرطان‌های پروستات و سینه افزایش هورمون ملاتونین در اثر بیداری برای نماز صبح مقابله با اثرات فری رادیکال‌ها و جلوگیری از پیری زودرس آلزایمر و پارکینسون می‌شود.

افزایش هورمون ملاتونین در نماز شب باعث حفظ سلول‌های مغز و شکوفایی نیروی فکر و اندیشه می‌شود. افزایش هورمون ملاتونین در نماز شب و صبح باعث افزایش توان گلبول‌های سفید در مکانیسم دفاعی بدن و در برابر کلسترول و تنگی عروق می‌شود. افزایش هورمون ملاتونین در نماز شب و صبح باعث حفاظت سلو‌ل‌های چشم شده و از کدر شدن عدسی یا  کپسول جلوگیری می‌کند (امام صادق (ع) نماز شب دید انسان را زیاد می‌کند).

افزایش هورمون ملاتونین در نماز شب و صبح باعث افزایش ترشح اندورفین‌ها و آنکفالین‌ها که باعث تنظیم خواب و ریلکسیشن بدن می‌شود. گاز اوزن و تاثیرات شگرف درمانی  آن از نظر علم پزشکی ثابت شده است که این گاز در زمان طلوع فجر تا طلوع خورشید از سطوح بالای آسمان به زمین می‌آید که اثرات مفید درمانی بر قلب و عروق، پوست، ریه و … دارد که این مهم‌ترین خاصیت عبادت و بیداری در بین‌الطلوعین است.

تاثیر نماز بر طول عمر انسان افزایش هورمون‌های همچون کورتیزول، ملاتونین و دوپامین در بیداری نماز شب و سحر باعث سلامتی و طول عمر می‌شود.

گردآوری و تحقیق: دکتر محمود مظفر


۳۱/۰۲/۱۳۹۷


۰۲/۱۲/۱۳۹۶


۱۴/۱۱/۱۳۹۶


فواید نماز خواندن از نظر پزشکی



برخی از کارشناسان معتقدند نماز خواندن تنها غذای روح انسان  نیست بلکه جسم انسان ها را نیز تقویت می کند و آن ها را در مبارزه با مشکلات روزمره یاری می دهد.وقتی چشم ها در حالت نماز ثابت می ماندء جریان فکر هم خود به خود آرام شده و در نتیجه تمرکز فکر افزایش می یابد . ثابت ماندن چشم باعث بهبود ضعف و نواقصی مانند نزدیکبینی می شود و به لحاظ روانی این حالت باعث افزایش مقاومت عصبی فرد شده و بی خواب و افکار نا آرام را از انسان دور می کند. ایستادن در حالت نماز باعث تقویت حالت تعادلی بدن شده و قسمت مرکزی مخچه که محل کنترل اعمال و حرکات ارادی است را تقویت می کند و این عمل باعث می شود فرد با صرف کمترین نیرو و انرژی به انجام صحیح حرکات بعدی بپردازد.نماز قسمت فوقانی بدن را پرورش داده و ستون مهره ها را هم تقویت کرده و آن را در حالت مستقیم تگاه می دارد.تقویت احشاء و ماهیچه های شکم ء حفظ سلامتی دستگاه گوارش و رفع یبوست مزمن و بی اشتهایی و سو هاضمه از دیگر خواص غیر مستقیم نماز خواندن و رکوع در نماز است. کارشناسان می گویند در حالت رکوع اطراف ستون مهره ها منبسط می شود که در متعادل و آرام کردن سمپاتیک مؤثر است . مدت زمان خواندن ذکر رکوع نیز باعث تقویت عظلات صورت و گردن و ساق پا و ران ها می شود و به این ترتیب به جریان خون در قسمت ها ی مختلف بدن سرعت می بخشد.تنظیم متابولیسم بدن و فراهم نمودن زمینه ی از بین رفتن اکثر بیماری ها از بدن ء کمک به افزایش حالت استواری و استحکام مغز و بهبود ناراحتی های تناسلی و نارسایی های تخمدان ء از دیگر خواص رکوع در نماز است . سجده نیز ستون مهره های بدن را تقویت کرده و دردهای سیاتیک را آرام می کند . سجده علاوه بر از بیت بردن یبوست و سو هاضمه ء پرده دیافراگم را تقویت کرده و به دفع مواد زاید بدن به دلیل فشرده شدن منطقه شکمی کمک می کند.سجده همچنین باعث افزایش جریان خون در سر شده که این امر با تغذیه غدد باعث حفظ شادابی ء زیبایی و طراوت پوست می شود. حالات سجده به واسطه باز شدن مهره ها از یکدیگر باعث کشیده شدن اعصابی که قسمت های مختلف بدن را به مغز وصل می کند ء شده و این اعصاب را در یک حالت تعادلی قرار می دهد که این هم برای سلامتی انسان بسیار حائز اهمیت است. سجده باعث آسودگی و آرامش در فرد شده و عصبانیت را تسکین می دهد. استحکام بخشیدن و تقویت عضلات پاها و ران هاءکمک به نفخ روده و بهبود فتق ء از خواص نشستن بعد از نماز است . معلوم است که نماز فلسفه خود را دارد که معراج مؤمن و مایه قرب به حق است و آن را فقط باید برای خدا خواند و نه به انگیزه ی فواید و آثاری از این دست ءولی گاهی از این دسته از نظرات علمی نیز می توان انگیزه ی بیشتری برای گفت و گو با خدا در دل ما ایجاد کند و از سویی ما را به این حقیقت می رساند که خداوند و دین اسلام همواره بر سلامتی مؤمنان و پیروان خود  تاکید کرده و در موازین دینی از آن استفاده کرده اند.

منبع: وبلاگ نماز آرامش قلبم


چرا گاهی نماز خواندن برایمان مشکل می شود


 گاه دیده می‌شود که خودمان یا دیگران سر مسأله نمازمشکل پیدا می‌کنیم و انگار خواندن نماز برایمان همچون یک کوه سنگین می‌شود به راستی چرا این اتفاق در زندگی می‌افتد ؟

کارهای نیک، جای نماز را نمی‌گیرد


بعضی از افراد خیال می‌کنند یکی دو تا کار خوب انجام می‌دهند ، می‌تواند کارهای دیگرشان را جبران کند

 اگر پلیس راه جلوی شما را گرفت و گفت


: گواهی‌نامه رانندگی! شما اگر خیال کنی گواهی‌نامه‌های دیگر ، شما را نجات می‌دهد، نجات نمی‌دهد. گواهی‌نامه‌های پزشکی، گواهی‌نامه‌های اجتهاد، کارت مجلس، کارت خبرگان، وزارت، سفارت، پروانه تجارت، کارت بازرگانی، صد رقم کارت و پروانه داشته باشی، پلیس تا کارت رانندگی نداشته باشی نمی‌گذارد بروی.

کارهای دیگر کار نماز را نمی‌کنند


شما بهترین نامه‌ها را بنویس با بهترین خط و پاکت و کاغذ، رویش هم یک چک صد هزار تومان بچسبان، مخابرات این نامه را به مقصد نمی‌رساند. ولی یک تمبر دو سه تومانی ممکن است به مقصد برسد. گاهی یک تمبر پاکت را رد می‌کند. گاهی یک چک صد هزار تومانی پاکت را رد نمی‌کند اگر تخمه کدو را بشکنی و مغزش را بکاری سبز نمی‌شود. پوستش را هم بکاری سبز نمی‌شود. مغز و پوست باید با هم باشد. هم دل، هم عمل

دل پاک، همراه عمل صالح


بابا دلت پاک باشد. دل پاک باشد ، کافی است!


 نکته : آن کسی که تو را خلق کرده است، اگر فقط دل پاک کافی بود، فقط می‌گفت: «آمنوا» اینکه کنار «آمنوا» گفته: «آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحات»، یعنی هم دلت پاک باشد، هم کارت درست باشد.

 اگر تخمه کدو را بشکنی و مغزش را بکاری سبز نمی‌شود. پوستش را هم بکاری سبز نمی‌شود. مغز و پوست باید با هم باشد. هم دل، هم عمل. وضع من خراب‌تر از این حرف‌هاست که با نماز درست شود

بعضی از جوان‌ها بیان می‌کنند که وضع گناه و معنویت ما خیلی خراب است و اصلاً ما برای این معنویات لیاقت نداریم ، اما از این نکته غافل هستند که شیطان دنبال همین نقطه ضعف است

اتفاقاً شیطان همین را می‌خواهد که با یک گناه بگوید: حالا که این کار را کردی، دیگر به درد نماز نمی‌خوری. قرآن یک آیه دارد، می‌فرماید: «إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئات» (هود/۱۱۴) چون خراب کردی، حتماً مسجد برو. چون ما اهل گناه و لغز هستیم اتفاقاً بیشتر به سوی معنویت رفته و در آستان الهی را بکوبیم

توجه به نعمت‌ها، نه کمبودها


ما گاهی وقت‌ها یک چیزی را که نداریم برجسته می‌کنیم و به داشته‌هایمان توجهی نداریم

 فردی می‌شناختم که چشم نداشت، دست و پا هم نداشت. مرتب می‌گفت: الحمدلله رب العالمین! الحمدلله! گفتند: آقا!تو چه داری که الحمدلله می‌گویی؟ نه چشم داری. نه دست داری. نه پا داری. یک تکه گوشت فلج، گفت: می‌دانی خدا من را چه کرده است؟ هرکس به من نگاه می‌کند می‌گوید: الحمدلله رب العالمین! پس من وسیله شدم و رابطه شدم بین مخلوق و خالق! مخلوق‌های غافل، به من نگاه می‌کنند. از غفلت در می‌آیند و الحمدلله می‌گویند. پس من واسطه‌ی فیض شدم.

ما هم یکی از نماز نخوان ها


بعضی‌ها می‌گویند که: خیلی‌ها نماز نمی‌خوانند ما هم جزء آن‌ها. آنقدر تارک الصلاه هست ما هم یکی

این فکر غلط است. اگر یک کشتی صد نفره نقص فنی پیدا کرد و در دریا غرق شد نود و هشت نفر شنا بلد نبودند و غرق شدند، دو نفری که شنا بلدند بگویند: ببین ! ما صد نفر سوار کشتی بودیم. نود و هشت نفر غرق شدند. بیا ما دو نفر هم غرق شویم! این چقدر حرف غلطی است. حالا که همه دروغ می‌گویند. بیا ما دو تا هم دروغ بگوییم. حالا که همه گواهی‌نامه ندارند، سوار ماشین شوند، بیا ما دو نفر هم بدون گواهی‌نامه پشت فرمان بنشینیم. حرف غلط است.

 دو جای قرآن گفته: گوش به حرف پدر و مادر ندهید. چهار بار گفته: «وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً» دو بار هم گفته: «وَ لا تُطِع» اطاعت نکن. آنجایی که پدر و مادر تلاش کردند تو را از مرز خدا بیرون کنند، اینجا اطاعت نکن ؛ «إِنْ جاهَداکَ لِتُشْرِکَ» (عنکبوت/۸) و «وَ إِنْ جاهَداکَ عَلی‌ أَنْ تُشْرِک

آغاز زندگی با نماز و یاد خدا


در شب عروسی‌ها زیاد از دیگران شنیده‌ایم که ؛ حالا یک شب که هزار شب نمی‌شود. حالا یک عروسی است، نمی‌خواهد نماز بخونی و .

 اما از این نکته غافلند که این به هم خوردن‌های چشم و ابرو قیافه قابل جبران است. اما اگر شب اول عروسی ، شب اول شروع زندگی جدید با ترک نماز شروع شد، قطعاً و یقیناً سعادتی در این زندگی رقم نخواهد خورد .

 فاصله‌ی بین کفر و ایمان چیست ؟


فاصله‌ی بین کفر و ایمان نماز است. مثل اینکه اگر به توپ فوتبال یک سوزن بزنی، بگویی: حالا یک سوزن که صد تا سوزن نمی‌شود. بله یک سوزن صد تا سوزن نمی‌شود. اما همین سوزن می‌دانی چه کرد؟ باد توپ را خالی می‌کند و همه چیز را خراب خواهد کرد .

 پدر و مادر اجازه خواندن نماز نمی‌دهند


بعضی‌ها می‌گویند: والدین ما نماز نمی‌خوانند و اجازه‌ی خواندن نماز را به ما هم نمی‌دهند .

 دو جای قرآن گفته: گوش به حرف پدر و مادر ندهید. چهار بار گفته: «وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً» دو بار هم گفته: «وَ لا تُطِع» اطاعت نکن. آنجایی که پدر و مادر تلاش کردند تو را از مرز خدا بیرون کنند، اینجا اطاعت نکن ؛ «إِنْ جاهَداکَ لِتُشْرِکَ» (عنکبوت/۸) و «وَ إِنْ جاهَداکَ عَلی‌ أَنْ تُشْرِک» (لقمان/۱۵)

مقاومت در برابر تحقیر و تمسخر دیگران


گاهی می‌گویند که: ما می‌رویم نماز بخوانیم، یا حجاب داشته باشیم، ما را مسخره می‌کنند. مسخره کنند، مگر ما مقوا هستیم که با حرف این و آن ، با دو قطره باران شل شویم! مقوا با دو قطره باران شل می‌شود.

 اعمال تو ، تو را به خدا برساند، مردم هرچه می‌خواهند بگویند، بگویند!

حدیث داریم «المؤمن کالجبل» جبل یعنی چه؟ مؤمن کوه است. بعضی می‌گویند: از کوه محکم‌تر است. چون بعضی کوه‌ها ریزش دارد. مؤمن هیچ‌وقت ریزش ندارد

 در قاهره کسی، شتری اجاره کرد که او را به جاده عباسیه برساند .صاحب شتر پولی گرفت، مسافر را سوار کرد. داشت افسار را به سمت عباسیه می‌برد. این صاحب شتر هی به این مسافر متلک و فحش می‌گفت. این هم که سوار شتر بود، فحش‌ها را می‌شنید، هیچ نمی‌گفت. یک نفر در راه صحنه را دید و گفت: آقا! می‌دانی این صاحب شتری که افسار را می‌کشد به تو چه می‌گوید؟ سواره گفت: بله! مرا فحش می‌دهد. گفت: خوب فحشت می‌دهد، جوابش را بده ؛ مگر تو بوقی که عکس‌العمل نشان نمی‌دهی ؟!

 سواره گفت: ببخشید جاده کجاست؟ گفت: جاده‌ی عباسیه! گفت: اگر من را به عباسیه می‌رساند، بگذار هرچه می‌خواهد بگوید، بگوید. اگر نماز و حجاب و اعمال درست و صحیح و خداپسندانه تو را به خدا می‌رساند، بگذار هرکس هرچه می‌خواهد بگوید، بگوید.

 حدیث داریم «المؤمن کالجبل» جبل یعنی چه؟ مؤمن کوه است. بعضی می‌گویند: از کوه محکم‌تر است. چون بعضی کوه‌ها ریزش دارد. مؤمن هیچ‌وقت ریزش ندارد.

 متلک‌ها را نشنیده بگیریم


قرآن در سوره‌ی «وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفینَ» (مطففین/۱) می‌فرماید: «إِنَّ الَّذینَ أَجْرَمُوا»، «اَجرَم» یعنی مجرم.«کانُوا مِنَ الَّذینَ آمَنُوا یَضْحَکُونَ» (مطففین/۲۹) اَجرموها (مجرم‌ها) به آمنوها می‌خندند. مجرمین می‌خندند. «وَ إِذَا مَرُّواْ بهِِمْ» وقتی می‌آیند از کنارشان مرور کنند، «یَتَغَامَزُونَ» (مطففین/۳۰) غمزه می‌آیند، چشمک می‌زنند. «وَ إِذَا انقَلَبُواْ إِلیَ أَهْلِهِمُ» وقتی نزد تیپ خودشان برمی‌گردند، «انقَلَبُواْ فَکِهِینَ» (مطففین/۳۱) فکاهی می‌گویند، جک می‌گویند. اس ام اس می‌فرستند. «وَ إِذَا رَأَوْهُمْ» از آن دور که شما را می‌بینند، «قَالُواْ إِنَّ هَؤُلَاءِ لَضَالُّونَ» (مطففین/۳۲) می‌گویند :این‌ها ضال هستند، منحرف هستند ، امّل هستند .

نتیجه‌ی متلک‌ها در قیامت روشن می‌شود!


خوب چهار تا متلک بشنویم که چه؟ می‌گوید: نترس! «فَالْیَوْمَ» یک روزی می‌آید، به نام روز قیامت. خوب چه می‌شود؟ «الَّذِینَ ءَامَنُواْ» آن‌هایی که مؤمن هستند، «مِنَ الْکُفَّارِ یَضْحَکُونَ» (مطففین/۳۴) تو اینجا کنار خیابان به من بخند، من هم آنجا به تو خواهم خندید.

مگر پیغمبرها را مسخره نکردند؟ می‌دانید به پیغمبر چه می‌گفتند؟

 ساحر: جادوگر. مجنون: دیوانه‌ی جن زده. شاعر: شاعر، کاهن: پیشگو. کذاب: دروغگو. «یُعَلِّمُهُ بَشَر» (نحل/۱۰۳) یک آدمی یادش داده، حرف‌ها از خودش نیست. «وَ أَعانَهُ عَلَیْهِ قَوْمٌ آخَرُون» (فرقان/۴) یک تیمی پشت پرده به او کمک می‌کنند. ولی پیغمبر روی پایش ایستاد. این‌طور نیست که ما را مسخره کنند.

خدا به نماز ما نیاز ندارد. اما من وتو باید لیاقت خودمان را به خدا نشان دهیم

خدا چه نیازی به نماز من دارد؟


نماز نشانه‌ی این است که من لایق هستم ببینید اگر شما به یک کسی خدمتی ، محبتی و نعمتی ارزانی کردید اما او نسبت به این محبت توجهی نکند شما چه می‌گویید ؟ می‌گویید: این نعمت‌هایی که به او دادم، لیاقتش را نداشت.

 نماز نشانه‌ی لیاقت تو است. نه نشانه‌ی نیاز خدا. وقتی نماز خواندی یعنی خدایا من لایق بودم، فهمیدم به من نعمت دادی. فهمیدم تو چه عزیز و بزرگی هستی.

 خدا به نماز ما نیاز ندارد. اما من وتو باید لیاقت خودمان را به خدا نشان دهیم .

 آیا نمی‌شود آن طور که خودمان می‌خواهیم ، با زبان خودمان (فارسی) تشکر کنیم؟(نماز بخوانیم )

 تمام خلبان‌های دنیا، هرکجا می‌خواهند با هر کشوری می‌خواهند صحبت کنند باید به زبان انگلیسی باشد. نماز هم باید به زبان عربی باشد. خدا خواسته و یک طرح روشنفکرانه ای است در اسلام است که از ۱۴۰۰ سال پیش فرمود: امت اسلامی باید در چند کلمه با هم مشترک باشند

www.ido.ir.منبع:


اثر نماز بر جلوگیری از بیماری آلزایمر


یک پژوهش علمی مشترک میان آمریکا و رژیم صهیونیستی فاش کرد که نماز ۵۰ درصد خطر ابتلا به بیماری ضعف حافظه یا آلزایمر را کاهش می‌دهد.

به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) این پژوهش که با تأمین مالی باشگاه ملی بهداشت آمریکا (UIH)و با همکاری پژوهشگران اسراییلی از بیمارستانهای شیفا، هلل یافا و دانشگاه‌های تل آویو و بن گورین و همچنین پژوهشگران آمریکایی از دانشگاه گلیبلند انجام گرفته است تأکید می‌کند که تأثیر مثبت نماز به مراتب بیشتر از عامل آموزش در مؤسسات آموزشی است.

براساس این گزارش، تأثیر عامل آموزشی در کاهش خطر ابتلا به بیماری آلزایمر ۲۴ درصد است. این پژوهش تاکید می‌کند که نماز تأثیر مضاعفی در مقایسه با سالهای آموزشی دارد که انسان در طول زندگی از آن برخوردار می‌شودو براساس تاکیدات پرفسور رفکالیزینبرگ به عنوان یکی از مشارکت کنندگان در این مطالعات، یک نمازگزار در جریان ادای فریضه نماز اقدام به بکارگیری فرآیندهای بسیار زیادی از فعالیت‌های فرهنگی و فکری می‌کند امری که انسان را از ابتلا به بیماری آلزایمر در امان نگه می‌دارد.

همچنین براساس این پژوهش ابتلا به بیماری آلزایمر دربین مردان ۵۰ درصد بیشتر از زنان است. این پژوهش در بین جامعه آماری ۸۹۲ نفری شامل افراد بالای ۶۰ سال در روستاهای عاره العربیه واقع در منطقه المثلث در فلسطین اشغالی انجام شده است منبع: ولاگ مذهبی ادریس

شوق نماز و خشوع در آن و نمونه های از کیفیت نماز بزرگان

نویسنده: مولانا محمد زکریا کاندهلوی/ مترجم: نصیر احمد سید زاده

نماز مهمترین عبادت‌هاست، روز قیامت بعد از ایمان اولین سؤال از نماز می‌شود. از فرموده‌های رسول اکرم  است که «فرق میان کفر و اسلام، نماز است». علاوه بر این، فرمایشات زیادی از آن حضرتr در این باره وارد شده که در رساله دیگر بنده مذکورند

(نمازهای نفلی وسیله قرب الهی


الله تعالی درحدیث قدسی می‌فرمایند: «هرکس با یکی از دوستان من دشمنی ورزد، به او اعلام جنگ می‌کنم و هیچ کس قرب و نزدیکی مرا حاصل نمی‌کند مگر با آنچه که بر وی فرض گردانده‌ام. یعنی ادای فرایض، بزرگترین وسیله نزدیکی با من است، و بر اثر خواندن نمازهای نفلی، آدمی به من نزدیک می‌شود تا این که او را محبوب خود قرار می‌دهم پس آنگاه گوش او می‌شوم که به وسیله آن می‌شنود و چشم او می‌شوم که به وسیله آن می‌بیند و دست او می‌شوم که به وسیله آن چیزها را می‌گیرد و پاهای او می‌شوم که به وسیله آنها راه می‌رود. اگر از من چیزی بخواهد به او می‌دهم و اگر از چیزی به من پناهنده شود، او را پناه می‌دهم»

منظور از این که چشم و گوش او می‌شوم این است که دیدن او، شنیدن او و راه رفتن او همه پیرو رضای من می‌شوند و هیچ کاری را بر خلاف خشنودی من انجام نمی‌دهد. چقدر سعادتمندند آنانی که بعد از ادای نمازهای فرضی، نمازهای نفلی زیادی می‌خوانند و این بهره را می‌برند، خداوند با فضل و کرم خود به من و دوستانم چنین توفیقی را نصیب گرداند.

نمازخواندن تمام شب رسول اکرم r


شخصی از حضرت عایشهلپرسید: عجیب‌ترین چیزی را که از رسول اکرم r مشاهده نموده اید، بیان دارید. ایشان فرمود: کدام عمل آن حضرت عجیب نبود، هرکار ایشان عجیب بود. یک بار شب آمدند و بر بستر در کنار من دراز کشدند، پس از لحظه‌ای فرمودند: بگذار تا پروردگارم را عبادت کنم. آنگاه برای نماز ایستادند و شروع به گریه کردند، به طوری که اشک بر سینه مبارک‌شان می‌ریخت. سپس رکوع کردند و در آن حال نیز بسیار گریه کردند. سپس سجده کردند و در سجده نیز گریه کردند، آنگاه سر از سجده برداشتند و به گریه ادامه دادند. (این حال ادامه داشت) تا این که حضرت بلال آمد و برای نماز صبح آذان گفت. من اظهار داشتم: ای رسول خدا! شما ا اینقدر گریه کردید، حال آنکه شما معصوم هستید، و خداوند وعده مغفرت تمام گناهان گذشته و آینده‌تان را داده است (اگر فرضاً گناهی هم داشته باشید) ایشان فرمودند: آیا بنده سپاسگزاری نباشم؟ آنگاه فرمودند: چرا چنین نکنم در حالی که امروز بر من این آیه‌ها نازل شده اند:

إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ لآیَاتٍ لأولِی الألْبَابِ (١٩٠)الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلا سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ (١٩١)رَبَّنَا إِنَّکَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَیْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنْصَارٍ (١٩٢) (آل عمران: ۱۹۰ – ۱۹۱و۱۹۲). « همانا در آفرینش آسمان‌ها و زمین و گردش شب و روز، نشانه‌هایی برای خردمندان وجود دارد.  کسانی که ایستاده و نشسته و یا در حالی که بر پهلوها آرمیده‌اند، الله را یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند (و می‌گویند:) پروردگارا! این را بیهوده نیافریده‌ای؛ تو پاکی. پس ما را از عذاب دوزخ محافظت بفرما.  پروردگارا! هر که را واردِ دوزخ کنی، به راستی رسوایش نموده‌ای؛ و ستمگران هیچ یاوری نخواهند داشت».

  از روایات مختلف ثابت است که پیامبر اکرم r شب‌ها به قدری نماز طولانی می‌خواندند که پاهای مبارک‌شان ورم می‌کرد. مردم اظهار داشتند: ای رسول خدا! چرا اینقدر خود را در مشقت و زحمت قرار می‌دهید حال آن که خداوند شما را مورد مغفرت قرار داده است. ایشان فرمودند: آیا بنده‌ای سپاسگزار نباشم

خواندن آن حضرتr شش جزء را در چهار رکعت


حضرت عوفt می‌گوید: یک بار با آن حضرت r همراه بودم، ایشان وضو گرفتند، مسواک زدند و نماز را شروع کردند، من هم با ایشان در نماز شریک شدم. آن حضرتr سوره بقره را در یک رکعت خواند و هنگام خواندن آیه رحمت، تا دیر, در آنجا توقف نموده و دعای طلب رحمت کردند، و هنگام خواندن آیه عذاب تا دیر توقف نموده و از عذاب پناه خواستند. وقتی سوره ختم شد، به رکوع رفتند و رکوع را به مقدار قرائت طولانی کردند و در رکوع این دعا را خواندند: «سبحان ذی الجبروت والملکوت والعظمه». آنگاه به سجده رفتند و سجده را به اندازه رکوع طولانی کردند. در رکعت دوم، سورۀ آل عمران را خواندند و همچنین دو رکعت آخر، دو سوره بعدی را خواندند. بطوری که در چهار رکعت، شش جزء و اندی را تلاوت نمودند. این نماز به گونه‌ای خوانده شد که بر هر آیه رحمت و هر آیه عذاب، آن حضرت توقف نموده و دعا می‌کردند. حضرت حذیفه t نیز داستان نمازخواندن خود را با رسول اکرم r چنین بیان می‌کند: یک بار با آن حضرت چهار رکعت نماز خواندم و آن حضرت در چهار رکعت, چهار سوره از بقره تا پایان مائده تلاوت کردند.

این چهار سوره، شش جزء و یک چهارم جزء هستند که آن حضرت در چهار رکعت تلاوت کردند، و عادت آن حضرتr چنین بود: که قرآن کریم را با تجوید و ترتیل تلاوت می‌کردند، چنانکه در اکثر احادیث مذکور است. نیز در آیات عذاب و رحمت توقف و دعا می‌کردند و رکوع را هم به همان اندازه طولانی می‌کردند. از این به خوبی معلوم می‌شود که چقدر وقت در خواندن این چهار رکعت صرف می‌شده است. بعضی اوقات رسول اکرم r در یک رکعت سه سوره: بقره، آل عمران و مائده را می‌خواندند که تقریباً حدود پنج جزء است. و این امر زمانی مقدور است که در نماز، سکون و آرامش برای آدمی حاصل شود، پیامبر اکرم r می‌فرمایند:« خنکی چشمان من در نماز است».

چگونگی نماز بعضی از بزرگان صحابه


مجاهد:، چگونگی حال نماز حضرت ابوبکر صدیق و حضرت عبدالله بن زبیر y را چنین بیان می‌کند: هنگامی که آنان برای نماز می‌ایستادند، چنان به نظر می‌رسید که گویا ستون‌هایی بر زمین کوبیده شده است. یعنی آرام و بی‌حرکت و محو در نماز بودند.

علما نوشته اند که حضرت عبدالله بن زبیرب از حضرت ابوبکر صدیق t اینگونه نمازخواندن را آموخته بود، و ایشان از پیامبر اکرم r یاد گرفته بود.

ثابت: می‌گوید: عبدالله بن زبیر طوری نماز می‌خواند که گویا چوبی در زمین نصب شده است. شخصی اظهار می‌دارد: هنگامی که ابن زبیر سجده می‌کرد چنان سجده‌اش طولانی و آرام بود که پرندگان می‌آمدند و بر پشت وی می‌نشستند. بعضی اوقات به قدری رکوع را طولانی می‌کرد که تمام شب در رکوع سپری می‌شد. یک بار در حالی که با دشمن می‌جنگید مشغول نماز بود، گلوله‌ای از سوی دشمن به دیوار مسجد اصابت کرد و مقداری از دیوار را از بین برد و از نزدیک حلق و موی محاسن وی گذر کرد، ولی هیچگونه اضطرابی در وی به وجود نیامد و رکوع و سجده را هم مختصر نمود. یک بار نماز می‌خواند فرزند وی هاشم در کنار وی خوابیده بود؛ ناگهان از سقف خانه، ماری بر روی کودک افتاد؛ کودک شروع به چیغ و فریاد نمود. اهل خانه با سر و صدا جمع شدند و مار را کشتند، ابن زبیر با کمال اطمینان به نمازش ادامه داد. وقتی نماز را به پایان رساند، اظهار داشت: سر و صدایی به گوش می‌رسید، چه بود؟ همسرش گفت: خداوند بر شما رحم کند نزدیک بود که کودک از بین برود ولی تو را خبری نیست. ابن زبیر فرمود: اگر من در نماز به سویی دیگر توجه می‌کردم پس نماز کجا باقی می‌ماند.

هنگامی که حضرت عمر t مورد حمله قرار گرفت و ضربت خورد, خون از محل زخم جریان داشت و گاهی بی‌هوش می‌شد. ولی با همان حال، چون وقتی نماز فرا می‌رسید، نماز را ادا می‌کرد و می‌فرمود: «کسی که نماز را ترک کند هیچ سهمی در اسلام ندارد». حضرت عثمان t در تمام شب بیدار می‌ماند و در یک رکعت تمام قرآن را ختم می‌کرد.

معمول حضرت علی t چنین بود که هرگاه وقت نماز فرا می‌رسید، لرزه بر بدنش مستولی و چهره‌اش زرد می‌شد. شخصی پرسید: چرا این حال بر شما می‌آید؟ وی اظهار داشت: وقت آن امانت فرا رسیده است که خداوند متعال بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها فرود آورد و آنها از تحمل آن عاجز و ناتوان شدند و من آن را تحمل نمودم. شخصی از خلف بن ایوب: پرسید: مگس‌ها شما را در نماز اذیت نمی‌کنند؟ وی گفت: افراد فاسق و فاسد، از دست حکومت شلاق می‌خورند و اصلاً تکانی نمی‌خورند و بر این تحمل خود، فخر می‌کنند و می‌گویند: اینقدر شلاق خوردیم ولی هیچ حرکت و تکانی نخوردیم. من به بارگاه خداوند متعال می‌ایستم و از دست یک مگس مضطرب و آشفته شوم؟!

هنگامی که مسلم بن یسار: برای نماز آماده می‌شد به اهل خانه خود می‌گفت: شما حرف بزنید و صحبت کنید، زیرا من اصلاً متوجه صحبت‌های شما نمی‌شوم. یک بار در مسجد جامع بصره نماز می‌خواند که ناگهان قسمتی از مسجد فرو ریخت، مردم با سرو صدا از مسجد بیرون رفتند و غوغایی به پا شد ولی او اصلاً متوجه چیزی نشد.

شخصی از حاتم اصم: در باره نماز وی پرسید، وی اظهار داشت:« هنگامی که وقت نماز فرا می‌رسد، وضو می‌گیرم و به جایی می‌روم که باید در آنجا نماز بخوانم. لحظه‌ای می‌نشینم تا این که در تمام بدنم سکون و آرامش پیدا می‌شود. آنگاه برای نماز می‌ایستم، به گونه‌ای که بیت الله را در مقابل خود تصور می‌کنم و پل صراط را زیر پاهایم، بهشت را سمت راست و دوزخ را سمت چپ و فرشتگان مرگ را پشت سر خود تصور می‌کنم و چنین می‌پندارم که این آخرین نماز است و انگهی با خشوع و خضوع کامل نماز می‌خوانم و سرانجام در میان بیم و امید قرار می‌گیرم و بیمناک می‌شوم که معلوم نیست این نماز قبول شده یا خیر؟».

نگهبانی دو نفر از مهاجرین و انصار در نماز


پیامبر اکرم r از غزوه‌ای برمی‌گشتند، در میان راه شب فرا رسید و چادر زدند؛ آنگاه فرمودند: امشب چه کسانی برای نگهبانی آمادگی دارند؟ حضرت عمار بن یاسر از مهاجرین و حضرت عباد بن بشر از انصار عرض کردند: ما حاضریم ای رسول خدا! آن حضرتr آنان را به نقطه‌ای از کوه که احتمال حمله دشمن از آنجا می‌رفت، راهنمایی کردند و فرمودند: به آنجا بروید و نگهبانی بدهید.

هردو به آنجا رفتند، وقتی در آنجا مستقر شدند، انصاری به مهاجر گفت: شب را به دو قسمت تقسیم کنیم، در یک قسمت شما بخوابید و من بیدار می‌مانم و در قسمت دیگر من می‌خوابم و شما بیدار بمانید؛ زیرا در بیدارماندن ما هردو نفر، این خطر وجود دارد که خواب بر ما غلبه کند و به خواب برویم و چنانچه خطری متوجه شد یکدیگر را بیدار کنیم. در قسمت اول شب، انصاری بیدار ماند و مهاجر خوابید، انصاری مشغول نماز شد. شخصی از جانب دشمن آمد و دید که شخصی ایستاده به نظر می‌رسد، او از همانجا تیراندازی کرد. وقتی هیچ حرکت و عکس العملی مشاهده نکرد، تیر دوم و سوم را رها کرد و هرسه تیر به وی اصابت کرده در بدنش فرو رفتند و او آنها را با دست از بدن خود خارج می‌کرد. وقتی با اطمینان و آرامش، رکوع و سجده نمود و نماز را به پایان رساند، رفیقش را از خواب بیدار کرد.

وقتی دشمن متوجه شد که آنها دو نفر هستند، از ترس فرار کرد. مهاجر دید که از سه جای بدن رفیقش خون جاری است، آنگاه خطاب به وی گفت: سبحان الله! چرا همان لحظه اول, مرا بیدار نکردی؟ انصاری گفت: قرائت سوره کهف را در نماز شروع کرده بودم و دلم نمی‌خواست که قبل از ختم آن به رکوع بروم. و سرانجام بر اثر این خوف و اندیشه که مبادا بر اثر اصابت تیرهای بیشتر جان بدهم و در وظیفه نگهبانی که آن حضرتr به من سپرده اند، کوتاهی کرده باشم. از این جهت نماز را به پایان رساندم و اگر این اندیشه برایم وجود نمی‌داشت، حاضر بودم بمیرم ولی قبل از ختم سوره رکوع نکنم

این بود نماز آن حضرات که چندین تیر در نماز به آنها اصابت کرد و بدن‌شان خون‌آلود گردید ولی نماز را ترک نکردند. حال نماز خود را ببینیم که اگر مگسی ما را بگزد، از نماز فراموش می‌شویم. زنبور که جای خود دارد. در این‌جا یک مسأله فقهی مورد اختلاف است و آن این که از جاری‌شدن خون از نظر امام ابوحنیفه: وضو می‌شکند و از نظر امام شافعی: نمی‌شکند و ممکن است که مذهب آن صحابیt همین بوده باشد و یا این که تا آن موقع این مسأله برایش معلوم نبود و یا چنین حکمی نازل نشده بود.

ابوطلحهt و وقف باغ


یک بار حضرت ابوطلحهt در باغ خود نماز می‌خواند، پرنده‌ای پرواز کرد و به علت تراکم درختان، راه خروج نیافت و پرپر زنان به این سو و آن سو می‌رفت و راه خروجی را جستجو می‌کرد. نگاه ابوطلحهt بر آن افتاد و فکرش به آن مشغول شد، ناگهان به فکر افتاد که در نماز قرار دارد، ولی متوجه نشد که رکعت چندم را خوانده است و دچار سهو گردید، پس از فارغ شدن از نماز مضطرب و پریشان شد که همین باغ باعث شده ,که در نماز سهو برایش پیش آید. به محضر رسول اکرم r حضور یافت و داستان را بیان کرد. آنگاه اظهار داشت: همین باغ سبب این مصیبت برایم شده لذا من آن را در راه خدا صدقه می‌کنم، هرکجا که شما صلاح می‌دانید مصرف کنید.

همچنین داستانی دیگر از این قبیل در زمان خلافت حضرت عثمانt پیش آمد. یکی از انصار در باغ خود نماز می‌خواند، فصل برداشت محصول خرما بود. خوشه‌های خرما بر درخت آویزان بودند و منظره جالب و عجیبی در معرض دید او قرار گرفت. در نتیجه، در نماز سهو پیش آمد و ندانست که چند رکعت نماز گزارده است؛ از این قضیه بسیار ناراحت و اندوهگین شد و تصمیم گرفت تا آن باغ را صدقه کند. به محضر حضرت عثمانt رسید و اظهار داشت: می‌خواهم این باغ را در راه خدا صدقه کنم و شما هرکجا صلاح می‌دانید آن را مصرف نمایید. چنانکه حضرت عثمانt آن را به مبلغ پنجاه هزار درهم فروخت و بهای آن را صرف کارهای دینی کرد

این است غیرت ایمان که به لحاظ یک مشغولیت فکری در نماز، باغی را که پنجاه هزار درهم ارزش داشت در راه خدا صدقه کرد. حضرت شاه ولی الله دهلوی/ در کتاب خود به نام «قول جمیل» عارفان را به چند دسته تقسیم نموده و فرموده است: این است، مسأله مقدم قرار دادن طاعت الله و به سوی دیگر چیزها توجه نکردن و صحابه را بر این غیرت آمد, که چرا در حال عبادت الله توجه‌شان به چیزی دیگر معطوف شد؟

خودداری عبدالله بن عباسب از جراحی چشم


چشم حضرت عبدالله بن عباسب آب مروارید گرفته بود، طبیبی به محضر ایشان آمد و اظهار داشت: آمده‌ام تا چشم شما را جراحی و معالجه کنم ولی تا مدت پنج روز باید احتیاط کرده و به جای سجده بر زمین، بر چوبی که از زمین مقداری ارتفاع داشته باشد، سجده کنید. ابن عباس  اظهار داشت: هرگز چنین نخواهم کرد. از پیامبر اکرم r شنیده‌ام که فرمودند: «هرکس عمداً یک نماز را ترک کند، در حالی به بارگاه خداوند متعال حاضر می‌شود که خداوندی از وی ناخشنود است».

گرچه شرعاً در حال عذر اینگونه نماز خواندن اشکالی ندارد و این روش نماز، در و عید و تهدید ترک نماز داخل نیست، ولی صحابه کرام -رضوان الله علیهم اجمعین ـ  به خاطر عشق و علاقه شدیدی که به نماز داشتند و اهمیت زیادی که برای فرموده‌های پیامبر اکرم r قایل بودند، چنانکه حضرت ابن عباسب حاضر نشد، به جراحی و مداوای چشم رضایت دهد و نمازهایش را آنگونه ادا کند؛ زیرا آنان تمام دنیا را حاضر بودند فدای یک نماز کنند. امروز با بی‌شرمی تمام، افرادی یافت می‌شوند که به این حضرات ش اسائه ادب و جسارت می‌کنند. فردا هنگامی که به میدان حشر قدم بگذاریم معلوم می‌شود که آنان چه کسانی بودند و ما چه رفتاری با آنان داشته‌ایم.

بستن مغازه‌ها


یک بار حضرت عبدالله بن عمرب به بازار رفته بود، وقت نماز و اقامه جماعت فرا رسید دید که همه مردم مغازه‌های خود را بستند و به سوی مسجد رفتند. ابن عمرب می‌گوید: در باره همین مردم این آیه شریفه نازل گردید:

 (سوره نور، آیه ۳۷). «مردانی که تجارت و داد وستد، آنان را از یاد الله وبرپا داشتن نماز و پرداخت زکات بازنمی‌دارد و از روزی بیم دارند که دل‌ها و دیده‌ها در آن مضطرب می‌شوند

مفهوم آیه چنین است که در این مساجد کسانی هستند که صبح و شام به یاد الله مشغول اند و با یاد الله، علی الخصوص با نماز و ادای زکات چنان اشتغال دارند که آنان را خرید و فروش در غفلت نمی‌اندازد و از چنان روزی بیم و هراس دارند که بسیاری از دل‌ها و بسیاری از چشمها از جای خود تکان می‌خورند و بی‌جا می‌شوند(.

حضرت ابن عباسبمی‌فرماید: آنها به معامله و خرید و فروش مشغول می‌شدند، لکن هنگامی که صدای اذان را می‌شنیدند، همه چیز را رها و به سوی مسجد حرکت می‌کردند. در جایی دیگر می‌فرماید: به خدا سوگند! این آقایان تاجر بودند ولی تجارت, آنان را از یاد و ذکر الهی مانع نمی‌شد. یک بار حضرت عبدالله بن مسعود t به بازار رفته بود که اذان گفته شد، او دید که مردم وسایل خود را ترک کردند و به سوی نماز حرکت نمودند. ابن مسعودt می‌فرماید: این‌ها کسانی هستند که خداوند در مورد آنان فرموده است: ﴿ رِجَالٌ لَّا تُلْهِیهِمْ تِجَارَهٌ وَلَا بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّهِ﴾  (النور: ۳۷ ). «مردانی که تجارت وداد وستد, آنان را ازیاد خدا باز نمی دارد».

در حدیثی آن حضرت r فرمودند: «روز قیامت خداوند متعال تمام مردم را در یک جای گرد می‌آورد و می‌فرماید: کجایند کسانی که در حال شادی و مشکلات در هرحال، حمد و ثنای الله را بیان می‌کردند؟ آنگاه گروه کوچکی برخواسته و بدون حساب و کتاب وارد بهشت می‌شوند. سپس اعلام می‌شود: کجایند آنانی که شب‌ها از بسترهای‌شان فاصله می‌گرفتند و پروردگار خود را با خوف و شوق یاد می‌کردند؟ آنگاه گروه کوچک دیگری برخواسته و بدون حساب و کتاب وارد بهشت می‌شوند. بار سوم اعلام می‌شود: کجایند آن‌هایی که تجارت و معامله، آنان را از ذکر و یاد الله باز نمی‌داشت؟ گروه کوچک سومی برخواسته و بدون حساب و کتاب وارد بهشت می‌شوند. پس از آن، حساب و کتاب بقیه مردم آغاز می‌شود

شهادت حضرات زید، عاصم و خبیبy


عزیزان و خویشاوندان کافرانی که در جنگ احد کشته شده بودند، شدیداً در صدد گرفتن انتقام از مسلمانان بودند. سلافه که دو فرزندش را در جنگ احد از دست داده بود، نذر کرده بود که چنانچه به عاصمt (کسی که فرزندانش را کشته بود) دسترسی پیدا کند، در کاسه سرش شراب بنوشد. بر همین اساس اعلام کرد که هرکس سر عاصم را برایش بیاورد یکصد شتر جایزه خواهد داشت. اعلام این جایزه، سفیان بن خالد را تحریک نمود تا در صدد آوردن سر عاصمt برآید. چنانکه چند نفر از افراد قبیله «عضل» و «قاره» را به مدینه منوره فرستاد، آنان به مدینه رفته اظهار ایمان و اسلام کردند و به منظور تعلیم و تبلیغ احکام اسلام، از آن حضرتr درخواست اعزام چند نفر مبلغ علی الخصوص حضرت عاصمt را نمودند، و گفتند: حضرت عاصم واعظ و سخنران خوبی است.

آن حضرت r ده نفر و در بعضی از روایات شش نفر را با آنان فرستاد. عاصمt نیز در میان آنان بود، در میان راه با دویست نفر از دشمنان که یکصد تیرانداز معروف بین آنان بود، مواجه شدند. این افراد با هماهنگی کسانی که اظهار اسلام کرده و با حیله و نیرنگ، از آن حضرتr درخواست اعزام مبلغ کرده بودند، آمده بودند.

در بعضی از روایات مذکور است که پیامبر اکرم r عاصم و یارانش را به منظور تجسس و کسب خبر از اهل مکه, فرستاده بودند و در میان راه با دویست نفر از جنگجویان قبیله بنی لحیان مواجه شدند. این گروه ده یا شش نفره وقتی این حال را دیدند به یک کوه به نام «فدفد» پناه بردند. کفار به آنان گفتند: ما قصد نداریم خون شما را بریزیم، فقط می‌خواهیم از اهل مکه در مقابل شما مقداری مال بگیریم. شما با ما بیایید ما شما را به قتل نخواهیم رساند ولی آنان گفتند: ما به عهد و وعده کفار اطمینان نداریم و با تیر شروع به مقابله با آنان کردند. وقتی تیرها به پایان رسید، با نیزه‌ها به مقابله پرداختند. حضرت عاصمt خطاب به یاران گفت: شما را فریب داده اند ولی جای ترس و بیمی نیست، شهادت را برای خود غنیمت بدانید، محبوب شما با شما همراه است، و حوران بهشتی به انتظار شما نشسته اند. آنگاه به قهر و غضب تمام به مقابله پرداخت، بطوری که نیزه‌اش شکست، با شمشیر حمله نمود. تعداد جنگجویان کفار زیاد بود و عاصمt، سرانجام به درجۀ رفیع شهادت نایل شد و در لحظات آخر دعا کرد: پروردگارا! پیامبرت را از حال ما آگاه بگردان. چنانکه این دعا قبول شد و پیامبر اکرم r در همان موقع از جریان آنها مطلع شد. عاصمt قبلاً شنیده بود که سلافه نذر کرده که در کاسه سرش شراب خواهد نوشید، لذا هنگام شهادت دعا کرد که: پروردگارا! سرم در راه تو قطع می‌شود و تو از آن حفاظت کن. این دعا نیز پذیرفته شد و پس از شهادت، وقتی کفار خواستند سرش را از تن جدا کنند، خداوند متعال انبوهی از زنبوران عسل را برای محافظت فرستاد و در بعضی از روایات انبوهی از زنبوران را فرستاد. کفار که این صحنه را دیدند، گفتند: چون شب فرا رسد، این‌ها می‌روند آنگاه سرش را قطع خواهیم کرد. وقتی شب فرا رسید، خداوند متعال باران را فرستاد و سیل آمد و جسد او را با خود برد. بدین طریق، سه و یا هفت نفر شهید شدند و سه نفر باقی ماندند. حضرت خبیب، زید بن دثنه و عبدالله بن طارق y. کفار با این سه نفر عهد و وعده کردند که شما از بالای کوه پایین بیایید ما با شما کاری نداریم. این هرسه نفر پایین آمدند، وقتی پایین آمدند کفار نخ‌های تیر کمان‌های آنان را باز کردند و دست‌هایشان را با آن بستند. حضرت عبدالله بن طارقt گفت: این اولین عهدشکنی شماست. من هرگز با شما نمی‌آیم و دوست دارم با این شهیدان همراه باشم. آنان خواستند با زور او را با خود ببرند ولی او از رفتن خودداری کرد آنگاه او را نیز شهید کردند. فقط دو نفر را با خود به مکه بردند و در آنجا آنان را فروختند. زید بن دثنهt را صفوان امیه در مقابل پنجاه شتر خرید تا در عوض پدرش امیه، او را به قتل برساند. و حضرت خبیب t را «حجیر بن ابی‌اهاب» در قبال یکصد شتر خریداری نمود تا در عوض پدرش او را به قتل برساند. در بخاری آمده است که: فرزندان «حارث بن عامر» او را خریدند چون او در جریان غزوه بدر حارث را کشته بود. صفوان اسیر خود، یعنی حضرت زیدt را بلافاصله به غلام خود سپرد تا او را بیرون حرم برده به قتل برساند. برای مشاهدۀ این صحنه تعداد زیادی از مردم در آنجا جمع شدند.

ابوسفیان نیز از جمله آنان بود. او موقعی که زیدt کلمه شهادت را بر زبان می‌آورد، از وی پرسید: ای زید تو را به خدا سوگند راست بگو! آیا دوست داری که در عوض تو گردن محمد (r) زده شود و تو آزاد شوی و با زن و فرزندانت همراه باشی و با آنان زندگی کنی؟ زید در جواب گفت: به خدا سوگند، من دوست ندارم حتی خاری به جان محمد r فرو رود و من راحت و آرام همراه با فرزندانم زندگی کنم. قریش با شنیدن این پاسخ بهت‌زده و دچار حیرت شدند. ابوسفیان گفت: محبت و علاقه‌ای که یاران محمد نسبت به وی دارند، نظیرش هرگز دیده نشده است. حضرت زیدt به درجه رفیع شهادت نایل آمد، حضرت خبیبt  مدتی در زندان ماند.

کنیز حجیر که بعداً مشرف به اسلام شد، چنین روایت می‌کند: زمانی که خبیبt در اسارت به سر می‌برد، دیده شد که او خوشه بزرگی از انگور را که حجم آن به اندازه سر یک انسان بود، در دست گرفته و از آن می‌خورد. در آن روزگار در مکه انگور اصلاً وجود نداشت. کنیز مذکور اضافه می‌کند: زمانی که لحظات قتل او فرا رسید، جهت زایل کردن موهای زاید بدن مایل بود وسیله‌ای به وی داده شود، خواستِ او عملی شد. درست زمانی که تیغ در دست حضرت خبیب t بود، کودک خردسالی نزد او رفت حاضرین متوجه شدند که کودک نزد او رفته و از این که حضرت خبیب t تیغ را در دست گرفته است، دچار وحشت شدند. (که ممکن است کودک را به قتل برساند) حضرت خبیب t خطاب به حاضران فرمود: آیا فکر می‌کنید من او را خواهم کشت؟ چنین چیزی محال است. سپس از حدود حرم بیرون برده شد و در لحظاتی که می‌خواستند او را به جوخه اعدام ببرند، از وی سؤال شد: اگر کلام و پیامی دارید بفرمایید؟ او گفت: دوست دارم به من مهلت داده شود تا دو رکعت نماز بگزارم، زیرا می‌بینم که لحظات ملاقات با خدای عزوحل دارد فرا می‌رسد. اجازه داده شد و با نهایت اطمینان دو رکعت نماز خواند و فرمود: اگر شما چنین فکر نمی‌کردید که من به خاطر ترس و فرار از مرگ تأخیر می‌کنم، بسیار مایل بودم که دو رکعت دیگر نیز بخوانم، آنگاه بر سر دار برده شد. در همین لحظه دعا کرد و گفت: پروردگارا! کسی نیست که آخرین سلام مرا به پیامبر گرامیتr ابلاغ دارد؟ این سلام به وسیله وحی در همان لحظات به رسول اکرم r ابلاغ شد. رسول اکرم r فرمودند: «وعلیک السلام یا خبیب» و به یاران اطلاع دادند که حضرت خبیب توسط قریش کشته شده است. پس از آنکه خبیب t به دار آویخته شد، چهل تن از افراد کفار با سر نیزه‌ها به او حمله برده و تمام بدن او را مجروح کردند. در واپسین لحظات زندگی او را سوگند داده از وی سؤال شد: آیا مایل هستی که تو را رها ساخته و در عوض تو محمد (r) کشته شود؟ در جواب گفت: به خدا سوگند، دو بار مایلم که تمام گوشت و پوست بدنم تکه تکه شود ولی کوچک‌ترین گزندی به محمد r نرسد.

این داستان‌ها از هر حیث پندآموز و عبرت‌آمیز هستند ولی دو نکته در داستان مذکور فوق العاده حایز اهمیت است:

یکی عشق و محبت یاران, نسبت به رسول اکرم r. آنان با نهایت خشنودی و رضای خاطر آماده  بودند که از جان و مال خود بگذرند ولی نمی‌خواستند کوچک‌ترین گزندی به رسول اکرم r برسد، حتی مایل نبودند که چنین کلمه‌ای را در حق آن حضرت بر زبان بیاورند؛ زیرا که کفار از حضرت خبیب t می‌خواستند که او فقط با زبان چنین بگوید و گرنه کفار توان اذیت و آزار دادن پیامبر r را داشتند و علاوه بر این، کفار هرآن در صدد اذیت کردن پیامبر r بودند، چه در عوض و یا بدون معاوضه.

نکته دوم توجه این حضراتش به نماز است، به طور عموم در چنین لحظه‌هایی بیشتر انسان‌ها به فکر زن و فرزندان خود می‌افتند، دوست دارند آنان را ببینند و با آنان سخن بگویند، ولی این بزرگواران در فکر سلام و درود برای رسول الله r و در صدد نمازخواندن و خشنودی پروردگار بودند.

شرط همراهی با پیامبرr در بهشت


حضرت ربیعه t می‌گوید: اکثر شب‌ها را در خدمت پیامبر r سپری می‌کردم. موقع نماز شب و تهجد, آب وضو، مسواک و جای نماز را برای پیامب r تدارک می‌دیدم. روزی رسول اکرمr با ابراز خرسندی از من فرمودند: بگو چه می‌خواهی؟ عرض کردم: یا رسول الله! تنها آرزویم این است که در بهشت همراه تو باشم. رسول اکرم r فرمودند: دیگر چه می‌خواهی؟ عرض کردم: تنها آرزویم همین است. رسول اکرم r فرمودند: اگر چنین است با خواندن نماز و کثرت سجده مرا یاری کن.

در حدیث مذکور اشاره است به این نکته که فقط به دعا اکتفا نشود، بلکه عمل و تلاش نیز انجام گیرد. و از میان تمام اعمال، نماز از اهمیت بسیار والای برخوردار است. نماز به هر میزان که بیشتر باشد سجده نیز بیشتر خواهد شد؛ کسانی که فقط به این امید زندگی می‌کنند که فلان بزرگ، فلان سید و فلان مرشد, برای ما دعا می‌کند و خودشان به عمل و عبادت توجه ندارند، در نهایت خطا و اشتباه به سر می‌برند، خداوند این دنیا را دارالاسباب قرار داده است. هرچند که خداوند تواناست و بدون تردید می‌تواند بدون اسباب، امور دنیا را اداره کند و برای نشان‌دادن قدرت و توان خود گاهی چنین نیز می‌کند ولی عادت و سنت الهی بر این است که امور دنیا تحت اسباب انجام می‌گیرند.

بسیار شگفت‌آور است که ما در امور دنیا و کارهای تجاری و کشاورزی و غیره هرگز بر دعای محض بسنده نمی‌کنیم و به تقدیر قانع نمی‌شویم، بلکه انواع و اقسام سعی و تلاش را به کار می‌گیریم, ولی در امور دین به امید دعاها و تقدیر می‌نشینیم. بدون تردید دعای بندگان خاص خدا نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کند. با وجود این رسول اکرم r فرمودند: با نماز و کثرت سجده مرا یاری کن تا بتوانم روز قیامت تو را همراه خود ببرم.

منبع:نوگرا


جایگاه نماز در قرآن  وکلام بزرگان


نویسنده: واحد ترجمه و تدوین نوگرا


خداوند، کسانی را که تنبلی می‌کنند و نماز را ضایع می‌نمایند، مذمت نموده است.

چنانچه می‌فرماید:]إِنَّ الْمُنَافِقِینَ یُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلاَهِ قَامُوا کُسَالَى یُرَاءُونَ النَّاسَ وَلاَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ إِلاَّ قَلِیلاً[.[نساء:۱۴۲] (همانا منافقان، خدا را فریب می دهند در حالی که خداوند، آنان را فریب می دهد. و هنگامی که برای نماز بر می‌خیزند با سستی و تنبلی، و برای نشان دادن مردم، نماز می‌خوانند. و خدا را فقط اندکی یاد‌ می‌کنند).

از آنجا که نماز از اهمیت بسیار والایی برخوردار است، خداوند اعمال رستگاران را با نماز آغاز نموده و با نماز به پایان رسانیده است .

چنانکه می‌فرماید:]قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ  (۱)الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاَتِهِمْ خَاشِعُونَ(۲)وَالَّذِینَ هُمْ عَنْ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ(۳)وَالَّذِینَ هُمْلِلزَّکَاهِ فَاعِلُونَ(۴)وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ(۵)إِلاَّ عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ(۶)فَمَنْ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِکَ فَأُوْلَئِکَ هُمْ الْعَادُونَ(۷)وَالَّذِینَ هُمْ لأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ(۸) وَالَّذِینَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ‌یُحَافِظُونَ[.[مؤمنون: ا ـ ۹](همانا مؤمنان، رستگار شدند. آن کسانی که در نمازشان، خشوع دارند، و از کارهای بیهوده، روی می‌گردانند، زکات اموالشان را می‌پردازند و شرمگاهایشان را حفاظت ‌‌می‌کنند بجز همسران و کنیزان خود. که در این صورت، قابل سرزنش نیستند. و کسانی که غیر از این را دنبال کنند، آنان تجاوزکارند.ـ همچنین مؤمنان رستگارـ کسانی هستند که امانت دارند و به عهد و پیمان خود، وفا می‌کنند و از نمازهایشان محافظت می‌کنند).

نماز، اولین چیزی است که روز قیامت، بنده بخاطر آن محاسبه می شود و اگر نمازش، پذیرفته شود رستگار می‌گردد و اگر نمازش، پذیرفته نشود،‌ ‌ناکام  می‌گردد و  زیان می بیند.

 قرآن می‌فرماید: ﴿‏ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَهَ وَأَنتُمْ سُکَارَى حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ وَلاَ جُنُباً إِلاَّ عَابِرِی سَبِیلٍ حَتَّىَ تَغْتَسِلُواْ﴾[النساء: ۴۳].« ای کسانی که ایمان آورده‌اید ! در حالی که مست هستید به نماز نایستید تا آن گاه که می‌دانید چه می‌گوئید ، و به نماز نایستید در حالی که جنب هستید تا آن گاه که غسل می‌کنید ، مگر این که مسافر باشید . ».

﴿وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِینَ﴾  (البقره: ۲۳۸).«و براى خداوند فروتنانه [به عبادت‏] بایستید».

قرآن کریم به سه چیز بسیار مهم و قابل تأمل در نماز، یعنی خشوع، محافظت و دوام اشاره فرموده است:

قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ.(مؤمنون: ۱-۲)«مؤمنان رستگار شدند * آنها که در نمازشان خشوع دارند».

وَالَّذِینَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ یُحَافِظُونَ    (مؤمنون / ۹)«و آنها که بر نمازهایشان مواظبت مى‏نمایند».

الَّذِینَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ  (معارج / ۲۳)«آنان که همواره بر نمازشان مداوم و پایدارند»

نماز هر نمازگزاری باید این سه ویژگی را داشته باشد.

﴿وَأَقِمِ الصَّلاهَ لِذِکْرِی﴾  (طـه: ۱۴)«و بر پا کن نماز را براى یاد کردن من‏»

﴿إِنَّ الصَّلاهَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ﴾    (العنکبوت: ۴۵)«یقیناً نماز از کارهاى زشت، و کارهاى ناپسند باز مى‏دارد».

﴿وَأَقِمِ الصَّلاهَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ﴾    (هود: ۱۱۴)«و بر پا کن نماز را دو طرف روز و ساعتى چند از شب هر آئینه طاعات دور میکنند گناهان را».

قُلْ أَمَرَ رَبِّی بِالْقِسْطِ وَأَقِیمُواْ وُجُوهَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ کَمَا بَدَأَکُمْ تَعُودُونَ ‏.اعراف/۲۹

‏بگو : پروردگارم ( همگان را در هر زمان و مکانی ) به دادگری فرمان داده است ، و ( دستور او ) این ( است ) که در هر عبادتی رو به خدا کنید و از وی مخلصانه اطاعت نمائید و او را صادقانه بپرستید . خداوند همان گونه که شما را در آغاز آفریده است ،  ( به همان سادگی پس از مرگ شما را زنده می‌کند و به سوی او ) برمی‌گردید .‏

وَأَنْ أَقِیمُواْ الصَّلاهَ وَاتَّقُوهُ وَهُوَ الَّذِیَ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ .‏انعام/۷۲ و ( از سوی خدا به ما دستور داده شده است ) این که نماز را به گونه شایسته بخوانید و از خدا بترسید و ( اوامر او را اجرا کنید ؛ چه ) او است که در پیشگاهش گردآورده می‌شوید ( و حساب و کتاب پس می‌دهید ) .‏

‏ قُل لِّعِبَادِیَ الَّذِینَ آمَنُواْ یُقِیمُواْ الصَّلاَهَ وَیُنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرّاً وَعَلانِیَهً مِّن قَبْلِ أَن یَأْتِیَ یَوْمٌ لاَّ بَیْعٌ فِیهِ وَلاَ خِلاَلٌ.  ابرهیم/

«(ای محمد(ص) بگو به بندگان مؤمن من: باید نماز را بگونه شایسته بخوانند واز آنچه برایشان داده ام مقداری را در پنهان وآشکار ببخشند پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن معامله ودوستی نیست».

نماز رابطه مستقیم بین بنده و پروردگار اوست، نماز مناجات بین مخلوق وخالق می باشد. نماز لذت بخش دلها، نزدیکی و انس با رب العالمین است. نماز سبب نور در چهره و اصلاح در قلب می باشد. نماز قلبها را پاک نموده وگناهان را می زداید و انسان مؤمن را از گناهان کبیره و صغیره و اعمال زشت و حرام باز می دارد.

خداوند تبارک وتعالی می فرماید:


اتْلُ مَا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنَ الْکِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاهَ إِنَّ الصَّلَاهَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ وَلَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ وَاللَّهُ یَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ . ‏عنکبوت/۴۵‏( ای پیغمبر ! ) بخوان آنچه را که از کتاب ( آسمانی قرآن ) به تو وحی شده است ، و نماز را چنان که باید برپای دار . مسلّماً نماز ( انسان را ) از گناهان بزرگ و از کارهای ناپسند ( در نظر شرع ) بازمی‌دارد ، و قطعاً ذکر خدا و یاد الله ( از هر چیز دیگری ) والاتر و بزرگتر است ، و خداوند می‌داند که شما چه کارهائی را انجام می‌دهید ( و سزا و جزایتان را خواهد داد ) .‏

أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَکَثِیرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ ‏. حدید/۱۶ آیا وقت آن برای مؤمنان فرا نرسیده است که دلهایشان به هنگام یاد خدا ، و در برابر حق و حقیقتی که خدا فرو فرستاده است ، بلرزد و کرنش برد ؟ و آنان همچون کسانی نشوند که برای آنان قبلاً کتاب فرستاده شده است و سپس زمان طولانی بر آنان سپری گشته است ، و دلهایشان سخت شده است  و بیشترشان فاسق و خارج( از حدود دین خدا) گشته‌اند

وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْالعلق/۱۹«سجده کن و نزدیک شو»

 یعنی به نماز خواندن خود ادامه بده در برابر آفریدگار خویش و بدین وسیله به پروردگارت نزدیک شو.

نماز از بزرگترین ارکان عملی اسلام است و اهمیت وجایگاه آن براساس آیاتی که بیان شد واضح است، اما مهمتر از آن خشوع و فروتنی در نماز است که از ضروریات و واجبات می باشد، زیرا که دشمن خدا، ابلیس، قسم خورده و عهد بسته که بنی‌آدم را گمراه کند و آنها را دچار فتنه و آشوب کند شاید که شیطان نتواند انسان مسلمان را از نماز خواندن باز دارد اما قطعا سعی خواهد کرد که اورا از نماز غافل گرداند.

ثُمَّ لآتِیَنَّهُم مِّن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیْمَانِهِمْ وَعَن شَمَآئِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شَاکِرِینَ ‏.(اعراف / ۱۷)

«سپس از پیش رو و از پشت سر و از طرف راست و چپ و از هر جهت به سراغ ایشان می‌روم و گمراهشان می‌سازم».

شیطان از انواع وسائل و وسوسه‌ها استفاده می‌کند تا انسان را از نماز بازدارد و او را از لذت عبادت و اجر و ثواب محروم کند و بسیاری از مردم در این کار تسلیم وی شده‌اند، زیرا اولین چیزی که در عبادت از بین می‌رود خشوع است. در این عصر، که عصر آشوب و فتنه است، گفتار حذیفهt در این مورد صدق می‌کند که فرمودند: اولین چیزی که از دین شما از بین می‌رود خشوع، و آخرین چیزی که از بین می‌رود نماز است، و بسیاری از نمازگزاران هستند که خیری در آنها نیست و از نمازشان بهره‌ای نمی‌برند و ای بسا که داخل مسجد شوی و شخص فروتن و خاشعی را در آن نبینی.

عباده بن صامتt می گوید: شنیدم که رسول الله r فرمود: «خَمْسُ صَلَوَاتٍ کَتَبَهُنَّ اللَّهُ عَلَى الْعِبَادِ فَمَنْ جَاءَ بِهِنَّ لَمْ یُضَیِّعْ مِنْهُنَّ شَیْئًا اسْتِخْفَافًا بِحَقِّهِنَّ کَانَ لَهُ عِنْدَ اللَّهِ عَهْدٌ أَنْ یُدْخِلَهُ الْجَنَّهَ».«خداوند، پنج نماز بر بندگانش، فرض نموده است. هر کس، آنها را بدون استخفاف، ادا نماید و ضایع نگرداند، خداوند، عهد نموده است که او را وارد بهشت نماید».

عثمان‌ می‌گوید: شنیدم که رسول الله r فرمود:‌«لا‌یَتَوَضَّأُ رَجُلٌ‌مُسْلِمٌ فَیُحْسِنُ الْوُضُوءَ فَیُصَلِّی صَلاهً إِلا‌غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا بَیْنَهُ‌وَبَیْنَ الصَّلاهِ الَّتِی تَلِیهَا».«هر فرد مسلمانی که خوب وضو بگیرد و نمازی بخواند، خداوند، گناهانی را که از این نماز تا نماز بعدی، انجام می‌گیرد، می‌بخشد

نماز، باعث کفاره گناهان گذشته می‌شود. عثمان بنعفان‌t می‌گوید: شنیدم که رسول الله r فرمود: «مَا مِنِ امْرِئٍ مُسْلِمٍ تَحْضُرُهُ صَلاهٌ مَکْتُوبَهٌ فَیُحْسِنُ وُضُوءَهَا وَخُشُوعَهَا وَرُکُوعَهَا إِلا کَانَتْ کَفَّارَهً لِمَا قَبْلَهَا مِنَ الذُّنُوبِ مَا لَمْ یُؤْتِ کَبِیرَهً وَذَلِکَ الدَّهْرَ کُلَّه».«یعنی هر فرد مسلمانی که نماز فرضی را در یابد و برای آن، خوب وضو بگیرد و خشوع آنرا بخوبی رعایت کند و رکوعش را هم درست انجام دهد، این نماز، باعث کفاره گناهان گذشته‌اش می‌شود. البته بجز گناهان کبیره. (نیاز به توبه دارند) و تمام عمر اینگونه است. منبع:نوگرا

 خواص طبی نماز


برخی از کارشناسان معتقدند نماز خواندن تنها غذای روح انسان نیست , بلکه جسم انسانها را نیز تقویت می کند.

و آنها را در مبارزه با مشکلات روزمره یاری می دهد . وقتی چشمها در حالت نماز ثابت می ماند جریان فکر هم خود به خود آرام شده و در نتیجه تمرکز فکر افزایش می یابد. ثابت ماندن چشم باعث بهبود ضعف و نواقصی مانند نزدیک بینی می شود و به لحاظ روانی این حالت باعث افزایش مقاومت عصبی فرد شده و بی خوابی و افکار نا آرام را از انسان دور می کند.

ایستادن در حالت نماز باعث تقویت حالت تعادلی بدن شده و قسمت مرکزی مخچه که محل کنترل اعمال و حرکات ارادی است را تقویت می کند و این عمل باعث می شود فرد با صرف کمترین نیرو و انرژی به انجام صحیح حرکات بعدی بپردازد. نماز قسمت فوقانی بدن را پرورش داده و ستون مهره ها را تقویت کرده و آن را در حالت مستقیم نگاه می دارد.

تقویت أحشاء و ماهیچه های شکم , حفظ سلامت دستگاه گوارش و رفع یبوست مزمن سوء هاضمه و بی اشتهایی از دیگر خواص نماز خواندن و رکوع در نماز است.

کارشناسان می گویند در حالت رکوع ماهیچه های اطراف ستون مهره ها منبسط می شود کخ در متعادل و آرام کردن سمپاتیک موثر است.

مدت زمان خواندن ذکر رکوع نیز باعث تقویت عضلات صورت و گردن ساق پا و رانها می شودو به این ترتیب به جریان خون در قسمتهای مختلف بدن سرعت می بخشد.

تنظیم متابولیسم بدن فراهم نمودن زمینه از بین رفتن اکثر بیماری ها از بدن , کمک به افزایش حالت استواری و استحکام مغز و بهبود ناراحتی های تناسلی و نارسایی های تخمدان از دیگر خواص رکوع در نماز است.

سجده نیز ستون مهره های بدن را تقویت کرده و دردهای سیاتیک را آرام می کند. سجده علاوه بر از بین بردن یبوست و سوء هاضمه ,پرده دیافراگم را تقویت کرده و به دفع مواد زاید بدن به دلیل فشرده شدن منطقه شکمی کمک می کند.

سجده همچنین باعث افزایش جریان خون در سر شده که این امر با تغذیه این غدد باعث حفظ شادابی , زیبایی و طراوت پوست می شود.

حالات سجده به واسطه باز شدن مهره ها از یکدیگر باعث کشیده شدن اعصابیکه قسمتهای مختلف بدن را به مغز وصل می کند,شده و این اعصاب را در یک حالت تعادلی قرار می دهد که این عم برای سلامت انسان بسیار حائز اهمیت است

سجده باعث آسودگی و آرامش در فرد شده و عصبانیت را تسکین می دهد. استحکام بخشیدن و تقویت عضلات پاها و ران ها , کمک به نفخ معده و روده , بهبود فتق , از خواص نشستن بعد نماز است.

روشن است که نماز فلسفی خاص خود را دارد که معراج مومن و مایه ی قرب به حق است و آن را باید فقط برای خداوند تعالی خواند و نه به انگزه فواید و آثاری از این دست, ولی آگاهی از این دست نظرات علمی نیز می تواند برای برخی مفید باشد.

منبع:آیات الهی و احادیث نبوی


Tags آرام کردن سمپاتیک باعث تقویت حالت تعادلی تنظیم متابولیسم بدن توجه به نعمت‌ها، نه کمبودها فواید نماز خواندن از نظر پزشکی

نظر




وبسایت


سئوال امنیتی: لطفا جواب معادله را بنویسید *  +  سه  =  5 .hide-if-no-js { display: none !important; }






10

پیشنهاد شده برای شما :
0 محمد بصیری ادرس فوریه 9, 2019
برچسب ها :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *