داستان مغزهای کوچک زنگ زده

داستان مغزهای کوچک زنگ زده

پیشنهاد شما مخصوص شما :

خواص دارویی و گیاهی

داستان مغزهای کوچک زنگ زده

داستان مغزهای کوچک زنگ زده

مغزهای کوچک زنگ‌زده فیلمی به کارگردانی و نویسندگی هومن سیدی و تهیه‌کنندگی سعید سعدی محصول سال ۱۳۹۶ است. این فیلم به سبک گانگستری درام در فضایی تلخ و اکشن می‌باشد.[۱] نوید محمدزاده و فرهاد اصلانی در نقش دو برادر، شخصیت‌های اصلی این فیلم را برعهده دارند. تعدادی از بازیگران این فیلم از بین ۱۵هزار ویدیوی ارسالی فراخوان بازیگری و شاگردان کلاس‌های ولی زاده انتخاب شده‌اند.[۲] «دبورا یانگ» منتقد آمریکایی نشریه هالیوود ریپورتر نیز پیش از این فیلم «مغزهای کوچک زنگ‌زده» ساخته هومن سیدی استعداد نوظهور سینمای ایران را مهیج‌ترین فیلم-ژانر در بازار جشنواره فجر معرفی کرده بود که به خوبی می‌تواند در عرصه بین‌المللی نیز مخاطبان را جذب کند.[۳]

در منطقه ای نزدیک البرز و زندان قزل حصار ، آبادی وجود دارد که مختصر برای فقیران و آشغال جمع کن ها و افراد به شدت گیر افتاده در تمکن مالی است . خانواده ای در این منطقه زندگی می کنند . شاهین ، شکور ، و شهره به همراه پدر و مادرشان ، زندگی می کنند . خشونت های جامعه و مسائل جمعی مواد مخدر به طوری این خانواده را تحت الشعاع قرار داده است که این خانواده از هم می پاشد . مرگ مادر خانواده ، به زندان رفتن شکور ، دیوانگی شاهین ، گم شدن شهره و در آخر بیچارگی همگی اعضای خانواده . همچنین جنایت ها و جرم های هایی که در دنیای این افراد رخ می دهد ….

مغزهای کوچک زنگ زده کاندیدای یازده جایزه از جشنواره فیلم فجر و برنده چهار جایزه از جمله سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه شد. این فیلم سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران را هم به دست آورد. این فیلم نگاهی به زندگی گوشه ای از فقیرترین مردم ایران دارد. مردمی که در این فیلم به تصویر کشیده شده‌اند در پی فقر به بزهکاری خصوصاً مقوله تولید و پخش مواد مخدر روی آورده‌اند یا از خردسالی در این جامعه بزهکار بزرگ شده‌اند. همچنین موضوع نگاه‌های تعصبی به مقوله غیرت در این فیلم به چالش کشیده شده‌است.[۴]

هومن سیدی (۱۳۵۹ در رشت) کارگردان، فیلمنامه‌نویس، تدوین‌گر و بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ایرانی است.

هومن سیدی پس از پایان دبیرستان و دریافت دیپلم گرافیک کار خود را با حضور در کلاس‌های انجمن سینمای جوان رشت و ساخت چند فیلم کوتاه آغاز کرد. سپس به تهران آمد و در کلاس‌های بازیگری کارنامه به مدیریت پرویز پرستویی شرکت کرد. او فرزند دوم خانواده است و ۲ برادر (حامد و هامون) و یک خواهر (هیلدا) دارد. مادرش بازنشسته نیروی دریایی است و پدرش بازنشسته کارمند بانک کشاورزی.[۱] سیدی در سال ۱۳۸۵ با آزاده صمدی ازدواج کرد و در سال ۱۳۹۲ از او جدا شد.[۲] هومن سیدی در اوایل دهه هشتاد در فیلم یک تکه نان با رضا کیانیان همبازی شد و سپس نقش کوتاهی را در چهارشنبه‌سوری اصغر فرهادی ایفا کرد. او نقش اصلی پابرهنه در بهشت بهرام توکلی را بازی کرد. این فیلم اولین فیلم بلند بهرام توکلی بود که باعث شهرت او شد و سیدی هم کاندیدای جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد در جشن خانه سینما شد. هومن سیدی در زمینه تئاتر در همسایه آقا و مشروطه بانو دو اثرحسین کیانی به ایفای نقش پرداخت. از کارهای او در تلویزیون می‌توان به سریال‌های راه بی پایان همایون اسعدیان و تا ثریا ساخته سیروس مقدم و تله فیلم‌های سایاب محمدعلی سجادی و اگر باران ببارد روح‌الله حجازی اشاره کرد. از دیگر فیلم‌هایی که در کارنامه هنری او به چشم می‌خورد به این فیلم‌ها می‌توان اشاره کرد: شب بیرون، خط ویژه مصطفی کیایی، نیمرخ‌ها ساخته ایرج کریمی، در مدت معلوم، پل خواب، مادری، کمدی انسانی، مصادره و طلا ساخته پرویز شهبازی. هومن سیدی برای بازی در فیلم من دیه گو مارادونا هستم جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل را از جشنواره فیلم فجر و انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران گرفت.

هومن سیدی پس از ساخت چند فیلم کوتاه (از جمله ۳۵ متری سطح آب و دندان آبی که به خاطر آن‌ها جوایز متعددی از جشنواره فیلم کوتاه تهران کسب کرد) اولین فیلم بلند خود را در سال ۱۳۸۹ با نام آفریقا کارگردانی کرد. این فیلم در بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر (بخش آثار ویدئویی) جایزه بهترین فیلم و بهترین بازیگر نقش اول زن (آزاده صمدی) را از آن خود کرد. سیدی به غیر از کارگردانی، به عنوان نویسنده و تدوینگر نیز در این اثر حضور داشت. شهاب حسینی یکی از بازیگران این فیلم است که تنها ده کلمه دیالوگ می‌گوید و کم دیالوگ‌ترین نقش اصلی عمرش را بازی می‌کند. منتقدان سینمای ایران آفریقا را در زمرهٔ آثار سینمای نئو نوآر ایران برشمرده‌اند. همچنین برخی هومن سیدی را ادامه دهنده سینمای اجتماعی اصغر فرهادی می‌دانند (البته با دکوپاژ و قاب‌بندی‌های متفاوت و غیرکلاسیک) او نویسنده و کارگردان تئاتر روایت ناتمام یک فصل معلق بوده‌است.[۳] از دیگر فعالیت‌های او آموزش هنرجویان بازیگری در آموزشگاهش است. او در فیلم‌هایش بازیگران جدیدی مثل امیر جدیدی و یسنا میرطهماسب را به سینمای ایران معرفی کرد. فیلم‌های هومن سیدی در مقام کارگردان عبارتند از آفریقا، سیزده، اعترافات ذهن خطرناک من، خشم و هیاهو و مغزهای کوچک زنگ زده. فیلم مغزهای کوچک زنگ زده یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های اکران سال نود و هفت در ایران شد. وی بعد از موفقیت‌های داخلی و بین‌المللی از شورای عالی انقلاب فرهنگی دکترای افتخاری دریافت کرد.[۴] ساخته‌های او جوایز متعددی از جشنواره‌های فجر و ورشوی لهستان و جشنواره فیلم پوسان کره جنوبی و شانگهای چین و انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی و جشنواره فیلم شهر دریافت کرده‌اند (از جمله جایزه بهترین فیلمنامه، بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، جایزه ویژه هیئت داوران و بهترین فیلم از نگاه تماشاگران)

هومن سیدی (۱۳۵۹ در رشت) کارگردان، فیلمنامه‌نویس، تدوین‌گر و بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ایرانی است.

هومن سیدی پس از پایان دبیرستان و دریافت دیپلم گرافیک کار خود را با حضور در کلاس‌های انجمن سینمای جوان رشت و ساخت چند فیلم کوتاه آغاز کرد. سپس به تهران آمد و در کلاس‌های بازیگری کارنامه به مدیریت پرویز پرستویی شرکت کرد. او فرزند دوم خانواده است و ۲ برادر (حامد و هامون) و یک خواهر (هیلدا) دارد. مادرش بازنشسته نیروی دریایی است و پدرش بازنشسته کارمند بانک کشاورزی.[۱] سیدی در سال ۱۳۸۵ با آزاده صمدی ازدواج کرد و در سال ۱۳۹۲ از او جدا شد.[۲] هومن سیدی در اوایل دهه هشتاد در فیلم یک تکه نان با رضا کیانیان همبازی شد و سپس نقش کوتاهی را در چهارشنبه‌سوری اصغر فرهادی ایفا کرد. او نقش اصلی پابرهنه در بهشت بهرام توکلی را بازی کرد. این فیلم اولین فیلم بلند بهرام توکلی بود که باعث شهرت او شد و سیدی هم کاندیدای جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد در جشن خانه سینما شد. هومن سیدی در زمینه تئاتر در همسایه آقا و مشروطه بانو دو اثرحسین کیانی به ایفای نقش پرداخت. از کارهای او در تلویزیون می‌توان به سریال‌های راه بی پایان همایون اسعدیان و تا ثریا ساخته سیروس مقدم و تله فیلم‌های سایاب محمدعلی سجادی و اگر باران ببارد روح‌الله حجازی اشاره کرد. از دیگر فیلم‌هایی که در کارنامه هنری او به چشم می‌خورد به این فیلم‌ها می‌توان اشاره کرد: شب بیرون، خط ویژه مصطفی کیایی، نیمرخ‌ها ساخته ایرج کریمی، در مدت معلوم، پل خواب، مادری، کمدی انسانی، مصادره و طلا ساخته پرویز شهبازی. هومن سیدی برای بازی در فیلم من دیه گو مارادونا هستم جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل را از جشنواره فیلم فجر و انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران گرفت.

هومن سیدی پس از ساخت چند فیلم کوتاه (از جمله ۳۵ متری سطح آب و دندان آبی که به خاطر آن‌ها جوایز متعددی از جشنواره فیلم کوتاه تهران کسب کرد) اولین فیلم بلند خود را در سال ۱۳۸۹ با نام آفریقا کارگردانی کرد. این فیلم در بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر (بخش آثار ویدئویی) جایزه بهترین فیلم و بهترین بازیگر نقش اول زن (آزاده صمدی) را از آن خود کرد. سیدی به غیر از کارگردانی، به عنوان نویسنده و تدوینگر نیز در این اثر حضور داشت. شهاب حسینی یکی از بازیگران این فیلم است که تنها ده کلمه دیالوگ می‌گوید و کم دیالوگ‌ترین نقش اصلی عمرش را بازی می‌کند. منتقدان سینمای ایران آفریقا را در زمرهٔ آثار سینمای نئو نوآر ایران برشمرده‌اند. همچنین برخی هومن سیدی را ادامه دهنده سینمای اجتماعی اصغر فرهادی می‌دانند (البته با دکوپاژ و قاب‌بندی‌های متفاوت و غیرکلاسیک) او نویسنده و کارگردان تئاتر روایت ناتمام یک فصل معلق بوده‌است.[۳] از دیگر فعالیت‌های او آموزش هنرجویان بازیگری در آموزشگاهش است. او در فیلم‌هایش بازیگران جدیدی مثل امیر جدیدی و یسنا میرطهماسب را به سینمای ایران معرفی کرد. فیلم‌های هومن سیدی در مقام کارگردان عبارتند از آفریقا، سیزده، اعترافات ذهن خطرناک من، خشم و هیاهو و مغزهای کوچک زنگ زده. فیلم مغزهای کوچک زنگ زده یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های اکران سال نود و هفت در ایران شد. وی بعد از موفقیت‌های داخلی و بین‌المللی از شورای عالی انقلاب فرهنگی دکترای افتخاری دریافت کرد.[۴] ساخته‌های او جوایز متعددی از جشنواره‌های فجر و ورشوی لهستان و جشنواره فیلم پوسان کره جنوبی و شانگهای چین و انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی و جشنواره فیلم شهر دریافت کرده‌اند (از جمله جایزه بهترین فیلمنامه، بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، جایزه ویژه هیئت داوران و بهترین فیلم از نگاه تماشاگران)

پیمان شادمان‌فر (زادهٔ ۲۴ دی ۱۳۵۶ – تهران)[۱] فیلم‌بردار ایرانی است و در سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر موفق به کسب سیمرغ بلورین بهترین فیلم‌برداری برای فیلم خشم و هیاهو شد.[۲]

مغزهای کوچک زنگ زده جدیدترین ساخته‎ی هومن سیدی و پنجمین فیلم بلند او بعد از خشم و هیاهو ست. خانواده‎ای در محله‎ای در جنوب شهر زندگی می‎کنند و کارگاه تولید مواد مخدر صنعتی دارند. سه برادر به نام‎های شهروز، شکور، شاهین و یک خواهر به نام شهره، پدر و مادر و مادربزرگ اعضای این خانواده هستند. در ادامه با تحلیل فیلم مغزهای کوچک زنگ زده با نت نوشت همراه باشید.

مغزهای کوچک زنگ زده جدیدترین ساخته‎ی هومن سیدی و پنجمین فیلم بلند او بعد از خشم و هیاهو ست. خانواده‎ای در محله‎ای در جنوب شهر زندگی می‎کنند و کارگاه تولید مواد مخدر صنعتی دارند. سه برادر به نام‎های شهروز، شکور، شاهین و یک خواهر به نام شهره، پدر و مادر و مادربزرگ اعضای این خانواده هستند. در ادامه با تحلیل فیلم مغزهای کوچک زنگ زده با نت نوشت همراه باشید.

“شاهین” با بازی “نوید محمدزاده“، “شکور” با بازی “فرهاد اصلانی” بازیگران و نقش‌های اصلی فیلم هستند. لوکیشن فیلم یک محله در جنوب شهر است که ما از آن فقط نماهایی گذرا از تعدادی محدودی خانه می‎بینیم و مختصات و مشخصات دیگر این محله از جمله سایر ساکنین محله و روابط بین آن‌ها در دسترس نیست.

بیشتر بخوانید: مروری بر زندگینامه و آثار هومن سیدی؛ سیر تکاملی یک کارگردان

حضور درخشان نوید پورفرج در نقش امیر و نوید محمدزاده در نقش شاهین در فیلم مغزهای کوچک زنگ زده

داستان مغزهای کوچک زنگ زده

 

برادر بزرگ خانواده، “شکور”، حکم یک پدرخوانده را دارد که تولید و قاچاق مواد مخدر صنعتی، قاچاق اسلحه، نگهداری در شرایط نامناسب از کودکان بی سرپرست و ربوده شده و تربیت آن‌ها به منظور بهره برداری‎های آینده بخشی از کارهای اوست. خط اصلی داستان یک خانواده و روابط بین آنها است و به بهانه‎ی آن “هومن سیدی” به طیف متفاوت و متنوعی از ضد هنجارهای اجتماعی چون تولید و قاچاق مواد مخدر و اسلحه، قتل، دزدی، آدم ربایی، تکدی‎گری، فقر، فحشا گریزی زده است.

 

 

قبل از تحلیل فیلم مغزهای کوچک زنگ زده باید متذکر شویم که همانطور که می‎توان حدس زد پرداختن به هر یک از این معضلات خود فیلمی جدا می‎طلبد و مطرح شدن همه‌ی این مسائل باعث شده است فیلم به نوعی تنها به هر کدام از این مسائل سرک کشیده باشد. هر یک از این معضلات در یک خرده پیرنگ روایت می‎شود.

خرده پیرنگ‎ها در یک فیلم و یا داستان باید در ارتباط با پیرنگ اصلی و خدمت یک درونمایه باشند و یا به شناخت شخصیت‎های اصلی و پیشبرد داستان کمک کند. اما در مغزهای کوچک زنگ زده هر کدام سوژه‎ی متفاوتی دارد و ماجرایی مجزا که تنها نقطه اشتراکشان پرداختن به ناهنجاری‌های اجتماعی است. و باعث تکه تکه شدن فیلم و سرگردانی شخصیت‎ها و اجرای یک سری واکنش‎های خشن و اتفاقات اکشن و صحنه‎های پر زد و خورد اگزجره شده است.

مسیر تحول شخصیت شاهین با بازی نوید محمدزاده قابل باور نیست. پیشینه‌ای که از او ارائه می‎شود و نقش او در اتفاقات فیلم به نحوی است که باعث می‎شود نتوانیم تحول او را باور کنیم.

بیشتر بخوانید: معرفی فیلم مغزهای کوچک زنگ زده از هومن سیدی

فیلم مغزهای کوچک زنگ زده صرفا یک واقع نمایی در مقیاس تشدید شده از معضلات اجتماعی است. و چیزی فراتر و عمیق تر از یک بازنمایش صرف عرضه نمی‎کند. با اینکه هومن سیدی با به نمایش گذاشتن به عنوان مثال بازی بچه‌ها در دل خرابه‎ها تلاش دارد تصویری انسانی و بعدهای مختلف از این آدم‌ها و آمال و آرزوهایشان ارائه دهد اما موفق نمی‎شود که با دو یا سه نما و دیالوگ شخصیت‎ها این مهم را به انجام برساند.

پوستر فیلم مغز‌های کوچک زنگ زده با درخشش نوید محمدزاده در نقش شاهین

لحن دیالوگ‌ها و دایره‎ی کلمات افراد همه شبیه به هم است. تمامی این شخصیت‎ها گاه دیالوگ‌های عمیق و متفکرانه در باب زندگی به زبان می‎آورند که با توجه به پیشینه‎ای که در مورد آن‌ها ارائه شده قابل باور نیست. و این نکته نباید در تحلیل فیلم مغزهای کوچک زنگ زده از قلم بیفتد!

این افراد گاهی بسیار احمق و گاهی بسیار فیلسوفند.

ریتم فیلم مغزهای کوچک زنگ زده تند است، دیالوگ‎ها پینگ پونگی و با سرعت مناسب رد و بدل می‎شوند. نماها در فضاهای خارجی و بعضا وسیع فیلمبرداری شدند. لوکیشن و نماها گرفته شده کاملن در خدمت القای فضای تلخ و خشن و سرد فیلم هستند.

بیشتر بخوانید: نقد فیلم به وقت شام از ابراهیم حاتمی کیا، ارتفاع قرمز و مرثیه‌ای برای پالمیرا

فیلم با مونولوگی آغاز و به پایان می‎رسد که به نوعی خبر از محتوی فیلم می‎دهد:

“می‎گن اگه چوپان نباشه گوسفندا تلف می‎شن، یا گم می‎شن یا گرگ بهشون می‎زنه یا از گرسنگی می‎میرن، چون مغز ندارن. هر کی مغز نداره به چوپان احتیاج داره. به چوپان دل سوز. چوپان حکم پدر و برای گوسفندها داره، آدم بدون پدر هیچی نیست.”

پنجمین ساخته‎ی هومن سیدی در ادامه‎ی آثار گذشته‎اش به مسائل و ناهنجاری‌ها و بزهکاری‌های اجتماعی می‌بپردازد و در بخش سودای سیمرغ ۲ از جشنواره فجر در سال ۱۳۹۷ حضور پیدا کرد.

بیشتر بخوانید: فیلم خشم و هیاهو از هومن سیدی؛ ترازوی خیانت و عشق

ریتم فیلم مغزهای کوچک زنگ زده تند است، دیالوگ‎ها پینگ پونگی و با سرعت مناسب رد و بدل می‎شوند. نماها در فضاهای خارجی و بعضا وسیع فیلمبرداری شدند.

 

مغزهای کوچک زنگ زده پنجمین فیلم بلند هومن سیدی در مقام کارگردان است. فیلمی که با اثر پیشین او یعنی خشم و هیاهو تفاوت های بسیاری دارد اما در امتداد دو اثر پیشین وی اعترافات ذهن خطرناک من قرار می گیرد.

مغزهای کوچک زنگ زده پنجمین فیلم بلند هومن سیدی در مقام کارگردان است. فیلمی که با اثر پیشین او یعنی خشم و هیاهو تفاوت‌های بسیاری دارد اما در امتداد دو اثر پیشین وی اعترافات ذهن خطرناک من قرار می‌گیرد. اگر در “خشم و هیاهو” بیشتر لوکیشن‌ها داخلی هستند و دوربین پیمان شادمانفر با صبر و حوصله قاب هایی عموما ایستا و نماهای بلند بدون کات را قاب می‌گیرد، این بار بیشتر لوکیشن‌ها خارجی و در جایی ناکجاآباد هستند و دوربین او بیشتر روی دست نماهای بی نظم و کوتاه را قاب می‌گیرد که خب البته این امر بسیار در خدمت فضا و داستان ملتهب آن می‌باشد. در ادامه با معرفی فیلم مغزهای کوچک زنگ زده با نت نوشت همراه باشید.

بیشتر بخوانید: تحلیل فیلم مغزهای کوچک زنگ زده کاری از هومن سیدی ؛ کلی گویی و بی حاصلی

هنرنمایی فرهاد اصلانی و نوید محمدزاده در فیلم مغزهای کوچک زنگ زده

فیلمبرداری که به اعترافات ذهن خطرناک من کم شباهت نیست. تفاوت فیلم‌ها حتی خود را در چهره پردازی بازیگران نیز نشان داده است. اگر در “خشم و هیاهو” با چهره‌های عادی تری رو به رو هستیم، در مغزهای کوچک زنگ زده همانند “اعترافات ذهن خطرناک من” (البته این بار اگزجره تر) با چهره‌های دفرمه و بدن‌های نامتناسب برخورد می‌کنیم. گرچه از “آفریقا”، نخستین فیلم هومن سیدی تا همین “مغزهای کوچک زنگ زده”، با یک مفهوم مشترک که نخ ارتباطی تمام این پنج فیلم هستند رو به رو می‌شویم.

داستان مغزهای کوچک زنگ زده

 

بزهکاری و پلیدی و تاریکی انسان معاصر. دیگر نکته‌‌ی اشتراک تمام این فیلم ها، وجود شخصیتی با ظاهر بی اندازه چاق می‌باشد که نماد شهوت، عصبیت، خشونت و خوی غریزی و غیر انسانی است. در مغزهای کوچک زنگ زده، شخصیت شکور (فرهاد اصلانی) در چنین شمایلی قرار می‌گیرد که نسبت به فیلم‌های پیشین نقش پررنگ تری را دارد. که اوج این مفاهیم را در سکانس خفه شدن شهره (لادن ژاوه وند) می‌بینیم که در حالی که شام میخورد (رفتاری غریزی) بی هیچ واکنشی از او اتفاق می‌افتد.

بیشتر بخوانید: مروری بر زندگینامه و آثار هومن سیدی؛ سیر تکاملی یک کارگردان

 

 

اما بیایم از اشتراکات عبور کنیم و به خود مغزهای کوچک زنگ زده بپردازیم. فیلم در فضایی می‌گذرد که چندان شباهتی به فضاهای آشنای شهری نیست و بیشتر به حلبی آبادی مالیخولیایی شباهت دارد و بسیار بدوی است. ساکنینش هر یک نقصی در جسم خود دارند. روی پیشانی شاهین (نوید محمدزاده) فرورفتگی است. مادربزرگ توان راه رفتن ندارد و چهار دست و پا حرکت می‌کند. پدر (فرید سجادی حسینی) نیز از فرط اعتیاد در گنداب است و از ریخت افتاده. مادر با نحوه حرکت کند و چشمان از حدقه درآمده‌اش چندان انسانی نمی‌نماید و به عجوزه‌ای مانند است. در صورت و بدن شهروز اثرات ضربات چاقو دیده می‌شود. درباره ظاهر شکور هم که پیشتر در سطور بالا گفته شد. گویی در این فضای دوزخی هر یک داغ نشانی را بر خود دارند. تنها کسانی که چهره انسانی تر و عادی تری نسبت به بقیه دارند شهره و مسعود (هومن سیدی) هستند و همین دو نفر هم هستند که در انتها از این بدویت فرار می‌کنند (فراری داده می‌شوند).

این دفرمگی و غیر انسانی بودن ظاهر شخصیت‌ها بسیار هماهنگ با فضای خودساخته فیلم برای این ساکنین با خانه‌ها و کوی‌های خرابه و پوسیده‌اش می‌باشد و یک مجموعه خراب را که در جای جایش خلاف جریان دارد می‌باشد. گرچه در این جامعه بدوی ظواهر مدرن مثل موبایل وجود دارد اما تفکراتشان همن قدر عقب مانده و زنگ زده است که شهره را برای رنگ موی هفت رنگش تا مرز نابودی می‌برند.

بیشتر بخوانید: فیلم خشم و هیاهو از هومن سیدی؛ ترازوی خیانت و عشق

هنرنمایی نوید پورفرج و نوید محمدزاده در فیلم مغزهای کوچک زنگ زده

تمام آدم‌های فیلم مغزهای کوچک زنگ زده نیز بی پدر و مادر (خانواده) می‌باشند که از کودکی تحت سرپرستی شکور و برای بزهکاری تربیت شده اند. پدر و مادر (خانواده) نماد هویت هر فرد و جامعه‌ای است. جامعه‌ای که در آن خانواده پایه و اوضاع درستی نداشته باشد رو به زوال و نابودی می‌رود. درست مانند وضعیت جامعه نمایش داده شده در فیلم. چرا که خانواده مهمترین رکن هر جامعه‌ای است و نابودی‌اش مرگ جامعه را در پی دارد. در فیلم هر کس که در نهایت خانواده خویش را می‌یابد حالی بهتر از وضعیت پیشینش دارد.

مانند امیر که پس از یافتن پدرش آرام تر می‌شود. اما شاهین که یکی از همین بی هویت هاست با اینکه در انتها تصمیم به بهبود بخشیدن اوضاع می‌کند اما در انتها در میان آن جماعت گله وار و در مواجهه با شهروز که جانشین شکور است با مونولوگی که در شروع فیلم هم مبنی بر گوسفند بودن مردم و نیاز به چوپان داشتن این بار روی چهره شهروز نمی‌تواند کاری از پیش ببرد و این چرخه مریض و زنگ زده کماکان ادامه می‌یابد. مغزهای کوچک زنگ زده داستان آدم‌های بی هویتی است که گله وار پیش می‌روند تا به نابودی برسند و راه نجاتشان آگاهی و هویت دار شدنشان می‌باشد.

 

کمتر فیلم‌سازی می‌توان پیدا کرد که همچون هومن سیدی، آهسته و پیوسته مسیر فیلم‌سازی‌اش را بنا نهد و در این مسیر در هر فیلمش نسبت به قبلی رشد یابد و جنبه‌های جدیدی عرضه کند و درعین‌حال به پختگی و کمال در سبک شخصی‌اش برسد. «مغزهای کوچک زنگ‌زده» آخرین ساخته هومن سیدی، که بهترین و کامل‌ترین اثر کارنامه فیلم‌سازی وی است، گواهی است بر این مدعا.

همچنین بخوانید:نقد و بررسی فیلم «مغزهای کوچک زنگ‌زده»: اول جاده

«مغزهای کوچک زنگ‌زده» چه ازلحاظ فیلم‌نامه که به قلم خود سیدی است و چه ازلحاظ پرداخت موضوع و ساختار، فیلمی قابل‌اعتناست و تکمیل‌کننده مسیر فیلم‌سازی یک فیلم‌ساز جوان است که دغدغه شبیه دیگران شدن ندارد و در راهی که خود انتخاب کرده است با آگاهی کامل گام برمی‌دارد و سبک شخصی خودش را به تکامل می‌رساند.«مغزهای کوچک زنگ‌زده» برخلاف «خشم و هیاهو» ساخته جنجالی قبلی سیدی، از یک داستان واقعی و یک معضل اجتماعی سر برنیاورده است و به معنی کلمه یک درام قصه‌گو و پرکشش است که روایت قهرمان اصلی‌اش را به‌پیش می‌برد.

سیدی در «مغزهای کوچک زنگ‌زده» به فضای کمی فانتزی و سورئال «اعترافات ذهن خطرناک من» نزدیک می‌شود و به بهترین شکل، آن را به تکامل می‌رساند و در بطن فیلمش آن را به بار می‌آورد. سیدی به‌عنوان فیلم‌سازی که سابقه کار گرافیکی و تصویری دارد، جز معدود فیلم‌سازانی است که تصویر را به‌خوبی می‌شناسد و تک‌تک قاب‌هایش در عین روایتگری، حرفه‌ای بسته‌شده‌اند و بیننده را مسحور زیبایی بصری یا در مورد «مغزهای کوچک زنگ‌زده» زشتی اغراق‌آمیز که خود نوعی از به تصویر کشیدن زیبایی است می‌کند.(تاریخ زشتی-امبرتو اکو) در تمام طول فیلم، در ورای این قاب‌های زیبا، روایت جاری است و این هنر یک فیلم‌ساز است که بتواند همان‌قدر که با بازی‌های بصری‌اش روایتگری می‌کند، خارج از قاب نیز روایت را ادامه دهد و توجه بیننده را به همه ابعاد قصه‌اش جلب کند.

نقطه قوت تمام فیلم‌های هومن سیدی، از تسلط وی بر آراستن تصویرش می‌آید و در «مغزهای کوچک زنگ‌زده» شاهد بهترین میزانسن و فضاسازی هستیم که تا به امروز از او دیده‌ایم. اینکه سیدی شیفته سینمای غرب است و الگوی اصلی تمام فیلم‌هایش ازلحاظ دکوپاژ و میزانسن از فیلم‌های غربی می‌آید قابل‌انکار نیست؛ موضوعی که خیلی‌ها به‌عنوان انتقاد به آخرین اثر وی نیز وارد می‌کنند. سینمای ملی بحثی مهم است که باید به آن پرداخت و مسلماً نسل جوان سینمای ایران هم باید در راستای تحقق آن گام بردارند، اما زمانی می‌توان از این نوع میزانسن انتقاد کرد که به یک موضوع فرهنگی یا سنتی ایرانی-اسلامی نسبت داده شود نه زمانی که قصه فیلم در فضایی مانند ناکجاآباد روایت می‌شود و مرزهای جغرافیایی کمترین نقش را در روایت فیلم ایفا می‌کنند. «مغزهای کوچک زنگ‌زده» فیلمی است که همان‌قدر که می‌تواند با مخاطب ایرانی ارتباط برقرار کند، در برقراری ارتباط با مخاطب خارجی هم موفق خواهد بود؛

داستان مغزهای کوچک زنگ زده

 

مخصوصاً اینکه علاوه بر میزانسن و دکوپاژ غربی‌اش، خود قصه و روایت نیز از سینمای آمریکای لاتین می‌آید و این وامداری نه‌تنها عیبی بر آخرین اثر سیدی محسوب نمی‌شود که «مغزهای کوچک زنگ‌زده» را از یک اثر مدرن به یک فیلم پست‌مدرن با ارجاعات سینمایی نزدیک می‌کند. «مغزهای کوچک زنگ‌زده» یک اثر پست‌مدرن نیست و چنین ادعایی نیازمند عناصر زیادی در فیلم است که وجود ندارند و صرف اتکا به این ارجاعات یا حتی بازسازی‌ها نمی‌توان به این فیلم گفت پست‌مدرن.

اما رویکرد سیدی در تمام فیلم‌هایش و جهان‌بینی او که در تمام آثارش منعکس است، چیزی است که «مغزهای کوچک زنگ‌زده» را به مقوله پست‌مدرن وارد می‌کند. وقتی از جهان‌بینی سیدی صحبت می‌کنیم، منظور نگاهش به هویت انسانی و سرنوشت بشریت است که با پوچی و تاریکی تمام‌نشدنی همراه است، دیدگاهی که «اعترافات ذهن خطرناک من» را شکل داد و در «مغزهای کوچک زنگ‌زده» به شکل کامل‌تری نمود پیدا می‌کند؛ اسارت انسان در یک دور باطل و تمام‌نشدنی و بردگی هویت انسان درگرو قدرت برتری که همیشه او را تحت احاطه دارد.

نمی‌توان از فضاسازی و میزانسن بی‌نظیر سیدی در این فیلم گفت و از فیلم‌برداری پیمان شادمان فر نگفت. شادمان فر که این روزها خیلی هم فعال است، مهارتش را جایی به رخ می‌کشد که در هیچ اثری به تکرار نمی‌افتد و همیشه نگاهی نو برای عرضه دارد. شادمان فر در کنار سیدی به جهان ذهنی که پشت داستان «مغزهای کوچک زنگ‌زده» قرار دارد رنگ و بوی واقعیت می‌دهد. وقتی انسان‌هایی را می‌بینید که در پوچی هویتشان اسیرند و نمایی از گوسفندانی که در حال مرگ هستند، وقتی مونولوگ ابتدایی و انتهایی فیلم را در کنار تصاویر شادمان فر از آغل گوسفندان می‌گذارید، دیگر محال است که وقتی از سالن سینما خارج می‌شوید بوی گندی که فضای فیلم را احاطه کرده بود در بینیتان نپیچد.

همچنین به‌جرئت می‌توان ادعا کرد که فیلم‌نامه «مغزهای کوچک زنگ‌زده» همه نواقص کارهای قبلی سیدی را جبران کرده و پختگی همین متن است که این درام قصه‌گو را به ثمر می‌رساند. فیلم‌نامه‌ای که مبتنی بر شخصیت‌هاست و تک‌تک این شخصیت‌ها آن‌قدر خوب و دقیق پرداخت‌شده‌اند که در همان دقایق اولیه فیلم بیننده را همراه می‌کنند. فیلم‌نامه‌ای که با یک الگوی معمول سینمایی در انتهای فیلم به ابتدا برمی‌گردد ابتدا و انتهای فیلم را به هم پیوند میزند و علاوه بر اینکه جهان‌بینی فیلم‌ساز را منعکس می‌کند، خود به‌عنوان یک عنصر دراماتیک چفت‌وبست روایت را تضمین می‌کند و قصه کاراکترهای اصلی را در جهانی سرشار از زشتی و پلشتی به‌پیش می‌برد اما پایان نمی‌دهد، چراکه اساساً ایده پشت فیلم‌نامه «مغزهای کوچک زنگ‌زده» بار مصیبت تمام‌نشدنی است. مصیبت چوپان بودن که از چوپانی به بعدی منتقل می‌شود و گله گوسفندانی که به دنبال چوپان خود چشم‌بسته حرکت می‌کنند.

گوسفندانی که داغ بردگی‌شان تا ابد بر پیشانی‌شان حک‌شده و بعد از آن‌ها هم گوسفندان دیگری داغ مشابهی دریافت خواهند کرد. فیلم‌نامه «مغزهای کوچک زنگ‌زده» همان‌قدر که در ابتدا و انتها حیرت‌انگیز است در میانه هم پر افت‌وخیز است و لحظه‌ای به تماشاگر فرصت خارج شدن از فضای داستان را نمی‌دهد، گره‌افکنی‌های ابتدایی فیلم در یک سکانس عالی به گره‌گشایی ختم می‌شود و نقطه اوج فیلم نفس‌گیر و جذاب است.بازیگران «مغزهای کوچک زنگ‌زده» بیشتر از میان شاگردهای سیدی انتخاب‌شده‌اند و دو نقش اصلی را نوید محمدزاده و فرهاد اصلانی ایفا می‌کنند. نوید محمدزاده را واقعاً باید اعجوبه بازیگری این نسل دانست که در هر نقشی می‌درخشد و بی‌بدیل ظاهر می‌شود. اگر محمدزاده نبود شاید «مغزهای کوچک زنگ‌زده» و سکانس‌های زیبایش به اثرگذاری که اکنون می‌بینیم نبود.

پبازی اصلانی هم مثل همیشه کنترل‌شده و دقیق است و کاملاً در درام سیدی ذوب می‌شود. بازیگران فرعی هم خیلی بالاتر از حد تصورمان برای چند بازیگر غیرحرفه‌ای ظاهر می‌شوند و درنتیجه تمام کاراکترهایی که در طول فیلم معرفی می‌شوند و در فیلم‌نامه خوب پرداخت‌شده‌اند باورپذیر و دوست‌داشتنی یا مورد نفرت هستند و بیننده را بیش‌ازپیش در میان این قصه عجیب اسیر می‌کنند.«مغزهای کوچک زنگ‌زده» هم یک فیلم استثنایی در سینمای ایران است و هم یک‌قدم بزرگ روبه‌جلو در کارنامه فیلم‌سازی سیدی. فیلمی که هم مخاطب عام را جذب خواهد کرد و هم مخاطب خاص را درگیر خواهد نمود. «مغزهای کوچک زنگ‌زده» از آن دسته فیلم‌هایی است که بعد از ترک سالن سینما همراهتان خواهد ماند و تا چند روز در فضای زرد و غبارگرفته فیلم اسیر خواهید بود و از خود سؤال خواهید کرد، چوپان کیست، گله کجاست؟

 

لیسانس اقتصاد و فوق الیسانس سینما. ازبچگی با سینما یادگرفتم تنهایی مو جشن بگیرم و تو دنیای آدمهای فیلمها غرق بشم. یه جایی دیگه فقط فیلم دیدن کافی نبود. این شد که مسیرمو عوض کردم و تصمیم گرفتم تخصصی سینما رو بشناسم. چرخش روزگار هم انقدر مهربون بود که منو به گروه نماوا اضافه کنه.

سلام
ممنون از سایت مفیدتون واثعا
من خیلی اتفاقی از گوگل اومدم
با اجازتون من اینجا برای دوستمم فرستادم تا بیاد ببینه
ممنون

سلام
من خیلی اتفاقی از گوگل اومدم
ممنون از مطالب خوبتون واقعا
با اجازتون من اینجا برای دوستمم فرستادم تا بیاد ببینه
ممنون

به نام خدا
امیدوارم این نظر منتشر شود…
چوپان و گروهی گوسفند
چه کسی است که نداند شغل بسیاری از انبیای الهی چوپانی بوده است.؟!!
آنچه گوسفندان را به چوپان وابسته می کند، باورهایی از جنس تعصب است
باورهایی که فیلمنامه نویس اصرار دارد آن ها را مولود مذهب بداند
مصادیق این اصرار در فیلم کم نیست:
۱- خواهری که به برقراری رابطه متهم می شود و در اوج فیلم، رفتار برادران خود را با حکم قانون که برگرفته از دین است مقایسه می‌کند.
۲- وقتی شکور در ملاقات با شاهین او را زنازاده خطاب می‌کند، منظور او از زنا چیست؟ اصلا زنا چه تعریفی دارد و این تعریف برگرفته از چیست؟!
۳- دعوای برادران شهره با او بر سر چیست؟ اندکی مو که پیدا شده است! این تعبیر را در چه جای دیگری می‌توان یافت؟! این همان دعوای حکومت بر گرفته از دین با طیفی از زنان جامعه اش نیست؟ موضوع حجاب و حکومتی که حاضر است صدای مخالفان این عقیده را خفه کند مشابه خفه شدن شهره به وسیله شهروز که آلت دست شکور شده نیست؟!
۴- شخصیت شکور را دیده‌اید؟ تنها او نام عربی دارد و مدعی است افرادی که رها شده اند را پرورش داده است
و سکانس ها و دیالوگ های بسیاری که مستقیم و غیر مستقیم دین را مجموعه ای باور متعصبانه می‌نامد و روشی برای بردگی!
در پایان نیز شاهین همان شخصیتی که داغ زنازادگی از جانب دین بر پیشانی او زده شده، با رها شدن از چتر این تعصب ، کاسه و کوزه این نگرش را بر هم می‌ریزد.

منم امیدوارم این نظر منتشر شه ؟!

 

چی زدی داداش چرا جو الکی میدی ؟
تاحالا از خونه زدی بیرون موقعیت های مختلفو ببینی ؟
من دیدم.
و میگم که وجود داره حتی صد برابر بدترش.
(چند وقت پیش قتل یه پدر با اسلحه وینچسر تو ایران انجام میشه فق برسر دعوای بچهاشون که فیلمشم منتشر شد )
پس وجود داره این چیزا و تعصبات دینی هم یکی از پایه های اونه.
فیلم کاملا منطقی شروع شد کاملا منطقی ادامه یافت و همینطور تموم شد و به شدت واقع گرایانه بود. (اینو منتقدا میگن)
پس لطفا قبل اینکه هرچیزی به ذهنت برسه تحقیق کن فکر کن و بعد بنویس….
که سرنوشت فرهاد اصلانیو تو فیلم دیدیم !

متاسفانه نقد بسیار ضعیفی بود

 

خیلی فیلم خوبی بود مخصوصا ۲۰ دقیقه پایانی اش واقعا فوق العاده بود.

یه تعریف افراطی افراطی از فیلم. مثل اینکه منتقد تا حالا یه فیلم خوب ندیده

فیلم خوبی است. اما عالی نیست.
به نظرم بیش از اندازه داره از فیلم تعریف میشه. آدم های فیلم تیپ هستند و شخصیت پردازی کاملی ندارن.
در تعریف از هومن سیدی و نوید محمدزاده به خاطر فیلمی که ایده فیلم الهام گرفته شده از یه فیلم دیگه (شهر خدا) است و بازی تکراری بازیگرش، اغراق شده.

عالی بود فیلمه اقای سیدی. حتمن ببینین. حسابی درگیرش میشین. بازی نوید۲۰ بود

عالی بود فیلمه اقای سیدی. من موقع اکران حتمن دوباره میرم میبینمش. حتمن ببینین. درگیرش میشین حسابی

واقعا فیلم عالی بود و رضایت کامل از تماشای آن حاصل شد.

پیشنهاد شده برای شما :
0 سامان حبیبی عکس نوامبر 8, 2018
برچسب ها :

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *