داستان درمورد عید نوروز کوتاه

داستان درمورد عید نوروز کوتاه

پیشنهاد شما مخصوص شما :

خواص دارویی و گیاهی

داستان درمورد عید نوروز کوتاه

داستان درمورد عید نوروز کوتاه

داستان درمورد عید نوروز کوتاه

متن انشاء و خاطره نویسی

موضوع انشاء بعد از تعطیلات عید هر سال نوروز و تعطیلات و اینکه در نوروز به کجا مسافرت رفتید و اینطور انشاء ها میباشد. در اینجا چندین مورد انشاء در مورد عید نوروز و تعطیلات نوروز برای شما قرار گرفته.

 

اگر میخواهید در مورد نوروز برای انشاء خود بنویسد این مطلب کامل کمک بزرگی به شما خواهد کرد.

 

انشاء با موضوع عید نوروز و تعطیلات ایام عید : معمولاً هر سال دانش آموزان بعد از تعطیلات عید نوروز باید انشاء در مورد عید نوروز و یا داستان نویسی درباره سفر و عید نوروز به همراه خاطرات زیبایشان به مدرسه ببرند. سایت تالاب سعی کنید در تعطیلات خاطرات روزانه خود را یادداشت کنید تا بتوانید انشاء زیبا برای فصل بهار و عید نوروز داشته باشید.

 

 

متن انشا عید نوروز و تعطیلات نوروز چگونه گذشت ؟

هر سال نزدیک نوروز حال و هوای دوستان و اطرافیان عوض میشود و به خاطر خانه تکانی و آماده شدن برای نوروز جنب و جوش زیادی دارند و در خیابان مردم را میبینیم که با کیسه های خرید عید به سمت خانه در حرکت اند و یا ویترین مغازه ها را تماشا میکنن و معمولاً خانواده های کوچک بصورت دسته جمعی به خرید میروند

 

و پدر دست بچه ها را میگیرد و با هم حرکت میکنند که صحنه های زیبایی است.نزدیک سال تحویل همه ی ی لباس های نو به تن می کنیم و برای فرارسیدن سال نو لحظه شماری میکنیم و در آخرین دقایق همراه خانواده در کنار سفره ی هفت سین مینشینیم و پدر معمولاً قرآن می‌خواند و همه ی ی سعی دارند ثانیه های شروع سال را در حال ذکر و دعا باشند.

 

وقتی که سال تحویل میشود روبوسی می کنیم و سال نو را به همدیگر تبریک می گوییم و لحظات شادی به وجود می آید.در تعطیلات به دیدن فامیل و دوستان می رویم و معمولاً کوچک تر ها اول به دیدن بزرگترها میروند و بعد از آن بزرگتر ها در فرصت مناسب به بازدید کوچک تر ها میروند و این رسم خیلی خوب است ٬ چون هم دید و بازدید انجام میشود و هم آداب و رسوم احترام به بزرگتر زنده نگه داشته میشود.

 

در نوروز همه ی ی بوی تازگی می دهند و مخصوصا پسر بچه ها خیلی مواظب اند که شلوار و لباس عیدشان کثیف و خاکی نشود.ما باید در تعطیلات به مرور درسهایی که در طول سال خوانده ایم بپردازیم چون ممکن است این تعطیلات باعث شود آنها را فراموش کنیم. با این کار برای امتحانات آخر سال هم آماده می شویم و تابستان خوبی خواهیم داشت.

 

ما خیلی تعطیلات نوروز را دوست داریم برای این‌که معمولاً از بزرگتر ها عیدی میگیریم و پسر عمو و پسر خاله و دای و پسر عمه هایمان را بیشتر می بینیم.بعضی ها در نوروز به مسافرت میروند که این کار خیلی خوب است ولی باید مواظب باشیم در هنگام رانندگی تند نرویم و سرعت مناسب داشته باشیم

 

چون ممکن است تصادف بشود و اتفاقی برای ما و دیگران بیفتد و تعطیلاتمان خراب شود.در روز سیزده به در به طبیعت می رویم و روز خوبی را میگذرانیم ٬ من همیشه دوست دارم روز بعد از سیزده به در هم تعطیل باشد تا بتوانم برای رفتن به مدرسه آماده شوم.

 

ما نباید در این روز طبیعت را آلوده کنیم و شاخه های درختان را بشکنیم و یا آتش بزنیم.وقتی تعطیلات تمام میشود٬ باز هم باید به مدرسه برویم و درس بخوانیم تا بتوانیم در آخر سال نمره های خوبی بگیریم و در آینده شغل مناسبی داشته باشیم.عید نوروز برابر با اول فروردین ماه «تقویم شمسی»،

 

جشن آغاز سال و یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است.امروزه زمان برگزاری عید نوروز، در آغاز فصل بهار است.در کشورهایی مانند ایران و افغانستان که تقویم هجری شمسی به کار برده میشود، نوروز، روز آغاز سال نو است.مراسم چهار شنبه سوری قبل از عید نوروز یکی از آیینهای نوروزی امروز که بایستی آمیزه ای از چند رسم متفاوت باشد مراسم چهارشنبه سوری است که در عده ای از شهرها آن را چهارشنبه آخر سال گویند.

بدین صورت است که شب آخرین چهارشنبه ی سال « یعنی نزدیک غروب آفتاب روز سه شنبه »، بیرون از خانه، جلو در، در فضایی مناسب، آتشی می افروزند، و اهل خانه، زن و مرد و کودک از روی آتش می پرند و با گفتن : زردی من از تو، سرخی تو از من ، بیماری ها و ناراحتی ها و نگرانی های سال کهنه را به آتش می سپارند،

 

تا سال نو و عید نوروز را با آسودگی و شادی آغاز کنند.از یکی دو ماه به عید نوروز مانده مردم به بازار می روند و لباس عیدشان را میخرند.سبز کردن گندم، عدس، تره تیزک، ده پانزده روز به عید نوروز مانده در خانه ها صورت می‌گیرد.یکی دو هفته پیش از عید نوروز خانه تکاتی یا رفت و روب انجام می‌گیرد و مجدداً اثاثیه را جابه جا می کنند و گرد گیری می کنند و دوباره آنها را می چینند. در مراحل بعد تخم مرغ رنگ کردن است که انها را آب پز میکنند و رنگ های شاد بر روی آنها می‌زنند.

 

برای تحویل سال در یکی از اطاق های خانه شان سفره می اندازند . پیش از هر چیز آیینه و قرآن در آن می گذارند و بعد هفت سین را می گذارند.هفت سین عبارت است از سماق، سیر، سنجد، سمنو، سکه، سرکه، سبزی . علاوه بر هفت سین شمع و آینه تخم مرغ و … سر سفره گذاشته میشود.دعای تحویل سال نو یکی دیگر از آداب عید نوروز است که توصیه شده در وقت تحویل سال این دعا را بسیار بخوانید:

 

یا مقلب القلوب والابصار

یا مدبر اللیل والنهار

یا محول الحول و الاحوال

داستان درمورد عید نوروز کوتاه

حول حالنا الی احسن الحال.

از بامداد نوروز دید و بازدیدها آغاز می‌شود در همه ی ی خانواده ها رسم است که به دیدار کسی که از نظر سن و شخصیت بر دیگران مزیت دارد بروند و دست او را ببوسند و تبریک بگویند و او نیز عیدی که شامل سکه یا پول است به آنها بدهد.سیزده بدر «روز سیزدهم عید نوروز »روز دوازده فروردین همه ی ی وسایل تهیه میشود و هر چه از شیرینی ها

 

و آجیل ها باقی مانده برای صبح سیزده آماده می‌شود که البته همراه آن سرکه و کاهو نیز هست. صبح سیزده فروردین همه ی ی دسته دسته عازم کوه و باغ های اطراف شهر میشوند و معتقدند در روز سیزده فروردین نباید در خانه ماند زیرا این روز نحس و بدیمن می باشد. روز سیزده پیش از طلوع آفتاب و تا پاسی از شب ادامه دارد در عصر این روز ویژه سبزی گره زدن دخترهاست که در واقع برای گشایش بخت خود این کار را میکنند.

 

سر آغاز جشن نوروز، روز نخست ماه فروردین «روز اورمزد» است و چون برخلاف سایر جشن‌ها برابری نام ماه و روز را به دوش نمی کشد ، بر سایر جشن‌ها‌ی ایران باستان برتری دارد. در مورد پیدایی این جشن افسانه‌های بسیار است، اما آنچه به آن جنبه‌ی راز وارگی می‌بخشد…، آیین‌های بسیاری است که روزهای قبل و بعد از آن انجام میگیرد. اگر نوروز همیشه و در همه ی ی جا با هیجان و آشفتگی و درهم ریختگی آغاز می‌شود ،

 

حیرت انگیز نیست چرا که بی‌نظمی یکی از مظاهر آن است. ایرانیان باستان ، نا آرامی را ریشه‌ی آرامش و پریشانی را اساس سامان می‌دانستند و چه بسا که در پاره‌ای از مراسم نوروزی ، آن‌ها را به عمد بوجود می‌آوردند ، چنان که در رسم باز گشت…مردگان «از ۲۶ اسفند تا ۵ فروردین» چون عقیده داشتند که فروهر‌ها یا ارواح درگذشتگان باز میگردند ،

 

افرادی با صورتک‌های سیاه برای تمثیل در کوچه و بازار به آمد و رفت می‌پرداختند و بدینگونه فاصله‌ی میان مرگ و زندگی و هست و نیست را در هم می‌ریختند و قانون و نظم یک ساله را محو میکردند.باز مانده‌ی این رسم ، آمدن حاجی فیروز یا آتش افروز بود که تا چند سال پیش نیز ادامه داشت.

 

از دیگر آشفتگی‌های ساختگی ، رسم میر نوروزی ، یعنی جا به جا شدن ارباب و بنده بود. در این رسم به قصد تفریح کسی را از طبقه‌های پایین برای چند روز یا چند ساعت به سلطانی بر می‌گزیدند و سلطان موقت بر طبق قواعدی اگر فرمان‌های بیجا صادر میکرد ، از مقام امیری بر کنار می ‌شد.

 

حافظ نیز در یکی از غزلیاتش به حکومت ناپایدار میر نوروزی گوشه‌ی چشمی دارد: سخن در پرده میگویم ، چو گل از غنچه بیرون‌ای که بیش از چند روزی نیست حکم میر نوروزی. خانه تکانی هم به این نکته اشاره دارد ؛ نخست درهم ریختگی ، سپس نظم و نظافت. تمام خانه برای نظافت زیر و رو می‌شد. در بعضی از نقاط ایران رسم بود که حتا خانه‌ها را رنگ آمیزی میکردند و اگر میسر نمی‌شد ، دست کم همان اتاقی که هفت سین را در آن می‌چیدند ، سفید می ‌شد.

خاطرات عید نوروز

 

اثاثیه‌ی کهنه را به دور می‌ریختند و نو به جایش می‌خریدند و در آن میان شکستن کوزه را که جایگاه آلودگی‌ها و اندوه‌های یک ساله بود واجب میدانستند. ظرف‌های مسین را به رویگران می‌سپردند. نقره‌ها را جلا می‌دادند. گوشه و کنار خانه را از گرد و غبار پاک می‌کردند.فرش و گلیم‌ها را غاز تیرگی‌های یک ساله می‌زدودند

 

و بر آن باور بودند که ارواح مردگان ، فروهر‌ها «ریشه‌ی کلمه‌ی فروردین» در این روز‌ها به خانه و کاشانه‌ی خود باز میگردند ، اگر خانه را تمیز و بستگان را شاد ببینند خوشحال میشوند و برای باز ماندگان خود دعا می‌فرستند و اگر نه ، غمگین و افسرده باز میگردند. از این رو چند روز به نوروز مانده

 

در خانه مُشک و عنبر می‌سوزاندند و شمع و چراغ می‌افروختند. در بعضی نقاط ایران رسم است که زن‌ها شب آخرین جمعه‌ی سال بهترین غذا را می‌پختند و بر گور درگذشتگان می‌پاشیدند و روز پیش از نوروز را که همان عرفه یا علفه و یا به قولی بی بی حور باشد ، به خانه‌ای که در طول سال در گذشته‌ای داشت به پُر سه می‌رفتند و دعا می‌فرستادند و میگفتند که برای مرده عید گرفته اند.

 

در گیر و دار خانه تکانی و از ۲۰ روز به روز عید مانده سبزه سبز میکردند. ایرانیان باستان دانه‌ها را که عبارت بودند از گندم ، جو ، برنج ، لوبیا ، عدس ، ارزن ، نخود ، کنجد ، باقلا ، کاجیله ، ذرت ، و ماش به شماره‌ی هفت- نماد هفت امشاسپند – یا دوازده شماره‌ی مقدس برج‌ها در ستون‌هایی از خشت خام بر می‌آوردند

 

و بالیدن هر یک را به فال نیک میگرفتند و بر آن بودند که آن دانه در سال نو موجب برکت و باروری خواهد بود. خانواده‌ها بطور معمول سه قاب از گندم و جو و ارزن به نماد هومت «= اندیشه‌ی نیک» ، هوخت «= گفتار نیک» و هوو.رشت «کردار نیک» سبز می‌کردند و فروهر نیاکان را موجب بالندگی و رشد آنها میدانستند.

 

چهار شنبه سوری که از دو کلمه‌ی چهارشنبه منظور آخرین چهارشنبه‌ی سال و سوری که همان سوریک فارسی و به معنای سرخ باشد و در کل به معنای چهارشنبه‌ی سرخ ، مقدمه‌ی جدی جشن نوروز بود. در ایران باستان بعضی از وسایل جشن نوروز از قبیل آینه و کوزه و اسفند را به یقین شب چهارشنبه سوری و از چهارشنبه بازار تهیه می‌کردند. بازار در این شب چراغانی و زیور بسته و سرشار از هیجان و شادمانی بودو البته خرید هرکدام هم آیین خاصی را تدارک میدید.

 

غروب هنگام بوته‌ها را به تعداد هفت یا سه «نماد سه منش نیک» روی هم می‌گذاشتند و خورشید که به تمامی پنهان می ‌شد ، آن را بر می‌افروختند تا آتش سر به فلک کشیده جانشین خورشید شود. در بعضی نقاط ایران برای شگون ، وسایل دور ریختنی خانه از قبیل پتو ، لحاف و لباس‌های کهنه را می‌سوزاندند.

 

آتش می‌توانست در بیابان‌ها و رهگذرها و یا بر صحن و بام خانه‌ها افروخته شود. وقتی آتش شعله می‌کشید از رویش می‌پریدندو ترانه‌هایی که در همه ی ی‌ی آنها خواهش برکت و سلامت و بارآوری و پاکیزگی بود ، می‌خواندند. آتش چهار شنبه سوری را خاموش نمی کردند

 

تا خودش خاکستر شود. سپس خاکسترش را که مقدس بود کسی جمع می‌کرد و بی آنکه پشت سرش را نگاه کند ، سر ِ اولین چهار راه می‌ریخت. در باز گشت در پاسخ اهل خانه که می‌پرسیدند: کیست؟ می‌گفت: «منم.» – / از کجا می آیی؟/ – /از عروسی… / – /چه آورده‌ای؟/ – /تندرستی…

 

شال اندازی از آداب چهارشنبه سوری بود. پس از مراسم آتش افروزی جوانان به بام همسایگان و خویشان می‌رفتند و از روی روزنه‌ی بالای اتاق «روزنه‌ی بخاری» شال درازی را به درون می‌انداختند. صاحب خانه می‌بایست هدیه‌ای در شال بگذارد. شهریار در بند ۲۷ منظومه‌ی حیدر بابا به آیین شال اندازی و در بند ۲۸ به ارتباط شال اندازی با برکت خواهی

 

و احترام به درگذشتگان به نحوی شاعرانه اشاره دارد: برگردان بند ۲۷: عید بودو مرغ شب آواز می خواند دختر نامزد شده برای داماد ، جوراب نقشین می‌بافت… و هر کس شال خود را از دریچه‌ای آویزان می‌کرد وه… که چه رسم زیبایی است رسم شال اندازی هدیه عیدی بستن به شال داماد…

 

برگردان بند 28 من هم گریه و زاری کردم و شالی خواستم شالی گرفتم و فوراً بر کمر بستم شتابان به طرف خانه‌ی غلام «پسر خاله‌ام» رفتم ، و شال را آویزان کردم… فاطمه خاله‌ام جورابی به شال من بست خانم ننه‌ام را به یاد آورد و گریه کرد… شهریار در توضیح این رسم میگوید: “در آن سال مادر بزرگ من «خانم ننه» مرده بود. ما هم نمی‌بایست در مراسم عید شرکت میکردیم ولی من بچه بودم ، با سماجت شالی گرفتم و به پشت بام دویدم.

 

از دیگر مراسم چهارشنبه سوری فالگوش بودو آن بیشتر مخصوص کسانی بود که آرزویی داشتند. مانند دختران دم بخت یا زنان در آرزوی فرزند. آنها سر چهار راهی که نماد گذار از مشکل بود می‌ایستادند و کلیدی را که نماد گشایش بود ، زیر پا می‌گذاشتند. نیت میکردند و به گوش می‌ایستادند و گفت و گوی اولین رهگذران را پاسخ نیت خود میدانستند.

 

آنها در واقع از فروهر‌ها می‌خواستند که بستگی کارشان را با کلیدی که زیر پا داشتند ، بگشایند. قاشق زنی هم تمثیلی بود از پذیرایی از فروهر‌ها… زیرا که قاشق و ظرف مسین نشانه‌ی خوراک و خوردن بود.

 

ایرانیان باستان برای فروهر‌ها بر بام خانه غذا های گوناگون می‌گذاشتند تا از این میهمانان تازه رسیده‌ی آسمانی پذیرایی کنند و چون فروهر‌ها پنهان و غیر محسوس اند ، کسانی هم که برای قاشق زنی می‌رفتند ، سعی میکردند روی بپوشانند و ناشناس بمانند و چون غذا و آجیل را مخصوص فروهر میدانستند ، دریافتشان را خوش یُمن می‌پنداشتند.اما اصیل ترین پیک نوروزی سفره‌ی هفت سین بود که به شماره‌ی هفت امشاسپند از شماره هفت مایه می گرفت.

 

دکتر بهرام فره وشی در جهان فروری مبنای هفت سین را چیدن هفت سینی یا هفت قاب بر خوان نوروزی می‌داند که به آن هفت سینی میگفتند و بعدها با حذف «یای» نسنت به صورت هفت سین در آمد.او عقیده دارد که هنوز هم در بعضی از روستاهای ایران این سفره را ، سفره‌ی هفت سینی می‌گویند. چیزهای روی سفره عبارت بود از آب و سبزه ، نماد روشنایی و افزونی ، آتشدان ، نماد پایداری نور و گرما که بعد‌ها به شمع و چراغ مبدل شد ،

 

شیر نماد نوزایی و رستاخیز و تولد دوباره ، تخم مرغ نماد نژاد و نطفه ، آیینه نماد شفافیت و صفا ، سنجد نماد دلدادگی و زایش و باروری ، سیب نماد رازوارگی عشق ، انار نماد تقدس ، سکه‌های تازه ضرب نماد برکت و دارندگی ، ماهی نماد برج سپری شده‌ی اسفند ، حوت «= ماهی» ،

 

نارنج نماد گوی زمین ، گل بید مشک که گل ویژه‌ی اسفند ماه است ، نماد امشاسپند سپندار مز و گلاب که باز مانده‌ی رسم آبریزان یا آبپاشان است « بر مبنای اشاره‌ی ابو ریحان بیرونی چون در زمستان انسان همجوار آتش است ، به دود و خاکستر آن آلوده می‌شود و لذا آب پاشیدن به یکد یگر نماد پاکیزگی از آن آلایش است. »

 

نان پخته شده از هفت حبوب ، خرما ، پنیر ، شکر ، برسم «= شاخه‌هایی از درخت مقدس انار ، بید ، زیتون ، انجیر در دسته‌های سه ، هفت یا دوازده تایی» و کتاب مقدس. بعضی از مؤمنان مسلمان نوروز را مقارن با روز آغاز خلافت علی علیه السلام میدانستند چنانکه‌هاتف اصفهانی میگوید: نسیم صبح عنبر بیز شد ،

 

بر توده‌ی غبرا زمین سبز نسرین خیز شد چون گنبد خضرا همایون روز نوروز است امروز و به فیروزی بر اورنگ خلافت کرده شاه لافتی مأوا بد نیست اشاره شود که در زمان شاهی ِ فتحعلیشاه قاجار و به فرمان او دستور داده بودند که شاعران به جای مدح ، حقیقت گویی کنند. شاعری با تکیه بر این فرمان شعر زیر را سرود و آن را در حضور شاه خواند و صله‌ی قابل توجهی هم دریافت نمود !

 

مگر دارا و یا خسرو ست این شاه بدین جاه و بدین جاه و بدین جاه ز کیخسرو بسی افتاده او پیش بدین ریش و بدین ریش و بدین ریش ز جاهش مُلک کیخسرو خراب است ز ریشش ریشه‌ی ایران در آب است در پایان با آرزوی سالی خجسته با ترجمه‌ی شعری از ابونواس شاعر اهوازی نوشتار را به انجام می بریم: مگر نمیبینی که ؛ خورشید به برج بره اندر شده

 

و اندازه‌ی زمانه برابر گردیده؟ مگر نمیبینی که مرغان پس از زبان گرفتگی به آواز خوانی پرداخته‌اند؟ مگر نمی بیني که زمین از پارچه‌های رنگین گیاهان جامه بر تن کرده؟

درباره عید نوروز بهترین انشا را بنویسید, شاید خیلی از معلم ها این روزها درباره عید نوروز به بچه ها بگویند که انشا بنویسید. انشاء در مورد عید نوروز به همراه تاریخچه عید نوروز تعطیلات نوروز امسال خیلی خوش گذشت . حسابی زده بودیم توی خط به جا آوردن صله ارحام و تست کردن نوع آجیل و شیرینی اقوام

 

سه روز اول رو که همش ما عید دیدنی رفتیم و عیدی جمع کردیم و البته یه مقداری هم عیدی دادیم بعدش یه مسافرت سه چهار روزه رفتیم نوار جنوبی کشور رو گشتیم که به خاطر شلوغی بیش از حد از ادامه مسافرت منصرف شدیم و برگشتیم .چند روز آخر رو هم یا رفتیم مهمونی و یا مهمون دعوت کردیم و چون تو خونه جدید تا حالا مهمونی نداده بودیم , تموم فک و فامیل و دوستان رو گروه گروه دعوت کردیم و چهار روز پشت سر هم مهمون داشتیم ***

 

تقریبا سه تا 50نفر و یه شش نفره ! هنوزم که هنوزه با خودم میگم این ما بودیم که این همه ی ی مهمون رو راه انداختیمخلاصه رسیدیم به سیزده بدر و با کل فامیل توی خونه باغ یکی از اقوام جمع شدیم و بعدش هم دیگه هر کی برگشت خونه و شهر خودش حالا همه ی ی اینا رو گفتم که بگم توی این چند روز من و آقای همسر درس و مشق و تعطیل کرده بودیم

 

و بعدش رسیدیم به قسمت چه کنم چه کنم ماجرا !و این‌که توی این چند روز حسابی مشغول انجام پروژه های نوروزی اساتید بودیم و هر چی خوشی کردیم از تو چشمون در اومد ! ولی خوب دیگه همه ی ی میدونن روی درس خوندن توی نوروز نمیشه حساب باز کرد

انشاء دربارۀ عید نوروز به همراه خاطات سفر

 

هر سال نزدیک نوروز حال و هوای دوستان و اطرافیان عوض میشود و به خاطر خانه تکانی و آماده شدن برای نوروز جنب و جوش زیادی دارند و در خیابان مردم را می بینیم که با کیسه های خرید عید به سمت خانه در حرکت اند و یا ویترین مغازه ها را تماشا میکنن و معمولاً خانواده های کوچک به‌ صورت دسته جمعی به خرید میروند و پدر دست بچه ها را میگیرد و با هم حرکت می کنند که صحنه های زیبایی است. نزدیک سال تحویل همه ی ی لباس های نو به تن می کنیم

 

و برای فرارسیدن سال نو لحظه شماری میکنیم و در آخرین دقایق همراه خانواده در کنار سفره ی هفت سین مینشینیم و پدر معمولاً قرآن می خواند و همه ی ی سعی دارند ثانیه های شروع سال را در حال ذکر و دعا باشند. وقتی که سال تحویل میشود روبوسی می کنیم و سال نو را به همدیگر تبریک میگوییم و لحظات شادی به وجود می آید. در تعطیلات به دیدن فامیل و دوستان میرویم و معمولاً کوچک تر ها اول به دیدن بزرگترها میروند

 

و بعد از آن بزرگتر ها در فرصت مناسب به بازدید کوچک تر ها میروند و این رسم خیلی خوب است ٬ چون هم دید و بازدید انجام میشود و هم آداب و رسوم احترام به بزرگتر زنده نگه داشته میشود. در نوروز همه ی ی بوی تازگی میدهند و مخصوصا پسر بچه ها خیلی مواظب اند که شلوار و لباس عیدشان کثیف و خاکی نشود.

 

ما باید در تعطیلات به مرور درسهایی که در طول سال خوانده ایم بپردازیم چون ممکن است این تعطیلات باعث شود انها را فراموش کنیم. با این کار برای امتحانات آخر سال هم آماده می شویم و تابستان خوبی خواهیم داشت. ما خیلی تعطیلات نوروز را دوست داریم برای این‌که معمولاً از بزرگتر ها عیدی می گیریم

 

و پسر عمو و پسر خاله و دای و پسر عمه هایمان را بیشتر می بینیم. بعضی ها در نوروز به مسافرت میروند که این کار خیلی خوب است ولی باید مواظب باشیم در هنگام رانندگی تند نرویم و سرعت مناسب داشته باشیم چون ممکن است تصادف بشود و اتفاقی برای ما و دیگران بیفتد و تعطیلاتمان خراب شود.

 

در روز سیزده به در به طبیعت میرویم و روز خوبی را میگذرانیم ٬ من همیشه دوست دارم روز بعد از سیزده به در هم تعطیل باشد تا بتوانم برای رفتن به مدرسه آماده شوم. ما نباید در این روز طبیعت را آلوده کنیم و شاخه های درختان را بشکنیم و یا آتش بزنیم. وقتی تعطیلات تمام میشود٬ باز هم باید به مدرسه برویم و درس بخوانیم تا بتوانیم در آخر سال نمره های خوبی بگیریم و در آینده شغل مناسبی داشته باشیم.

انشا درمورد عید نوروز

 

سر آغاز جشن نوروز, روز نخست ماه فروردین «روز اورمزد» است و چون برخلاف سایر جشن‌ها برابری نام ماه و روز را به دوش نمی کشد , بر سایر جشن‌ها‌ی ایران باستان برتری دارد. در مورد پیدایی این جشن افسانه‌های بسیار است, اما انچه به آن جنبه‌ی راز وارگی می‌بخشد…, آیین‌های بسیاری است

 

که روزهای قبل و بعد از آن انجام میگیرد. اگر نوروز همیشه و در همه ی ی جا با هیجان و آشفتگی و درهم ریختگی آغاز میشود , حیرت انگیز نیست چرا که بی‌نظمی یکی از مظاهر آن است. ایرانیان باستان , نا آرامی را ریشه‌ی آرامش و پریشانی را اساس سامان میدانستند و چه بسا که در پاره‌ای از مراسم نوروزی , آن‌ها را به عمد بوجود می‌آوردند , چنان که در رسم باز گشت…

 

مردگان «از 26 اسفند تا 5 فروردین» چون عقیده داشتند که فروهر‌ها یا ارواح درگذشتگان باز میگردند , افرادی با صورتک‌های سیاه برای تمثیل در کوچه و بازار به آمد و رفت می‌پرداختند و بدینگونه فاصله‌ی میان مرگ و زندگی و هست و نیست را در هم می‌ریختند و قانون و نظم یک ساله را محو میکردند.

 

باز مانده‌ی این رسم , آمدن حاجی فیروز یا آتش افروز بود که تا چند سال پیش نیز ادامه داشت. از دیگر آشفتگی‌های ساختگی , رسم میر نوروزی , یعنی جا به جا شدن ارباب و بنده بود. در این رسم به قصد تفریح کسی را از طبقه‌های پایین برای چند روز یا چند ساعت به سلطانی بر می‌گزیدند و سلطان موقت بر طبق قواعدی اگر فرمان‌های بیجا صادر میکرد , از مقام امیری بر کنار می ‌شد. حافظ نیز در یکی از غزلیاتش به حکومت ناپایدار میر نوروزی گوشه‌ی چشمی دارد: سخن در پرده می‌گویم , چو گل از غنچه بیرون‌ای که بیش از چند روزی نیست حکم میر نوروزی.

 

خانه تکانی هم به این نکته اشاره دارد ؛ نخست درهم ریختگی , سپس نظم و نظافت. تمام خانه برای نظافت زیر و رو می ‌شد. در بعضی از نقاط ایران رسم بود که حتا خانه‌ها را رنگ آمیزی میکردند و اگر میسر نمی‌شد , دست کم همان اتاقی که هفت سین را در آن می‌چیدند , سفید می ‌شد.

 

اثاثیه‌ی کهنه را به دور می‌ریختند و نو به جایش می‌خریدند و در آن میان شکستن کوزه را که جایگاه آلودگی‌ها و اندوه‌های یک ساله بود واجب میدانستند. ظرف‌های مسین را به رویگران می‌سپردند. نقره‌ها را جلا می‌دادند. گوشه و کنار خانه را از گرد و غبار پاک میکردند.فرش و گلیم‌ها را غاز تیرگی‌های یک ساله می‌زدودند و بر آن باور بودند که ارواح مردگان , فروهر‌ها «ریشه‌ی کلمه‌ی فروردین» در این روز‌ها به خانه و کاشانه‌ی خود باز میگردند ,

 

اگر خانه را تمیز و بستگان را شاد ببینند خوشحال میشوند و برای باز ماندگان خود دعا می‌فرستند و اگر نه , غمگین و افسرده باز میگردند. از این رو چند روز به نوروز مانده در خانه مُشک و عنبر می‌سوزاندند و شمع و چراغ می‌افروختند. در بعضی نقاط ایران رسم است که زن‌ها شب آخرین جمعه‌ی سال بهترین غذا را می‌پختند

 

و بر گور درگذشتگان می‌پاشیدند و روز پیش از نوروز را که همان عرفه یا علفه و یا به قولی بی بی حور باشد , به خانه‌ای که در طول سال در گذشته‌ای داشت به پر سه می‌رفتند و دعا می‌فرستادند و میگفتند که برای مرده عید گرفته اند.

چهار شنبه سوری که از دو کلمه‌ی چهارشنبه منظور آخرین چهارشنبه‌ی سال و سوری که همان سوریک فارسی و به معنای سرخ باشد و در کل به معنای چهارشنبه‌ی سرخ , مقدمه‌ی جدی جشن نوروز بود. در ایران باستان بعضی از وسایل جشن نوروز از قبیل آینه و کوزه و اسفند را به یقین شب چهارشنبه سوری و از چهارشنبه بازار تهیه میکردند. بازار در این شب چراغانی و زیور بسته و سرشار از هیجان و شادمانی بودو البته خرید هرکدام هم آیین خاصی را تدارک میدید.

 

در گیر و دار خانه تکانی و از 20روز به روز عید مانده سبزه سبز میکردند. ایرانیان باستان دانه‌ها را که عبارت بودند از گندم , جو , برنج , لوبیا , عدس , ارزن , نخود , کنجد , باقلا , کاجیله , ذرت , و ماش به شماره‌ی هفت- نماد هفت امشاسپند ، یا دوازده شماره‌ی مقدس برج‌ها در ستون‌هایی از خشت خام بر می‌آوردند

 

و بالیدن هر یک را به فال نیک می‌گرفتند و بر آن بودند که آن دانه در سال نو موجب برکت و باروری خواهد بود. خانواده‌ها بطور معمول سه قاب از گندم و جو و ارزن به نماد هومت «= اندیشه‌ی نیک» , هوخت «= گفتار نیک» و هوو.رشت «کردار نیک» سبز میکردند و فروهر نیاکان را موجب بالندگی و رشد آنها میدانستند.

 

شال اندازی از آداب چهارشنبه سوری بود. پس از مراسم آتش افروزی جوانان به بام همسایگان و خویشان می‌رفتند و از روی روزنه‌ی بالای اتاق «روزنه‌ی بخاری» شال درازی را به درون می‌انداختند. صاحب خانه می‌بایست هدیه‌ای در شال بگذارد. شهریار در بند 27 منظومۀ حیدر بابا به آیین شال اندازی و در بند 28 به ارتباط شال اندازی با برکت خواهی

 

و احترام به درگذشتگان به نحوی شاعرانه اشاره دارد برگردان بند 27 عید بودو مرغ شب آواز می خواند دختر نامزد شده برای داماد , جوراب نقشین می‌بافت… و هر کس شال خود را از دریچه‌ای آویزان می‌کرد وه… که چه رسم زیبایی است رسم شال اندازی هدیه عیدی بستن به شال داماد…

 

برگردان بند 28 من هم گریه و زاری کردم و شالی خواستم شالی گرفتم و فوراً بر کمر بستم شتابان به طرف خانه‌ی غلام «پسر خاله‌ام» رفتم , و شال را آویزان کردم… فاطمه خاله‌ام جورابی به شال من بست «خانم ننه‌ ام» را به یاد آورد و گریه کرد… شهریار در توضیح این رسم میگوید: “در آن سال مادر بزرگ من «خانم ننه» مرده بود. ما هم نمی‌بایست در مراسم عید شرکت می‌کردیم ولی من بچه بودم , با سماجت شالی گرفتم و به پشت بام دویدم.

 

از دیگر مراسم چهارشنبه سوری فالگوش بودو آن بیشتر مخصوص کسانی بود که آرزویی داشتند. مانند دختران دم بخت یا زنان در آرزوی فرزند. انها سر چهار راهی که نماد گذار از مشکل بود می‌ایستادند و کلیدی را که نماد گشایش بود , زیر پا می‌گذاشتند. نیت میکردند و به گوش می‌ایستادند

 

و گفت و گوی اولین رهگذران را پاسخ نیت خود می‌دانستند. انها در واقع از فروهر‌ها میخواستند که بستگی کارشان را با کلیدی که زیر پا داشتند , بگشایند. قاشق زنی هم تمثیلی بود از پذیرایی از فروهر‌ها… زیرا که قاشق و ظرف مسین نشانه‌ی خوراک و خوردن بود.

 

نان پخته شده از هفت حبوب , خرما , پنیر , شکر , برسم «= شاخه‌هایی از درخت مقدس انار , بید , زیتون , انجیر در دسته‌های سه , هفت یا دوازده تایی» و کتاب مقدس. بعضی از مومنان مسلمان نوروز را مقارن با روز آغاز خلافت علی علیه السلام می‌دانستند چنانکه‌ هاتف اصفهانی میگوید: نسیم صبح عنبر بیز شد , بر توده‌ی غبرا زمین سبز نسرین خیز شد چون گنبد خضرا همایون روز نوروز است

 

امروز و به فیروزی بر اورنگ خلافت کرده شاه لافتی مأوا بد نیست اشاره شود که در زمان شاهی ِ فتحعلیشاه قاجار و به فرمان او دستور داده بودند که شاعران به جای مدح , حقیقت گویی کنند. شاعری با تکیه بر این فرمان شعر زیر را سرود و آن را در حضور شاه خواند و صله‌ی قابل توجهی هم دریافت نمود

 

مگر دارا و یا خسرو ست این شاه بدین جاه و بدین جاه و بدین جاه ز کیخسرو بسی افتاده او پیش بدین ریش و بدین ریش و بدین ریش ز جاهش مُلک کیخسرو خراب است ز ریشش ریشه‌ی ایران در آب است در پایان با آرزوی سالی خجسته با ترجمه‌ی شعری از ابونواس شاعر اهوازی نوشتار را به انجام می بریم: مگر نمی بیني که ؛

 

خورشید به برج بره اندر شده و اندازه‌ی زمانه برابر گردیده؟ مگر نمیبینی که ؛ مرغان پس از زبان گرفتگی به آواز خوانی پرداخته‌اند؟ مگر نمی بیني که ؛ زمین از پارچه‌های رنگین گیاهان جامه بر تن کرده؟ پس بر نوشدن زمانه شاد کام می‌باش .

 

صبح می‌شود وقت آن است که خورشید دست از دامن طبیعت بردارد وبه گیسوی سحر آویزد.شب کم کم دامن خود را از کوچه ها جمع می کند.زمستان مدت هاپیش از این صحرا رفت اما انگار رد پایش بر آسمان باقی مانده است که اکنون آسمان این گونه زنگار گرفته است…وقت آن است که کم کم بهار از راه برسد,درختان در خود فرو رفته اند,وقت آن است که سر را بالا آورند وبه بهار سلام گویند و از طراوت آن بهره گیرند.وقت آن است

 

که پروانه ی چمن از پیله درآید و در نفس باد صبا سینه بگشاید,وقت آن است که شادی در رگ های دشت سوسو زند…وقت آن است که روزی از نو آغاز شود,امروز بهار وارد صحرا می‌شود و بر درختان شکوفه ی سپیدی و پاکی می کارد و از درختان برهنه دشت عروسی زیبا می سازد.لکه ی سرخ غروب از گوشه ی آسمان پاک می‌شود که خورشید از پشت کوه سر بالا می آورد وب ه بهار زیبا خوش آمد میگوید***

بهار یعنی شکوفایی ,طراوت سرزندگیبهار فصل رویش و سرسبزی در راه است وقتی برسد مانند مادری مهربان دست نوازش بر سر گلها و گیاهان می کشد و آنها را مانند کودکی شاداب و سرزنده میکند,بهاری مادری است مهربان که همه ی ی منتظر آمدنش هستند وقتی برسد طبیعت دوباره زنده می‌شود

 

و جان می گیردبهار که می رسد همه ی ی شادابتر از روزهای قبل به کارهای روزانه مشغول می‌شوند شاخه های خشک درختان جان تازه می گیرند و گلها چون نوزادی کوچک متولد میشوند و به طبیعت حال و هوایی دوباره می بخشند,رودها با جوش و خروش از میان طبیعت می گذرند و با گلها و گیاهان به سلام و احوال پرسی می پردازند

 

حال با هم این شعر را که نوید آمدن بهار است می خوانیم

بوی باران –.بوی سبزه —-بوی عید—

شاخه هابی شسته باران خورده پاک

آسمان آبی و ابر سپید ,برگ های سبز بید

عطر نرگس …رقص باد

 

نغمه ی شوق پرستوهای شاد نرم نرمک می‌رسد اینک بهار خوش بحال روزگار…

انشا عید نوروز و تعریفی از تاریخچه و مراسم عید نوروز باستانی

اینبار بهار میـــخواهد با کوله باری از سبزی,طراوت و خاطرات دیرینه ای که یکسال انتظارش را می کشیدم پابه جهان بگذارد ,بهار میـــخواهد بیاید و من باید در قلبم خانه تکانی کنم, تمام کینه ها را از روی پرده های امید قلبم بشویم و با دستمال صبوری بر روی کتابی که پراز محبت های سرد شده است بکشم تا غباری از دشمنی و جنگ و جدال باقی نماند و پرنده ی اسیر قلبم را از قفس آزاد کنم.

 

بهار می خواهد با تیرکمان محبت,تیر مرخصی دادن به زمستان را بزند و زمستان باید کوله باری که سراسر سردی و قطره های مروارید ی بود را بردارد و به انتظار سال دیگر بماند ,کتاب سرنوشت زمستان را در گوشه ای از صندوقچه ی قلبم می گذارم و قفلی محکم بر آن می زنم , کلاف زندگی ام را با بهار ,با چهچه بلبلان و پروار پروانه های زیبا و رنگارنگ می بافم ,با مداد طراوت تخته ی قلبم را با کلمه ای به نام بهار آشنا میکنم

 

و بر روی دفتر خاطرات زندگی ام با خودکار عشق و علاقه کلمۀ بهار را می نویسم , چتر اندوه را می بندم و به امید آمدنِ بهار از جاده ی عاطفه می‌نشینم ,گویی نسیم ملایم اکنون چهره ام را نوازش می کند و طنین زیبایش در گوشم نواخته می‌شود ,خیاط ماهری میـــخواهد لباسی برای دنیا درست کند لباسی با گلهایِ رنگارنگ ,آنگونه که من دوست دارم.چراغ کلبۀ قلبم را با مهربانی روشن میکنم و پرچین های آن را با عطر و بویِ بهار معطر میکنم اینک همه ی ی با هم به استقبالِ بهار می رویم.

 

گروه فرهنگی و هنری تالاب

حتما بخوانید:

آشنایی کامل با تمامی مراسم‌ های خاص نوروز باستانی

اس ام اس های خنده دار برای عید نوروز (21)

نوروز در زمان اشکانیان و ساسانیان

بهار خانم که از راه رسید، همه‌ جا گل بود و سبزه. گنجشکه روی درخت جیک‌ جیکی کرد و گفت: «بهار خانم خوش‌ آمدی. عیدی من را می‌ دهی؟ بهار خانم تقی زد به تخم‌ های گنجشک، جوجه‌ ها بیرون آمدند. بهار خانم گفت: «این هم عیدی تو.»

درخت گفت: «بهار خانم خوش‌ آمدی به من هم عیدی می‌ دهی؟» بهار خانم یک مشت شکوفه ریخت روی شاخه‌ های درخت. درخت خوشگل شد. بهار خانم گفت: «این هم عیدی تو.»

کرمه سرش را از خاک بیرون آورد گفت: «بهار خانم خوش آمدی به من هم عیدی می‌ دهی؟» بهار خانم به ابرها نگاهی کرد و خندید. باران شرشر بارید. کرمه خوش‌ حال شد و دمش را تکان داد. بهار خانم گفت: «این هم عیدی تو.» بعد هم رفت خانه خاله‌ پیرزن. خاله پیرزن کنار سفره هفت‌ سین نشسته بود و داشت سین‌ های سفره هفت‌ سین را می‌ شمرد. یک سین کم داشت. به بهار خانم گفت: «یک سین کم دارم. حالا چه کار کنم؟ غصه‌ دار شدم.»

بهار خانم گفت: «ناراحت نباش.» بعد دست کرد توی جیبش و یک شاخه سنبل گذاشت توی سفره هفت‌ سین و گفت: «بفرما این هم عیدی تو خاله پیرزن.» و این جوری شد که اون سال همه از بهار خانم عیدی گرفتند. بوی سنبل توی خانه خاله ‌پیرزن پیچیده بود.

داستان درمورد عید نوروز کوتاه

Save my name, email, and website in this browser for the next time I comment.

  به گزارش «تابناک باتو»؛ روزهاي خاصي در تاريخ کشور باستاني و متمدن ايران وجود دارد که يادآور حکايت‌ها و وقايعي مهم و تأثيرگذار است.درباره فلسفه و علل پيدايش جشن نوروز نظرات متفاوتي وجود دارد که برخي از اين نظرات در اينجا آمده است.با توجه به روايت‌هاي افسانه‌اي اسطوره‌اي ايران آغاز پيدايش جشن نوروز را به جمشيد، چهارمين پادشاه پيشدادي ايران نسبت داده‌اند. قدمت اين اسطوره به عصر هند و ايراني مي‌رسد.

همچنين گفته‌اند: خداوند در اولين روز از ماه فروردين کار خلقت انسان و ساير مخلوقات را به پايان رساند و آدمي براي سپاسگزاري و قدرداني از خداوند و نعمت‌هاي وي، به نيايش و شادماني پرداخت.يکي ديگر از فلسفه‌هاي جشن نوروز را نزول فروهر‌هاي درگذشتگان به زمين در روز اول فروردين دانسته‌اند.

در اوستا آمده است که فروهرهاي درگذشتگان پاک در اول فروردين براي احوالپرسي از اقوام خود به زمين مي‌آيند و با ديدن مسرت و شادماني بازماندگان از اهورامزدا براي آنان طلب خير و رحمت مي‌کنند و بازماندگان پيش از آمدن فروهرها به نظافت و خانه‌تکاني منزل پرداخته و آماده پذيرايي از آنان مي‌شوند و کلمه فروردين يعني ماهي که متعلق به فروهران است.

از برپايي مراسم و آيين‌هاي نوروزي در دوران هخامنشي اطلاع‌ دقيقي در دست نيست و تنها برخي از پژوهشگران چون فيلندر معتقدند که حجاري‌ها و سنگ‌نگاره‌هاي باقي‌مانده از دوران هخامنشي نشان‌دهنده مراسم نوروزي در تخت‌جمشيد است. اين آثار نمايشي از تقديم هدايا از جانب اقوام و ملل تابع هخامنشيان به حضور پادشاه است.داستان درمورد عید نوروز کوتاه

از چگونگي برگزاري نوروز در روزگار اشکانيان آثاري در دست نيست.شادروان پور داوود مي‌نويسد: «هر چند اشکانيان، ايراني‌نژاد و زرتشتي‌کيش بودند ولي تسلط 80 ساله يونانيان موجب شد که آنان در باب آداب و رسوم ايراني بي‌قيد شوند و شايد در پايان دوره حکومت 476 ساله دوباره مليت ايران قوت گرفت.»

عيد نوروز در ايران باستان

نوروز يکي از کهن‌ترين جشن‌هاي به جا مانده از دوران باستان است که اکنون در مناطق مختلف ايران و کشورهاي فارسي زبان آغاز فصل بهار را جشن مي گيرند.اين جشن برخلاف همه جشن‌هاي مختلف سالانه با شور و شوقي وصف ناپذير همراه با جنب و جوش فراوان در ميان ملتها در اولين روز بهار آغاز مي‌شود.افسانه‌هاي بسياري برچگونگي پيدايي اين جشن وجود دارد که از آن جمله مي توان به برتري اين جشن به لحاظ عدم برابري نام ماه و روز اشاره کرد.برخي از مؤمنان مسلمان همچون هاتف اصفهاني نوروز را مقارن با روز آغاز خلافت علي عليه السلام مي‌دانستند.

خانه تکاني

يکي از مظاهر جشن نوروز، هيجان، آشفتگي و درهم ريختگي است که باستانيان ريشه نا آرامي را در آرامش و اساس پريشاني را در سامان يافتگي مي‌دانستند خانه تکاني ازجمله آئين‌هاي نوروزي است که نشان از درهم ريختگي و هيجان وسپس نظم و نظافت دارد.

براساس اين آیین، ايرانيان باستان، با آمدن بهار، تمام خانه خود را براي نظافت زيرورو کرده و حتي گاهي خانه‌ها را رنگ آميزي مي‌کردند و يا دست کم همان اتاقي که هفت سين را درآن مي‌چيدند، سفيد مي‌کردند.

مردمان آن روزگار، اثاثيه کهنه را به دورمي ريختند و اسبابي نو جايگزين اش مي‌نمودند. شکستن کوزه را که جايگاه آلودگي‌ها و اندوه‌هاي يک ساله بود واجب مي دانستند. ظرف‌هاي مسين را به رويگران مي‌سپردند، نقره‌ها را جلا مي‌دادند، گوشه و کنار خانه را از گرد و غبار پاک مي‌کردند، فرش و گليم‌ها را از تيرگي هاي يک ساله مي‌زدودند. اين آیين همچنان درميان ايرانيان مرسوم است و همه ساله از سوي مردم اجرا مي شود.

سبز کردن سبزه

ايرانيان باستان، از چند روز به عيد مانده سبزه سبز مي‌کردند. آنان دانه‌هاي گندم، جو، برنج، لوبيا، عدس، ارزن، نخود، کنجد، باقلا، کاجيله، ذرت، و ماش را به شماره هفت- نماد هفت امشاسپند؟! – يا دوازده شماره مقدس برج‌ها؟! در ستون‌هايي از خشت خام سبز کرده و باليدن هريک از اين دانه‌ها را به فال نيک مي‌گرفتند و بر آن بودند که آن دانه در سال نو موجب برکت و باروري خواهد بود.خانواده‌ها به طور معمول سه قاب از گندم و جو و ارزن به نماد هومت (= انديشه نيک)، هوخت (= گفتار نيک) و هوورشت (کردار نيک) سبز مي‌کردند و فروهر نياکان را موجب بالندگي و رشد آنها مي‌دانستند.

سفره هفت سين

از اصيل‌ترين و جذاب‌ترين پيک نوروزي مي‌توان به سفره هفت سين اشاره کرد. ايرانيان با فراهم نمودن هفت سين به شماره هفت امشاسپند يا دوازده شماره مقدس برج‌ها، اقلامي را در سفره‌اي در خانه‌هاي خود براي حلول و شکوفايي روز نخست بهار فراهم مي‌آورند.

دراين سفره چيزهاي از قبيل آب و سبزه نماد (روشنايي و افزوني) آتشدان نماد (پايداري نوروگرما) که بعدها به شمع و چراغ مبدل شد شير نماد(نوزايي و رستاخيز و تولد دوباره)،تخم مرغ نماد (نژاد و نطفه)، آيينه نماد (شفافيت و صفا) گذاشته مي‌شد.همچنين سنجد نماد (دلدادگي و زايش وباروري)، سيب نماد (رازوارگي عشق) انار نماد (تقدس) سکه تازه ضرب نماد (برکت و دارندگي) ماهي نماد (ماه سپري شده اسفند) نارنج نماد (گوي زمين)گل بيد مشک گل ويژه ي اسفند نماد ( امشاسپند سپندارمز) از ديگر اين اقلام است.

گلاب که بازمانده رسم آبريزان يا آبپاشان است و نان پخته شده ازهفت حبوب، خرما، پنير، شکر، شاخه‌هايي ازدرخت مقدس انار، بيد، زيتون، انجيردردسته هاي سه،هفت يا دوازده تايي) و کتاب مقدس از ديگر مواردي بود که درسفره هفت سين گذارده مي‌شد.

اکنون ايرانيان از رسوم برجاي مانده آن دوران، به هفت سين برگرفته از سير، سرکه، سماق، سنجد، سمنو و سبزه و سيب و گل‌هاي خوشبو از قبيل سنبل و سوسن بسنده مي‌کنند. هفت سيني، بعدها با حذف (ياي) به صورت هفت سين درآمده است. هنوز هم در بعضي از روستاهاي ايران اين سفره را، سفره هفت سيني مي‌گويند.

مراسم بازگشت مردگان

ايرانيان باستان عقيده داشتند، با آمدن نوروز، فروهرها (ريشه کلمه فروردين) يا رواح درگذشتگان به دنيا بازمي گردند و اگرخانه را تميز و بستگان را شاد ببينند خوشحال شده و براي بازماندگان خود دعا مي‌فرستند.از اين رو چند روز به نوروز مانده در خانه مشک و عنبر مي‌سوزاندند وشمع و چراغ مي‌افروختند.همچنين خانم‌ها بهترين غذا را مي‌پختند و بر گور درگذشتگان خود مي‌پاشيدند و يک روز پيش از نوروز را که همان عرفه يا علفه و يا به قولي بي‌بي‌حور مي ناميدند، به خانه‌اي که در طول سال درگذشته‌اي داشت به پرسه مي‌رفتند و دعا مي‌فرستادند ومي گفتند که براي مرده عيد گرفته اند.

بخشي از اين رسم همچنان در ميان ايرانيان مرسوم است، بطورئيکه درآخرين شب جمعه سال، با گلهاي بهاري از جمله سنبل به ديدار اهل قبور و درگذشتگان خود مي روند و براي درگذشتگان خود طلب مغفرت مي‌کنند.

چراغاني نوروزي

چراغاني نوروزي از ديگر سنت‌هاي قديمي ايرانيان باستان است.درآن روزگار، اقوام آريايي به هنگام فرا رسيدن نوروز بر در و بام خانه ها و بلندي دژها مشعل روشن کرده،آتش افروخته و يا آنکه چراغي روشن بر در خانه‌ها آويزان مي‌کردند.

حاجي فيروز

آمدن حاجي فيروز يا آتش افروز درروزهاي پاياني سال وهمزمان با آغازسال نوشمسي از بازمانده‌هاي آیين ايرانيان باستان است که نشان از درهم ريختگي نوروز دارد.دراين ايام افرادي با صورت‌هاي سياه براي تمثيل درکوچه و بازار به آمد و رفت مي‌پرداختند و بدين گونه فاصله ميان مرگ و زندگي و هست و نيست را درهم مي‌ريختند و قانون و نظم يک ساله را محو مي‌کردند.نوروز خوانان و يا حاجي فيروزها، جواناني هستند که به زبان فارسي ترانه نوروز مي‌خوانند و از آمدن نوروز خبر مي‌دهند و مژدگاني دريافت مي‌کنند.

آنان چنين مي‌خواندند: باد بهاران آمده، نوروز سلطان آمده، مژده دهيد اي دوستان، اين سال نو باز آمده.در روستاها و شهرهاي مازندران و اردبيل نيز ازنيمه ماه اسفند، گروه‌هاي نوروزي خوان راه مي‌افتند و در کوچه و خيابان‌ها نوروزيه مي‌خوانند. اين رسوم، همچنان در آیين نوروز امروزه مشاهده مي‌شود.

روز عيد يا نوروز

بالاخره روز موعود يا نوروز همزمان با آغاز بهار از راه مي‌رسد. در اين روز در وقت تحويل سال تمام خانواده اقوام ايراني در کنار يکديگر جمع شده و گرد هم مي‌نشستند و منتظر شليک توپ و آغاز سال جديد مي‌شدند.

سال نويي دگر با قرائت سوره‌اي از قرآن با دعاي يا مقلب القلوب و الابصار، يا مدبر الليل و النهار، يا محول الحول و الاحوال،حول حالنا الي احسن الحال، حلول مي‌کند و با شليک توپ و آتش بازي در آسمان همگان از حلول سال نو با خبر مي‌شدند.پس از آن بزرگ خانواده از درون قرآن پولي برداشته و به اعضاي خانواده هديه مي‌داد و عيد را تبريک مي‌گفت.

آغاز سال جديد و رسوم برگزاري آن در هر کشوري متفاوت است و به دين، فرهنگ و نژاد آن باز مي‌گردد. اين آیين در ميان زرتشتيان به گونه‌اي ديگر برگزار مي‌شد يعني پس از تحويل سال، بزرگ خانواده بلند مي‌شود و به هر يک از افراد خانواده يک قاشق عسل يا شربت و سه دانه شيريني يا سه دانه ميوه خشک و يا سه سکه که بر روي برگ سبزي است هديه مي‌دهد و چنين است که هر ديني رسم‌هاي خودش را دارد.

آشنايي با مراسم نوروز در هشت کشور جهان

نوروز در پاکستان

در پاکستان غالبا صفت «عالم افروز» را در مورد عيد نوروز به کار مي‌برند و اين حکايت از علاقه‌مندي مردم اين کشور به نوروز دارد. بسياري از خانواده‌هاي پاکستاني مراسم نوروز را گرامي مي‌دارند، به طوري که براي يکديگر کارت تبريک طلايي و الوان مزين به گل و بلبل که نشان از نو شدن طبيعت دارد، مي‌فرستند که معمولا بر آن عبارت عيد مبارک نقش بسته است. آنها هم مانند ايراني ها خانه‌تکاني مي‌کنند، لباس نو مي‌پوشند، به ديد و بازديد مي‌روند و سعي مي‌کنند کدورت و غم‌ را از دل‌ها بزدايند و زندگي را به شادي بگذرانند.

خانواده‌هاي پاکستاني به هنگام نوروز سفره نوروزي رنگين مي‌گسترانند و انواع شيريني و ميوه‌ها را بر آن مي‌چينند و بزرگترها به کوچکترها هديه مي‌دهند.از آداب و رسوم عيد نوروز در ميان مردم پاکستان تهيه نمودن انواع شيريني مثل «لدو»، «گلاب حامن»، «رس ملائي»، «کيک برفي»، «شکرپاره»، «کريم رول»، «سوهن حلوا» و همچنين پختن غذاهاي معروف اين ايام و عيدي دادن و گرفتن و ديد و بازديد اقوام است.

نوروز در تاجيکستان

داستان درمورد عید نوروز کوتاه

نوروز در تاجيکستان، به خصوص در “بدخشان” با شکوه بسيار برگزار مي‌شود. نوروز براي مردم تاجيک که روزگاري سرزمينشان بخشي از ايران بزرگ محسوب مي‌شده عيد ملي اجدادي است و آن را غدير ايام يعني عيد بزرگ مي‌خوانند.کلمه ايام در بدخشان مرادف عيد يا به جاي آن به کار مي‌رود. هر خانواده چند روز مانده به عيد خود را براي برگزاري آن آماده مي‌سازد. خانه تکاني صورت مي‌گيرد. همه از کوچک و بزرگ با بي‌قراري منتظر رسيدن نوروز مي‌شوند.

تاجيک‌ها در نخستين روز نوروز، صبحانه را با انواع غذاهاي شيرين صرف مي‌کنند که عبارت است از حلوا، شيربرنج، غوز حماچ، به اين اميد که تا پايان سال زندگي شان شيرين باشد. پس از صرف صبحانه پارچه سرخي را بالاي در ورودي خانه مي‌آويزند که آن را نشانه بهروزي و خوش‌بختي مي دانند. آنگاه اثاث خانه را که از قبل تميز کرده‌اند به طرزي نيکو مي‌چينند، سپس پنجره‌ها را مي‌گشايند تا نسيم نوروزي در زواياي خانه به گردش درآيد.

نوروز در جمهوري آذربايجان

نوروز يکي از جشن‌هاي بزرگ در جمهوري آذربايجان است. اين جشن همه ساله از بيستم تا بيست و دوم مارس که تقريبا برابر با اول تا سوم فروردين است در اين کشور برگزار مي‌شود. در آذربايجان از چند هفته مانده به نوروز مردم براي برگزاري اين عيد خود را آماده مي‌کنند؛در شب چهارشنبه دختران نيتي در قلب خود مي‌کنند و در گذرگاه‌ها مي‌ايستند و اگر سخني موافق خواست خود از رهگذري بشنوند بسيار خوشحال مي‌شوند و مطمئن مي شوند که حاجتشان برآورده خواهد شد. براين اساس مردم سعي مي‌کنند در ايام نوروز سخني نامناسب که از آن بوي ياس به مشام آيد بر زبان نياورند و از به کار بردن سخنان ناپسند و حزن‌آور بپرهيزند.

در ميان مراسم نوروزي جمهوري آذربايجان، رسم‌هايي نظير فرستادن سفره سمنو، انداختن کلاه پوستين به درها، آويزان‌ کردن کيسه و توبره از سوراخ بام در شب عيد و درخواست هديه نورزي از صاحبخانه بسيار قابل توجه‌اند که در مجموع عاملي براي ايجاد ازدياد محبت و مودت در ميان مردمند. در عيد نوروز نمايش‌ها و بازي‌هاي مختلف که فزاينده شادي مي‌باشند در جمهوري آذربايجان رواج مي‌گيرد. در اين ميان مي‌توان از اسب‌سواري، شمشيربازي، کمنداندازي، ورزش‌هاي زورخانه‌اي، طناب‌ بازي و مانند اينها نام برد که در همه آنها اصل بر شادي و نشاط است.

نوروز در قرقيزستان

کلمه نوروز در ميان مردم قرقيزستان که به زبان قرقيزي صحبت مي‌کنند و به خط کريل مي‌نويسند، واژه اي آشنا است، آنها هم عيد نوروز براي آنان از مقد‌س‌ترين اعياد است و آيين‌هاي نوروزي را با شکوه تمام‌ برگزار مي‌کنند، طوري که هيچ يک از مراسم ملي و مذهبي آنان جلوه و جلال نوروز را ندارد. نوروز در اين سرزمين‌ تنها يک روز است که در بيست و يکم ماه مارس(اول تا دوم فروردين) برگزار مي‌شود.

خانواده‌هاي قرقيزي از نخستين ساعات صبح روز عيد از خانه‌هايشان بيرون مي‌آيند و در ميدان‌هاي بزرگ شهر جمع مي‌شوند. در اين ميدان‌ها بازارهاي موقت ايجاد مي‌شوند که در آن انواع اجناس، خوردني، پوشيدني‌ها و اسباب‌بازي‌ها عرضه مي‌شوند.. اين مراسم در شهرهاي بزرگ ساعت‌ها به طول مي‌انجامند و مراسمي از قبيل نمايش‌هاي سوارکاران با لباس‌هاي عشايري و جنگي در حالي که سلاح‌هايي نظير شمشير، خنجر، نيزه، سپر، تيرو کمان با خود حمل مي‌کنند موجب مي‌شود تا مردم زمان را فراموش کنند

نوروز در ازبکستان

عيد نوروز در ازبکستان تعطيل رسمي است. در ايام نوروز سراسر کشور چراغاني مي‌شود مردم لباس نو به تن مي‌کنند؛ از آنجا که دولت کمونيستي اتحاد شوروي سابق، نوروز را جشني ديني مي‌دانست از برگزاري آن جلوگيري مي‌کرد، در نتيجه مردم به نقاط دور از شهر مي‌رفتند تا بتوانند مراسم نوروزي را برپا دارند. از همين روی، بسياري از اين جاي‌ها با نام نوروز همراه شده است، نظير نوروز بلاق (چشمه نور)، نوروز‌ساي (جويبار نوروز) و نوروز تپه (فرازگاه نوروز).

نوروز در افغانستان

نوروز در افغانستان يا به عبارتي در بلخ و مزار شريف هنوز به همان فر و شکوه پيشين برگزار مي‌شود. در روزهاي اول سال همه دشت‌هاي بلخ و ديوار و پشت بام‌هاي گلي آن پر از گل سرخ مي‌شود. بلخ سبدي از گل سرخ يا اجاق بزرگي مي شود که اين لاله ها در آن مي‌‌سوزد. اين گل فقط در بلخ به وفور مي‌‌رويد و از اين روی، جشن نوروز و جشن گل سرخ هر دو به يک معني به کار مي‌رود.

از آيين و رسم نوروزي در سرزمين بلخ مي‌توان به شستشوي فرش‌هاي خانه و زدودن گرد و غبار پيش از آمدن نوروز و انجام مسابقات مختلف از قبيل بزکشي، شتر جنگي، شتر سواري، قوچ جنگي و کشتي خاص اين منطقه اشاره نمود.

نوروز در قزاقستان

مردم قزاقستان نوروز را اعتدال بهاري مي‌‌دانند و بر اين باورند که در اين روز ستاره‌هاي آسماني به نقطه ابتدايي مي‌‌رسند و همه جا تازه مي‌شود و روي زمين شادماني بر قرارمي‌شود. به اعتقاد آنها نوروز روزي است که «سنگ نيلگون» سمرقند آب مي‌شود.

در شب سال تحويل هر صاحبخانه دو شمع در بالاي خانه‌اش روشن مي‌کند و خانه‌اش را خانه تکاني مي‌‌کند؛ چون مردم قزاق باور بر اين دارند که تميز بودن خانه در آغاز سال نو باعث مي‌شود افراد آن خانه دچار بيماري و بدبختي نشوند.در عيد نوروز جوانان يک اسب سرکش را زين کرده و عروسکي که ساخته دست خودشان است با آويز زنگوله‌اي به گردنش درساعت سه صبح که ساعتي معين از شب قزير است رها نموده تا به اين شکل مردم را بيدار کنند. عروسک در حقيقت نمادي از سال نو است که آمدن خود را سوار بر اسب به همه اعلام مي‌کند.

نوروز براي قزاق‌ها بسيار مقدس بوده و اگر در اين روز باران يا برف ببارد آن را به فال نيک مي گيرند و معتقدند سال خوبي پيش رو خواهند داشت. در عيد نوروز مردم لباس نو و سفيد به تن مي‌کنند که نشانه شادماني است. ديد و بازديد اقوام دراين ايام با زدن شانه‌ها به يکديگر از آيين و رسوم مردم قزاق در ايام عيد نوروز است، همچنين پختن غذايي به نام نوروز گوژه (آش نوروز) که تهيه آن به معني خداحافظي با زمستان و غذاهاي زمستاني است و از هفت نوع ماده غذايي تهيه مي‌شود در اين ايام جزو آيين و رسوم اين سرزمين است.

مسابقات معروفي نيز در ايام نوروز در قزاقستان برگزار مي‌شود که از مهم‌ترين آنان مي‌توان به «قول توزاق» اشاره نمود که بين گروه هاي مرد و زن برگزار مي‌شود. اگر برنده زن‌ها باشند قزاق‌ها معتقدند آن سال خوب و پربرکتي است اگر مردها پيروز شوند آن سال نامساعد خواهد بود.

نوروز در زنگبار (تانزانيا)

شايد تعجب کنيد اما حتي در زنگبار هم مردم نوروز را جشن مي گيرند؛‌ چراکه در قرن‌هاي گذشته گروه بزرگي از مردم شيراز به زنگبار در کرانه‌هاي شرقي قاره افريقا کوچ کردند و آيين‌هاي ايراني خود مانند نوروز را نيز با خود بردند. جشن نوروز در زنگبار «نوروزي» ناميده مي‌شود و هنوز يکي از جشن‌هايي است که با تغيير فصل در اين کشور گرامي داشته مي‌شود و بين مردم رواج دارد.

کاری از گروه وبگردی «تابناک باتو»

رده: داستان, گلچین

یکی بود, یکی نبود. پیر مردی بود به نام عمو نوروز که هر سال روز اول بهار با کلاه نمدی, زلف و ریش حنا بسته, کمرچین قدک آبی, شال خلیل خانی, شلوار قصب و گیوه تخت نازک از کوه راه می افتاد و عصا به دست می آمد به سمت دروازه شهر.

بیرون از دروازه شهر پیرزنی زندگی می کرد که دلباخته عمو نوروز بود و روز اول هر بهار, صبح زود پا می شد, جایش را جمع می کرد و بعد از خانه تکانی و آب و جاروی حیاط, خودش را حسابی تر و تمیز می کرد. به سر و دست و پایش حنای مفصلی می گذاشت و هفت قلم, از خط و خال گرفته تا سرمه و سرخاب و زرک آرایش می کرد. یل ترمه و تنبان قرمز و شلیته پرچین می پوشید و مشک و عنبر به سر و صورت و گیسش می زد و فرشش را می آورد می انداخت رو ایوان, جلو حوضچه فواره دار رو به روی باغچه اش که پر بود از همه جور درخت میوه پر شکوفه و گل رنگارنگ بهاری و در یک سینی قشنگ و پاکیزه سیر, سرکه, سماق, سنجد, سیب, سبزی, و سمنو می چید و در یک سینی دیگر هفت جور میوه خشک و نقل و نبات می ریخت. بعد منقل را آتش می کرد و می رفت قلیان می آورد می گذاشت دم دستش. اما, سر قلیان آتش نمی گذاشت و همانجا چشم به راه عمو نوروز می نشست. اینو چند وقت پیش پیدا کردم و گذاشتم که قبل از عید پست کنم…

چندان طول نمی کشید که پلک های پیرزن سنگین می شد و یواش یواش خواب به سراغش می آمد و کم کم خرناسش می زفت به هوا.داستان درمورد عید نوروز کوتاه

در این بین عمو نوروز از راه می رسید و دلش نمی آمد پیرزن را بیدار کند. یک شاخه گل همیشه بهار از باغچه می چید رو سینه او می گذاشت و می نشست کنارش. از منقل یک گله آتش برمی داشت می گذاشت سر قلیان و چند پک به آن می زد و یک نارنج از وسط نصف می کرد؛ یک پاره اش را با قندآب می خورد. آتش منقل را برای اینکه زود سرد نشود می کرد زیر خاکستر؛ روی پیرزن را می بوسید و پا می شد راه می افتاد.

آفتاب یواش یواش تو ایوان پهن می شد و پیرزن بیدار می شد. اول چیزی دستگیرش نمی شد. اما یک خرده که چشمش را باز می کرد می دید ای داد بی داد همه چیز دست خورده. آتش رفته سر قلیان. نارنج از وسط نصف شده. آتش ها رفته اند زیر خاکستر, لپش هم تر است. آن وقت می فهمید که عمو نوروز آمده و رفته و نخواسته او را بیدار کند.

پیر زن خیلی غصه می خورد که چرا بعد از آن همه زحمتی که برای دیدن عمو نوروز کشیده, درست همان موقعی که باید بیدار می ماند خوابش برده و نتوانسته عمو نوروز را ببیند و هر روز پیش این و آن درد دل می کرد که چه کند و چه نکند تا بتواند عمو نوروز را ببیند؛ تا یک روزی کسی به او گفت چاره ای ندارد جز یک دفعه دیگر باد بهار بوزد و روز اول بهار برسد و عمو نوروز باز از سر کوه راه بیفتد به سمت شهر و او بتواند چشم به دیدارش روشن کند.

پیر زن هم قبول کرد. اما هیچ کس نمی داند که سال دیگر پیرزن توانست عمو نوروز را ببیند یا نه. چون بعضی ها می گویند اگر این ها همدیگر را ببینند دنیا به آخر می رسد و از آنجا که دنیا هنوز به آخر نرسیده پیرزن و عمو نوروز همدیگر را ندیده اند.

نگارنده: منوچهر کریم زاده

از کتاب چهل قصه – منوچهر کریم زاده

داستان خیلی عالی من مربی پیش دبستان هستم حتما برانمایش عید ازش استفاده می کنم

سلام عالی بود با اجازتون تو وبلاگم گذاشتم البته با ذکر منبع

سلام دوستانم متنادبی زیبانگارش شده بودبچه ها لذت بردند ازشنیدن ان مهدقصرشادی رامیان

خیلی ممنون

سلام.خیلی خوبه که داستان هم توش هست من خیلی ازتون ممنونم. باتشکر.

خیلی زیبا بود و من در مدرسه نمایشش را اجرا می کنم

عالی بود . اگر عکس هم بگذارید بهتر می شود. خیلی خوب بود .

عالیه ولی کمی درازه عععععاااالللییی

خوب بود

سلام این داستان یکی از داستان های کودکی من بود ولی کتابش مصور بود تصاویر زیبا وبه یاد ماندنی خوشحال میشم که دخترم نیز با تصویر این داستان را به خاطر داشته باشه

خیلی داستان قشنگی بود.فوق العاده بود.ممنون روحم تازه شد

قصه ی ننه سرما وعمونوروز یک داستان قدیمی است وداینجا جالب یه آن اشاره شده.که دنیا به آخر میرسه اگر همو ببینند در واقع زمستان هیچوقت بهار رو نمیبینه وبرعکس این ویژگی فصله پس ناراحتی نداره.ممنون

عالی بود .

داستان عمونوروزوننه سرمابسیارداستان زیباوجالبی است مانمایش ننه سرماوعمونوروز رادرمدرسه مان اجرا کردیم

من یک دختر پنجم دبستانیم و برای پیک نوروزیم از این داستان استفاده کردم نمره ی کامل را گرفتم خیلی خوب بود

واااااای واقعا عالی بود حتما برای نمایش نوروز اجراش میکنیم خیلی ممنونم بابت سایت خوبتون

سالها پیش وقتی کودک بودم این داستان رو خوندم ودر اونزمان بشدت غمگین شدم … هنوز هم بعداز سالها باخوندن این داستان کلی اشک ریختم ! همیشه دلم برای پیرزن داستان میسوزد

خیلی قشنگه

خیلی قشنگه

به دلیل استفاده کودکان تمام دیدگاه‌ها پیش از نمایش بازبینی میشوند. آدرس ایمیل شما نمایش داده نمی‌شود. گزینه هایی که با * مشخص شده اند باید پر شوند.

داستان درمورد عید نوروز کوتاه

داستان درمورد عید نوروز کوتاه

0

پیشنهاد شده برای شما :
0 man مدل مارس 25, 2019
برچسب ها :

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *