سه ضرب المثل درباره ی بهار

سه ضرب المثل درباره ی بهار

پیشنهاد شما مخصوص شما :

خواص دارویی و گیاهی

سه ضرب المثل درباره ی بهار

سه ضرب المثل درباره ی بهار

زیبایی بهار همواره موجب شده است بسیاری از نویسندگان و شاعران سرزمین کهن ایران در وصف آن سخن بسرایند و همچون ‏‏«صدای سخن عشق» گفتارشان اصلاً تکراری نیست. ‏

در ادبیات عامیانه و شفاهی مردم کوچه و بازار هم این فصل نمود خاصی دارد و آنچه که در ضرب المثل ها، متل ها، قصه ها و ‏باورهای مردم آمده است نشانگر جایگاه خاص این فصل در زندگی مردم است.

عباراتی همچون ‏

 

‏«سیاه بهار» ‏و یا ‏‏«گدابهار»‏

 

از خشکسالی و یا وقوع سیل و نزول برف و باران زیاد و بی موقع حکایت داشت. کافی بود در فصول پاییز و زمستان برف و ‏باران به اندازه کافی نازل نشود و طبیعی بود که خطر بی آبی کشاورزی دیم را تهدید کند و «قحط و غلا» پیامد این خشکسالی ‏بود و کمبود میوه ها و غلات، گرانی آنها را در پی داشت و در این جا عبارت «سیاه بهار» مصداق می یافت.

سه ضرب المثل درباره ی بهار

 

گویا در یکی از ‏قحطی های سال های پایانی قرن گذشته بخیل شدن آسمان بر زمین چنان شد که افراد خیر جهت رفع گرسنگی مردم «دمپختک» ‏در کوچه و خیابان بار می گذاشتند، با این حال تعداد بسیار زیادی از مردم تهران از گرسنگی تلف شدند.

در مقابل عبارت «سیاه بهار» که عموماً مختص امور دام و کشاورزی بود، عبارت «گدا بهار» در مورد امور اداری و شاغلان در ‏ادارات دولتی رایج بود. ‏

برخلاف امروز که پول به شکل اسکناس بسیار و فراوان در بازار رواج دارد و دست به دست می شود و مازاد تورم هر ساله ریشه ‏در این درد بی درمان دارد، پول ـ اعم از مسکوک و اسکناس ـ چندان در بازار گردش نمی کرد و با توجه به درآمد اندک ‏شاغلان در بخش دولتی و همچنین تعداد کم افراد شاغل در این رشته، اکثراً نقدینگی خود را در اسفند و فروردین از دست می ‏دادند و برای ماه های بعد، دچار بی پولی می شدند و جالب آن بود که برخلاف این روزها، قیمت ها سیر نزولی پیدا می کرد و ‏با آمدن میوه های گوناگون و فراوانی و ارزانی آنها، باز هم قدرت خرید، چندان وجود نداشت و مردم در حسرت میوه های ‏نورسیده می ماندند و عبارت «گدابهار» مصداق می یافت. ‏

حال، نگاهی داریم به برخی از ضرب المثل ها و کنایه های مردم طهران ـ و یا منسوب به آنها ـ و همچنین ظرایفی که در این ‏عبارات وجود دارند؛

سالی که نکوست از بهارش پیداست:‏

 

نیم بیت دوم این عبارت «ماستی که ترشه از تاغارش (=تغارش) پیداست.» سال اگر «ترسال» بود و برف و باران به موقع می آمد، ‏نکویی آن هویدا بود و اگر سرمای بی موقع موجب از بین رفتن سردرختی ها می شد، مردم آن را به بدیمنی تعبیر می کردند و ‏از آن جا که ماست چرخ کرده ـ چربی گرفته تا انتها ـ فقط در تغار عرضه می شد و قیمت نازلی داشت و خریداران چندانی جز ‏افراد فقیر و تهیدست نداشت، تاغاری بودن ماست، دلیل بدی آن بود و این ضرب المثل رایج در محاورات عامه می گشت.

بزک نمیر بهار میاد، کـُمبـُزه با خیار میاد:‏

 

کمبزه یا کنبزه یا کنبیزه، نوعی خیار یا به عبارتی خربوزه کال است و در صورت رسیدن، حلاوت و خوش خوراکی کال آن را ‏ندارد. ‏

کمبزه بسیار کمیاب بود و از آن جا که خیار درختی شناخته شده نبود در زیر مشمع و گلخانه هم بلد نبودند به عمل آورند، خیار ‏نوبر هم بسیار گران بود و خوردن خیار نوبرانه و کالک کمبزه، کار هر کس نبود و وعده دادن آن، وعده سرخرمن بود و این ‏ضرب المثل به کار می رفت.

مثل ابر بهار:‏

 

ابرهای بهاری رگبار به دنبال دارند و بر خلاف امروز که تمامی خیابان ها آسفالت هستند و غیر قابل نفوذ، در گذشته کافی بود ‏رگبار تندی «در بگیرد» و سیلاب در کوچه ها و خیابان ها سرازیر می شد و از آن جا که معبر و جوی چندان شناخته شده ‏نبودند، سیل لاجرم از راه می رسید، عبارت «مثل ابر بهار» حکایت اشک سیل آسا را نیز تداعی می کرد.

بهار خواب:‏

 

امروز دیگر در ساختمان سازی، چیزی به نام «بهار خواب» وجود خارجی ندارد ‏

اما در روزگاران گذشته، یکی از شیرین ترین خواب ها، خوابیدن در بهارخواب در هوای سکرآور بهار بود. ‏

اکثر بهارخواب ها رو به حیاط خانه ها بود و آن دسته از بهارخواب ها که رو به خیابان بودند به علت سکوت حاکم بر شهر، ‏باعث اغتشاش خواب نمی شدند، اما خوابیدن در بهارخواب رو به حیاط، اگر در زیر آن حوض خانه واقع شده بود، لذت ‏دیگری داشت. ‏

چه بسیار بهارخواب در فصل بهار و تابستان که مورد استفاده قرار می گرفت و با طلوع آفتاب، سحرخیزی به سراغ شخص می ‏رفت.

 

 

 

 

منبع: http://norouz94.ir

 

 

 

سه ضرب المثل درباره ی بهار

 

اگر ما بخوایم همین طوری دست رو دست بذاریم تا شاید یکی دیگه کاری مفید انجام بده شاید دیگه مفید بی معنی بشه باید بدونیم که برای پیشبرد کارهامون به خصوص در ادارات و سازمان ها باید همگی احساس مسئولیت داشته باشیم نذاریم مشکلات درون سازمانی باعث بشه که کارهایی رو که باید درست انجام بدیم رو با درگیری های بی ربط و حسادت های بی جا نتونیم انجام بدیم.

 

دانش‌چی

مهارت نوشتاری

نظری بدهید

 

 

آشنایی با داستان، شعر و معنی بزک نمیر بهار میاد کمبزه با خیار میاد

در این پست با معانی، مفهوم، داستان و شعر ضرب المثل قدیمی کوچه بازاری بزک نمیر بهار میاد کمبزه با خیار میاد آشنا می شوید با دانشچی همراه باشید.

درمهارت نوشتاری

 

آشنایی با داستان، شعر و معنی بزک نمیر بهار میاد کمبزه با خیار میاد

در این پست با معانی، مفهوم، داستان و شعر ضرب المثل قدیمی کوچه بازاری بزک نمیر بهار میاد کمبزه با خیار میاد آشنا می شوید با دانشچی همراه باشید.

 

 

⭕ وعده بی اساس دادن

 

سه ضرب المثل درباره ی بهار

 

⭕ یعنی به زبان ساده و عامیانه ندادن علوفه به بز و وعده دادن از رسیدن فصل بهار با خربزه، طالبی و خیار.

⭕ مفهوم دادن وعده های دور و داز و نامعلوم با زبان شیرین و خوش که به سبب محیا نکردن وعده ها زمان حال، ایجاد می شود.

⭕ دادن وعده های سر خرمن از سر خساست به کسی.

 

اشرف الدین حسینی ملقب به نسیم شمال یکی از اصحاب مطبوعات بوده که با سروده هایی طنز در باب مسائل زمانه خود سعی درنقد اوضاع و احوال آن دوران داشته است.

یکی از این سروده ها عنوان «دری وری» دارد که در خصوص وعده و وعیدهای کشککی است که ما انسان ها به این و آن میدهیم به ویژه اگر جوگیر شویم و یا چیزی کوکمان کرده باشد و یا توهم زده باشیم، وعده و وعید هایی می دهیم که گاه بعداً به کلی زیر آن می زنیم و حاشا می کنیم، دیوار حاشا هم که گفته اند بلند است، به بلندی بعضی نرده ها و دیوارها که حتی از مقابل آن هم نمی شود عبور کرد، چه برسد به اینکه از آن بالا رفت، یک طرف ماجرای این وعده و وعید ها موجودات بیچاره و درمانده ای هستند که به آنها وعده و عیدهای سرخرمنی داده می شود.

اما چه بسا که عملی نمی شود و یا دیگر نوشداروی بعد از مرگ سهراب است، درست مانند بزکی که گرسته است و بع بع می کند و به او گفته میشود ، نمیر تا بهار بیاد و علوفه و عشق و حالی، فقط کمی مقاومت می خواهد تحمل گرسنگی چندین ماهه می خواهد به احتمال اینکه بهاری بیاید و پر باران باشد و علوفه ای سبز شود و در دسترس قرار گیرد و تو بخوری، اینکه زیاد سخت نیست، لذا گفته اند «بزک نمیر بهار میاد»- نسیم شمال هم در شعری که خواهید خواند همین را می خواهد بگوید و دیگر هیچ…

گریه مکن عزیز من            موسم نوبهار میاد

 

بلبل مست، نغمه زن           بر سر شاخسار می یاد

 

غله ز «خوار» می رسد            گندم شهریار میاد

 

بزک نمیر بهار میاد              خربزه با خیار میاد

دخترک عزیز من            از غم نان به سر مزن

 

طفلک با تمیز من             شعله به خشک و تر مزن

لوطی اشک ریز من          بر دل من شرر مزن

 

سال دگر برای تو            شوهر غمگسار میاد

 

بزک نمیر بهار میاد          خربزه با خیار میاد

سال دگر به خوشدلی         نان و پنیر می خوری

 

گوشت کباب می کنی              دیزی سیر می خوری

 

بر در خانه ات همی          خربزه با بار میاد

 

بزک نمیر بهار میاد          خربزه با خیار میاد

 

یک دو سه روز صبر کن           غم مخور از گرسنگی

شام اگر نمی خوری نخور       گشنه بخواب، دم مزن

 

خشک شده است          آبها تشنه بخواب، دم مزن

 

بزک نمیر بهار میاد       خربزه با خیار میاد

 

روزی روزگاری حسنی با مادر بزرگش در روستای زیبایی زندگی می كرد. حسنی یك بزغاله داشت و اونو خیلی دوست داشت . روزها بزغاله را به صحرا می برد تا علف تازه بخورد .

هنوز پاییز شروع نشده بود كه حسنی مریض شد و یك ماه در خانه ماند . مادربزرگ حسنی كاه و یونجه ای كه در انبار داشتند به بزغاله می داد .

وقتی حال حسنی خوب شده بود ، دیگر علف تازه ای در صحرا نمانده بود . آن سال سرما زود از راه رسید .

همه جا پر از برف شد و كاه و یونجه ها ی انبار تمام شد . بزغاله از گرسنگی مع مع می كرد . حسنی كه دلش به حال بزغاله گرسنه می سوخت اونو دلداری می داد و می گفت : “ صبر كن تا بهار بیاید آنوقت صحرا پر از علف می شود و تو كلی غذا می خوری . ”

مادر بزرگ كه حرف های حسنی را شنید خنده اش گرفت و گفت : تو مرا یاد این ضرب المثل انداختی كه می گویند بزك نمیر بهار میاد خربزه و خیار میاد . آخه پسر جان با این حرفها كه این بز سیر نمی شود .

به خانه همسایه برو و مقداری كاه از آنها قرض بگیر تا وقتی كه بهار آمد قرضت را بدهی .

حسنی از همسایه ها كاه قرض كرد و به بزك داد و بزك وقتی سیر شد شاد وشنگول ، مشغول بازی شد . [منبع داستان سایت کودکان]

سه ضرب المثل درباره ی بهار

سه ضرب المثل درباره ی بهار

0

پیشنهاد شده برای شما :
0 boy عکس نوامبر 28, 2018
برچسب ها :

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *