حالا من چیکار کنم به انگلیسی

حالا من چیکار کنم به انگلیسی

پیشنهاد شما مخصوص شما :

خواص دارویی و گیاهی

حالا من چیکار کنم به انگلیسی

حالا من چیکار کنم به انگلیسی

What do I wear now? = حالا چی بپوشم؟

 

همونطور که می گیم:

 

What do I do now? = حالا چی کار کنم؟

 

آیا ممکن است گذرنامه شما را ببینم؟

حالا من چیکار کنم به انگلیسی

May I have a look at your passport please?

 

البته، بفرمائيد قربان.

 

‍Certainly, here you are sir.

 

متأسفانه ويزاي شما اعتبار ندارد.

 

I’m  afraid, your visa is not valid.

 

حالا من چه كار كنم؟

 

What shall I do now?

 

بهتر است آن را تمديد كنيد.

 

You’d better renew it right away.

 

متشكرم.

 

Thank you.

 

آيا اجناس ممنوعه با خود داريد؟

 

Do have anything to declare?

 

خير، هيچ چيز قربان.

 

No, nothing sir.

 

آيا ممكن است چمدانتان را براي بازرسي باز كنيد؟

 

Will you please open your suitcase for inspection?

 

البته، با كمال ميل.

 

Certainly, by all means.

 

اين چيست؟

 

What’s this?

 

كادوئي است براي خواهرم.

 

It’s a gift for my sister.

 

آيا عوارض گمركي خود را پرداخته ايد؟

 

Have you paid your customs duties?

 

بله قربان.

 

Yes sir.

 

آيا ممكن است رسيد خود را ارائه دهيد؟

 

Will you please acknowledge your receipt?

 

بفرماييد قربان.

 

Here you are.

 

چه مبلغ پول نقد با خود داريد؟

 

How much cash do you have on you?

 

ده اسكناس بيست دلاري و مقداري پول خرد.

 

Ten twenty dollar notes (bills) and some change.

حالا من چیکار کنم به انگلیسی

 

 

واكسن آبله، وبا و تب زرد كوبيده ايد؟

 

Have you had your small pox, cholera, yellow fever shot?

 

 

 

مكالمه شماره ۲

 

در رستوران

 

روز بخير، آيا فرمايشي داريد؟

 

Good day. Can I help you?

 

بله، يك ميز سه نفره مي خواهم.

 

Yes, we want a table for three.

 

خيلي خوش آمديد. لطفاً از اين طرف تشريف بياوريد.

 

You’re most welcome. This way please.

 

گارسون، لطفاً ليست غذا را بياوريد.

 

Waiter, the menu please.

 

بفرمائيد قربان، غذا چه ميل داريد؟

 

Here you are sir, What would you have?

 

غذا امروز چه داريد؟ آيا سوپ جو داريد؟

 

What’s on the menu? Do you have barley soup?

 

بله، اتفاقاً ما بهترين سوژ جو را داريم.

 

Yes, as a matter of fact, we have the best barley soup in town.

 

لطفاً استيك مرا كاملاً سرخ كنيد. اين آبدار است.

 

This meat is underdone. I like it well done.

 

بله قربان.

 

Yes sir.

 

آيا با گوشت سيب زميني هم ميل داريد؟

 

Will you have some potatoes with your meat?

 

بله متشكرم.

 

Yes, thank you.

 

گارسون لطفاً صورتحساب را بياوريد.

 

Waiter, the bill please.

 

بفرمائيد قربان.

 

Here you are sir.

 

براي خودت.

 

Keep the change.

 

 

 

مكالمه شماره ۳

 

مكالمه تلفني

 

الو، بفرمائيد.

 

Hello, who is speaking?

 

من بهرام هستم، آيا محمد آنجاست؟

 

(This is) Bahram speaking. Is Mohammad there?

 

بله گوشي را لطفاً نگه داريد. بهرام شما را پاي تلفن مي خواهند.

Yes, hold the line please. It’s for you Bahram.

 

ببخشيد صدايتان واضح نيست.

 

Sorry, can’t hear.

 

ببخشيد شماره را اشتباهي گرفته ايد.

 

Sorry, Wrong number.

 

لطفاً اين شماره را بگيريد220027 شماره داخلي12.

 

Will you please dial this number? 220027 extension 12.

 

متأسفانه اين شماره اشغال است.

 

I’m afraid, this number is engaged (the line is busy)

 

بهتر است به دفترچه راهنماي تلفن مراجعه كنيد.

 

You’d better look up the telephone directory.

 

لطفاً اطلاعات را بگيريد.

 

Dial information please.

 

لطفاً گوشي را بگذاريد.

 

Please hang up the receiver.

 

چطور مي توانم با شما تلفني تماس بگيرم.

 

Where can I reach you by phone?

 

متأسفانه تلفن قطع شد.

 

I’m  afraid. We are disconnected.

 

خواهش مي كنم مزاحم نشويد.

 

Please, don’t bother me.

 

تلفن خراب است.

 

The telephone is out of order.

 

ببخشيد باجه تلفن كجاست؟

 

Excuse me, where is the telephone booth?

 

آنجا دست راست.

 

Over there, on the right.

 

لطفاً با من تلفني تماس بگيريد.

 

Give me a ring, please.

 

دوباره تلفن كنيد.

 

Ring up again.

 

مي خواهم تلفن كنم.

 

I want to make a telephone call.

 

 

 

مكالمه شماره ۴

 

در مطب دكتر

 

آيا قبلاً وقت گرفته ايد؟

 

Have you had an appointment?

 

بله من ديروز تلفني وقت گرفتم.

 

Yes, I rang you up yesterday.

 

ناراحتي شما چيست آقا؟

 

What is the matter with you sir?

 

اگر راستش را بخواهيد بدانيد، تمام بدنم درد مي كند.

As a matter of fact I ache all over.

 

اشتهايتان چطور است؟

 

How is your appetite?

 

تعريفي ندارد. رژيم دارم.

 

Not so good. I’m on a diet.

 

وضع مزاجيتان چطور است؟

 

How is your bowels movement?

 

خوب نيست، كمي يبوست دارم (كمي اسهال دارم).

 

Not good, I have a little constipation (diarrhea).

 

فعلاً برايتان مقداري قرص و يك شربت تقويت تجويز مي كنم.

For the time being, I prescribe a few pills and a tonic syrup for you.

 

سرما خورده ام.

 

I have a cold.

 

گلودرد دارم.

 

I have a sore throat.

 

هر چهار ساعت چهار قطره از اين دارو را در بيني خود بچكانيد.

Use these nose-drops every four hours.

 

امشب بهتر است قبل از خواب يك مسهل ميل كنيد.

 

 Better take a laxative tonight before you go to bed.

 

سوء هاضمه دارم.

 

I am suffering from indigestion.

 

نبض شما تند مي زند.

 

Your pulse is a little fast.

 

نفس عميق بكشيد.

 

Take a deep breath.

 

لطفاً فشار خون مرا اندازه بگيريد.

 

Check my blood pressure please.

 

براي سرماخوردگي به شما يك آمپول خواهم زد.

 

I’ll give you a shot for your cold.

 

اينجام درد مي كند.

 

I feel a pain here.

 

سرفه و عطسه مي كنم.

 

I cough and sneeze.

 

 

 

مكالمه شماره ۵

 

در عكاسي

 

صبح بخير، آيا فرمايشي داريد؟

 

Good morning, can I help you?

 

آيا ممكن است اين فيلم ها را براي ما ظاهر كنيد؟

 

Will you please develop these for me?

 

آيا مايليد عكس هايتان را روي كاغذ برّاق چاپ كنم؟

Do you want them on glossy paper?

 

خير، عكس ها را روي كاغذ مات چاپ كنيد.

 

No, on matt paper please.

 

آيا مي خواهيد عكس ها را بزرگ كنم؟

 

Do you want them enlarged?

 

بله، آيا شما عكس رنگي چاپ مي كنيد؟

 

Do you print colour film?

 

از هر فيلم چند عدد عكس مي خواهيد؟

 

How many prints do you want of each?

 

از هر فيلم يك عكس.

 

One print of each (one copy of each).

 

قيمت هزينه چاپ چقدر مي شود؟

 

What is the cost of printing?

 

آيا ممكن است عكس ها را امروز تحويل دهيد؟

 

Can I have them today?

 

اين عكس ها زيادي نور ديده است (كم نور ديده است).

 

These pictures are over-exposed (under-exposed).

 

آيا ممكن است از من عكس بگيريد؟

 

I want to have my photo taken please.

 

 

 

مكالمه شماره ۶

 

در بانك

 

آيا ممكن است اين چك را نقد كنيد؟

 

Can you cash this cheque, for me?

 

بله، لطفاً پشت آن مشخصات خود را بنويسيد.

 

Yes, but you haven’t endorsed the cheque.

 

آيا ممكن است اسكناسهاي 100 دلاري لطف كنيد؟

 

Please give me 100 dollar notes (bills).

 

فرمايش ديگري نداريد؟

 

Anything else, sir?

 

مي خواهم مقداري دلار را تبديل كنم.

 

I want to change some dollars.

 

چه مبلغ؟

 

How much do you want to change?

 

بيست دلار، نسبت مبادله ارزي چقدر است؟

 

Twenty dollars. What is the rate of exchange?

 

هر دلاري معادل هشت تومان.

 

We give 8 tomans for a dollar.

 

 

 

مكالمه شماره ۷

 

هتل

 

آيا ممكن است بهترين هتل را به من نشان دهيد؟

 

Will you please tell me which is the best hotel here?

 

يك اتاق يك تختي مي خواهم (دو تختي).

 

I want a room with one bed (two beds).

 

يك اتاق با حمام خصوصي مي خواهم.

 

I want a room with private bathroom.

 

اتاق شبي چند است؟

 

What is the price of a room per night?

 

آيا مي توانم اتاق را ببينم؟

 

Can I see the room?

 

آيا مي توانيد در يك طبقه ي ديگر به من اتاق بدهيد؟

‍Can you give a room on another floor?

 

من اين اتاق را مي خواهم.

 

I shall take this room.

 

اتاق ساكتي مي خواهم.

 

I want a quiet room.

 

نمي توانم در اين اتاق بخوابم، سروصدا زياد است.

 

I cannot sleep in this room, there is too much noise.

 

دستور بدهيد چمدانهايم را بالا ببرند.

 

Have my luggage taken up please.

 

لطفاً مرا ساعت هفت بيدار كنيد.

 

Wake me at seven in the morning.

 

 

 

مكالمه شماره ۸

 

تاكسي

 

مقصد شما كجاست؟

 

Where do you want to go?

 

ميخواهم به …………..بروم.

 

I want to go to …………..

 

آيا مسافر نداريد؟

 

Are you disengaged?

 

كرايه تاكسي چقدر شده است؟

 

What is your fare?

 

لطفاً مرا همين جا پياده كنيد.

 

Drop me right here please.

 

تاكسي متر خراب است.

 

The taxi meter is out of order.

 

 

 

مكالمه شماره ۹

 

قطار

 

گيشه فروش بليط كجاست؟

 

Where is the booking office?

 

خواهم يك صندلي در قطار ساعت 12:30 پيش خريد كنم.

 

I want to reserve a seat in the 12:30 train.

 

قيمت يك صندلي تك نفره درجه 2 به لندن چقدر است؟

 

What is the fare, second class single to London?

 

شما اضافه بار داريد آقا. بايد كرايه اضافي بپردازيد.

Your luggage is overweight, sir. You will have to pay excess luggage fee.

 

سكوي شيراز همين جاست؟

 

Is this the right platform for Shiraz?

 

نه، سكوي شماره 7 است.

 

No, it is platform No. seven.

 

 

 

 

 

مكالمه شماره ۱۰

 

اداره پست

 

اداره پست كجاست؟

 

Where is the general post office?

 

تا آنجا خيلي راه است، امّا انتهاي اين خيابان شعبه ي پست نيز هست.

It is a long way to the general post office, but you will find a branch office at the end of this street.

مي خواهم اين نامه را سفارشي  پست كنم.

 

I want this letter registered.

 

هر چند وقت يكبار صندوق پست را خالي مي كنند؟

 

How often is the letter box cleared?

 

ساعتي يك بار.

 

Once every hour.

 

مي خواهم اين تلگراف را برايم مخابره كنند.

 

I want to send this telegram.

 

لطفاً تلگرام را به متصدي آن باجه بدهيد.

 

Hand it to the clerk over there.

 

اين نامه چه مقدار تمبر لازم دارد؟

 

How much is the postage on this letter?

 

شما بايد مقدار ….ريال تمبر به نامه الصاق كنيد.

 

You must stick on a stamp of ……….Rials.

 

هزينه تلگراف براي هر كلمه چقدر است؟

 

What’s the rate per word? (How much is it per word?)

 

 

 

مكالمه شماره ۱۱

 

خريد

 

من يك جفت دستكش مي خواهم.

 

I want a pair of gloves.

 

البته، چه اندازه اي آقا؟

 

‍ Certainly sir, what size do you take?

 

آيا ممكن است اين جفت دستكش را عوض كنيد؟ برايم خيلي بزرگ است.

Would you mind changing these gloves for me? They are too large.

 

بي ميل نيستم كفش هايتان را امتحان كنم.

 

I should like to try on some shoes.

 

اندازه پايتان چيست؟

 

What size?

 

اين كفش ها پايم را كمي مي زند.

 

This pair pinches a little.

 

مي توانيم آنها را برايتان گشاد كنيم.

 

We can stretch them for you.

 

آيا تعميرات را قبول مي كنيد؟

 

Do you undertake repairs?

 

آيا براي تعميرات آن پول اضافي مي گيريد؟

 

Do you charge for alterations?

 

رنگ آن ثابت است؟

 

Will the colour run?

 

خير، اين رنگها تماماً ثابت است.

 

 No, these are all fast colours.

 

 

 

 

 

مكالمه شماره ۱۲

 

در آرايشگاه

 

مي خواهم سرم را اصلاح كنم.

 

I want a hair cut.

 

لطفاً صورتم را اصلاح كنيد.

 

I want a shave.

 

خواهش مي كنم موهايم را زياد كوتاه نكنيد.

 

Please don’t cut it too short.

 

من فرقم را از وسط باز مي كنم.

 

I part my hair in the middle.

 

موهايت دارد مي ريزد (كم پشت است) احتياج به داروي تقويت دارد.

Your hair is getting rather thin. It needs a tonic.

 

لطفاً موهايم را كوتاه كنيد.

 

I want my hair trimmed.

 

پشت گردنم را كوتاه كنيد.

 

Trim it round the neck.

 

آيا مايليد موهايتان را شانه كنم؟

 

Do you want your hair to be combed?

 

آيا ادكلن بزنم؟

 

Would you like some eau de cologne?

 

هيچ چيز به موهايم نزنيد.

 

Don’t put anything on my hair.

 

 

 

مكالمه شماره ۱۳

 

در مطب دندانپزشك

 

كدام دندانتان درد مي كند؟

 

Which tooth aches?

 

آن را بايد بكشم.

 

It must be extracted.

 

آن را بايد پُر كنم.

 

It must be filled.

 

دنداني كه قبلاً پر كرده ام خالي شده است.

 

The filling came out.

 

دندان درد شديدي دارم.

 

I have a terrible toothache.

 

مكالمه شماره ۱۴

 

در داروخانه

 

آيا ممكن است اين نسخه را برايم بژيچيد؟

 

Can you make up this prescription please?

 

لطفاً به من يك داروي ضد يبوست بدهيد.

 

Please give me something for constipation.

 

لطفاً يك داروي خواب آور بدهيد.

 

I want something to make me sleep.

 

چه مقدار از اين دارو را بايد مصرف كنم؟

 

How much must I take?

 

هر چند وقت يكبار اين دارو را بخورم؟

 

How often must I take?

 

دارويي براي آرامش اعصاب بدهيد.

 

Give me something to calm my nerves.

 

براي آفتاب سوختگي چه دارويي داريد؟

 

What do you have for bad sunburn.

 

اين دارو را روزي چهار مرتبه بعد از هر غذا ميل كنيد.

Take four times a day after meals.

 

از مصرف مشروبات الكلي كاملاً خودداري كنيد.

 

Abstain from all alcoholic drinks.

 

روي زخم را باز كنيد.

 

Take off the bandage.

 

 

 

مكالمه شماره ۱۳

 

فرودگاه

 

راه فرودگاه كجاست؟

 

Which is the way to the airport please?

 

هواپيما چه ساعتي به لندن ژرواز مي كند؟

 

At what time does the plane start for London?

 

در چه ارتفاعي پرواز مي كنيم؟

 

At what altitude are we now?

 

سرعت پرواز چقدر است؟

 

At what speed are we flying?

 

كشتي چه ساعتي عازم مي شود؟

 

At what time does the boat leave?

 

آيا احتمال پيش بيني نامساعد شدن هوا مي رود؟

 

Do you anticipate bad weather?

 

حالت تهوع به من دست داده است.

 

I feel seasick.

 

 

 

مكالمه شماره ۱۶

 

سلام و احوالپرسي

 

از آشنايي با شما  خوشبختم.

 

How do you do?

 

آقاي براون را به شما معرفي مي كنم.

 

Allow me to introduce Mr. Brown to you.

 

از ملاقات با شما خوشبختم.

 

I am very glad to meet you.

 

حال شما چطور است؟

 

How are you?

 

خيلي خوبم، شما چطوريد؟

 

Very well, and you?

 

از شما خيلي ممنونم.

 

I am very obliged to you.

 

شما خيلي لطف داريد.

 

You are very kind.

 

آيا من مزاحم شما هستم؟

 

Am I disturbing you?

 

 مكالمه شماره ۱۷

 

اتوبوس

 

بايد با اتوبوس بروم.

 

I have to take a bus.

 

به ايستگاه اتوبوس مي روم.

 

I go to the bus stop.

 

كدام اتوبوس به جواديه مي رود؟

 

Which buses go to Javadieh?

 

اتوبوس ها هر چند وقت يكبار حركت مي كنند؟

 

How often do the buses go?

 

هر ده دقيقه يكبار.

 

Every ten minutes.

 

اتوبوس بعدي كي حركت مي كند؟

 

When does the next bus leave?

 

يك اتوبوس پر از مسافر دارد مي آيد.

 

A crowded bus is coming along.

 

كرايه چقدر است؟

 

What’s the fare?

 

مكالمه شماره ۱۸

 

هوا

 

چه هواي خوبي!

 

What affine weather we are having.

 

روزي آفتابي است.

 

It’s a sunny day.

 

باد دارد مي وزد.

 

The wind is blowing.

 

دارد باران مي آيد.

 

It is raining.

 

سر تا پا خيس شده است.

 

I am wet through.

 

هواي اينجا خيلي متغير است.

 

The weather changes very often.

 

خورشيد مي درخشد.

 

The sun is shining.

 

روز باراني است.

 

It is wet.

 

هوا يخبندان است.

 

It is freezing.

 

هوا سرد است (خنك).

 

It is cold (cool).

 

دارد برف مي بارد.

 

It is snowing.

 

دارد تگرگ مي بارد.

 

It is hailing.

 

آسمان برق مي زند.

 

It lights.

 

آسمان مي غرد.

 

It thunders.

 

 

 

مكالمه شماره ۱۹

 

آدرس پرسيدن

 

از اين كه مزاحمتان مي شوم معذرت مي خواهم، آيا اين راه به كرج منتهي مي شود؟

I am sorry to trouble you sir, but is this the right way to Karaj?

 

اتوبوس شماره 39 را سوار شويد.

 

Take a 39 bus.

 

ايستگاه اتوبوس شماره 39 كجاست؟

 

Where do the No. 39 buses stop?

 

همين جا منتظر بمانيد. اتوبوس تا ده دقيقيه ديگر خواهد رسيد.

Wait here. It will pass in a few minutes.

 

آيا از اينجا تا خزانه خيلي راه است؟

 

Is it far from here to Khazaneh?

 

با ماشين تقريباً 5 دقيقه راه است.

 

It is about five minutes by car.

 

به آن طرف خيابان برويد و بعد مستقيم حركت كنيد.

 

Cross the street and then keep straight.

 

آيا اين اتوبوس به كرج مي رود؟

 

Is this the right bus to Karaj?

 

بپيچيد دست چپ همانجاست.

 

Turn left, you can’t miss it.

 

 

 

مكالمه شماره ۲۰

 

در گلفروشي

 

مي خواهم به گلفروشي بروم.

 

I want to go to the florist.

 

مايلم يك دسته گل سفارش بدهم.

 

I should like to order a bouquet of flowers.

 

اين دسته گل را مي پسندم.

 

I’ll take that bouquet.

 

چه بوي خوبي!

 

What a lovely fragrance.

 

لطفاً چند تا گل رُز به من بدهيد.

 

Give me some of those roses please.

 

به نظر شما چه گلي براي عروسي مناسب است.

 

What flowers would you recommend me for a wedding?

 

 

 

مكالمه شماره ۲۱

 

در كفاشي

 

 

 

كفش، اينجاي پايم را مي زند.

 

The shoe pinches here.

 

پاشنه هاي كفشم ساييده شده است.

 

My shoes are down at the heels.

 

تخت كفشم كنده شده است.

 

The sole has come off.

 

آيا مي شود تخت كفشم را عوض كنيد؟

 

Is it possible to resole them?

 

پاشنه هايش خيلي بلند است.

 

The heels are too high.

 

كفش ها از ريخت اُفتاده است.

 

The shoes are out of shape.

 

آيا مي خواهيد كفش هايتان را واكس بزنم؟

 

Would you like to have them polished.

 

كفش هايم كي حاضر مي شود؟

 

When will they be ready?

 

كفش هايتان را براي كي مي خواهيد؟

 

When would you like them to be ready?

 

هر چه زودتر بهتر.

 

The sooner, the better.

 

 

 

مكالمه شماره ۲۲

 

در خياطي

 

خياط خوب سراغ داريد؟

 

Can you tell me a good tailor?

 

مي خواهم يك دست لباس سفارش بدهم.

 

I want to order a suit.

 

لطفاً اندازه ي كت مرا بگيريد.

 

Will you please take my measure for a coat?

 

لطفاً آن را با پارچه ي ابريشمي آستر كنيد.

 

Line it with silk please.

 

مايلم آن را بپوشم و امتحان كنم.

 

I wish to try it on.

 

آستين هاي آن كوتاه است.

 

The sleeves are short.

 

نوبت پرو بعدي كي است؟

 

When is the next fitting.

 

لطفاً كتم را كمي كوتاه كنيد.

 

Please reduce the length of the coat.

 

لطفاً قد شلوار را كمي بلند كنيد.

 

Make this trouser leg a little longer please.

 

 

 

مكالمه شماره ۲۳

 

در خشك شويي

 

آيا ممكن است لباس هايم را هر چه زودتر آماده كنيد؟

I want my clothes done as soon as possible, please.

 

اين ابريشمي است، بهتر است با دست شسته شود.

 

This is silk. It has to be washed by hand.

 

اين بايد خشك شويي بشود.

 

It has to be dry-cleaned.

 

آن را آهار نزنيد.

 

Don’t put any starch in this.

 

لطفاً اين لكه ي چربي را پاك كنيد.

 

I would like this grease spot to be removed.

 

هزينه ي شست و شوي هر يك چقدر است؟

 

How much do you charge for a piece?

 

قيمت شست و شوي هر يك …… است.

 

The price is ……………..a piece.

 

 

 

مكالمه شماره ۲۴

 

شغل

 

شما كجا كار مي كنيد؟

 

Where do you work?

 

در يك اداره.

 

In an office.

 

در چه سمتي.

 

In what capacity.

 

تلفنچي هستم.

 

As a telephone operator.

 

او داراي چه سمتي است؟

 

What office does he hold.

 

او رئيس من است.

 

He is my boss.

 

آيا پست خالي داريد؟

 

Have you any opening for a job.

 

كارتان را از دست ندهيد.

 

Stick to your job.

 

 

 

مكالمه شماره ۲۵

 

مدرسه

 

به كدام مدرسه مي رويد؟

 

What school do you go to?

 

من به مدرسه ي دانش مي روم.

 

I go to Danesh school.

 

چه كلاسي هستيد؟

 

What grade are you in? (In what form are you?)

 

من در كلاس دوم هستم.

 

I am in the second grade.

 

من به مدرسه روزانه مي روم.

 

I go to a day school.

 

من به مدرسه شبانه روزي مي روم.

 

I go to a boarding school.

 

زنگ كي مي خورد؟

 

At what time does the bell go.

 

زنگ ساعت نُه مي خورد.

 

The bell goes at 9 o’clock.

 

زنگ خورد.

 

There goes the bell.

 

زنگ مدتي است خورده.

 

The bell has already gone.

 

آيا حضور و غياب كرده ايد؟

 

Have you called the roll?

 

اجازه است يك لحظه كلاس را ترك كنم؟

 

May I leave the classroom for a moment please?

 

 

 

مكالمه شماره ۲۶

 

در كتاب فروشي

 

كتاب حراجي چه داريد؟

 

What do you have on sale?

 

آيا از آثار شكسپير چيزي داريد؟

 

Have you got anything by Shakespeare?

 

چه كتابي در باره ي ديكنز داريد؟

 

What books have you on Dickens?

 

اين كتاب موجود نيست.

 

The book is out of print.

 

اين كتاب ها را در انبار نداريم.

 

We haven’t these books on stock.

 

بفرماييد، اين يك نسخه از آثار ميلتون است.

 

Here is a copy of Milton’s works.

 

سري به كتاب فروشي بعدي بزنيد.

 

Try the next book shop.

 

 

 

مكالمه شماره ۲۷

 

سن

 

چند سالتان است؟

 

How old are you? (What is your age?)

 

من بيست و دو ساله هستم.

 

I am twenty  two years old.

 

متولّد كجا هستيد؟

 

Where were you born?

 

من در روز بيست و پنجم ژوئن 1950 متولد شده ام.

 

I was born on 25th of June, 1950.

 

تولدتان كي است؟

 

When is your birthday?

 

روز اوّل خرداد است.

 

It is on the first of Khordad.

 

من صغير هستم.

 

I was under age.

 

دوران نوجواني را مي گذراند.

 

He is in his teens.

 

هنوز سي سالم نشده است.

 

I am under thirty.

 

يك سال از من بزرگ تر است.

 

He is my senior by a year.

 

يك سال از من كوچك تر است.

 

He is my junior by a year.

 

 

 

مكالمه شماره ۲۸

 

در پارچه فروشي

 

آيا پارچه سفيد مرغوب داريد؟

 

Have you any good white cloth?

 

آن را براي چه مصرفي مي خواهيد؟

 

What do you want it for?

 

مي خواهم پيراهن بدوزم.

 

I want to make shirts.

 

متري چند است؟

 

How much is it per meter?

 

متري بيست دلار.

 

Twenty dollars a meter.

 

براي يك كت چند متر پارچه لازم است؟

 

How many meters does it take for  a coat?

 

بيش از دو متر و نيم احتياج نخواهيد داشت.

 

Not more than two and a half meters.

 

 

 

مكالمه شماره ۲۹

 

اخبار

 

تازه چه خبر؟

 

Any fresh news?

 

تازه چه خبر داريد؟

 

What news have you?

 

خبر تازه ندارم.

 

There is nothing new.

 

آخرين خبر چيست؟

 

What is the latest news?

 

روزنامه ها در باره ي جنگ چه مي نويسند؟

 

What do the papers say about the war?

 

آيا خبر تازه اي در باره ي جنگ خوانده ايد؟

 

Have you read any news about the war?

 

تيترهاي مهم روزنامه ها چيست؟

 

What are the headlines?

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 بسیار خوش آمدید!از شما دعوت می‌شود که از بخشهای آموزشی و مطالب مفید و نکته‌های ارزشمند بیان شده در سایت انگلیسی مثل آب خوردن دیدن و استفاده فرمایید.

از اين به بعد / از اين پس / از حالا به بعد در انگلیسی.يك اصطلاح و ساختار داريم براش:From now on.به اين مثالها توجه كنيد:.I will never tell a lie from now on.از اين به بعد ديگر دروغ نخواهم گفت..You’ll have to study harder from now on.از اين به بعد بايد سخت تر مطالعه كني.I don’t know what to do from now on.از اين به بعد نميدانم چه كار كنم.I made up my mind to quit smoking from now on.فكرم را كردم كه از اين به بعد سيگار را ترك كنم.She will care for you from now on.از اين به بعد او مراقب تو خواهد بود.You must pay attention to every minute detail from now on.بايد به هر دقيقه از جزئيات از اين به بعد دقت كني.Study harder from now on.از اين به بعد بيشتر درس بخوان/مطالعه كن.From now on you can wear casual clothes to work every Friday.از اين به بعد ميتوني هر جمعه براي كار لباس غير رسمي بپوشي.from now on I’m going to be much more careful when I drive.از اين به بعد در موقع رانندگي بيشتر مراقب .It’s better to like our post from now onبهتره از اين به بعد پستهاي ما رو لايك كني

راهنما و روشهای تهیه مجموعه‌ها:

 

چطور مجموعه  برای من ارسال می شود؟

 

چطور می توانم هزینه را پرداخت کنم؟

حالا من چیکار کنم به انگلیسی

روشهای تهیه برای دوستان خارج از ایران

 

تماس الکترونیکی و ایمیل به ما

 

تماس تلفنی با ما

 

پاسخ به پرسش های متداول

 

 

تنها از سایت های داراینماد اعتماد الکترونیکیبا اطمینان خرید کنید.

در قسمت زیر می توانید اصطلاحات زبان انگلیسی با ترجمه فارسی مربوط به موضوع دعوت کردن را به همراه نکات آن در 8 شماره مشاهده نمایید:

1- برای دعوت کردن دوستان و نزدیکان اغلب از عبارت های زیر استفاده می شود:

Do you want to…? می خوای ….؟

 

Would you like to….? میل داری….؟

 

Do you want to go to the movies tonight? می خوای امشب برویم سینماحالا من چیکار کنم به انگلیسی

Would you like to have lunch with me tomorrow? میل داری فردا با من ناهار بخوری؟

گاهی اوقات ابتدا مناسبت و دلیل مهمانی یا دعوت ذکر شده و سپس عبارت هایی مانند ?Can you come و یا ?Do you think you can come گفته می شود.

I’m giving a house warming party next Saturday. Can you come?

 

شنبه آینده به مناسبت (خرید) خانه جدید مهمانی داریم. می توانی بیایی؟

 

Next Sunday is my birthday party. Do you think you can come?

 

یکشنبه آینده جشن تولد من است. می توانی بیایی؟

 

برای قبول دعوت عبارت های I’d like to (میل دارم) و شکل قوی تر آن I’d love to (خیلی مایلم) به کار می رود. دیگر عبارت های رایج عبارتند از:

That sounds great/terrific عالی است

 

 

در انگلیسی امریکایی عبارت های زیر نیز رایج است:

That sounds like fun خوبست. / فکر خوبی است

 

I’d be happy to خوشحال می شوم

 

I’d be delighted to خیلی خوشحال می شوم

 

 

مثال های زیر را مطالعه کنید.

 

1. A: Do you want to go swimming with me? دوست داری با هم برویم شنا؟

B: That sound like fun. فکر خوبی است

 

2. A: Would you like to come on a picnic with us? دوست داری با ما بیایی پیک نیک؟

B: I’d be happy to. خوشحال می شوم

 

به طور کلی جملاتی را که در این درس فرا می گیرید بسیار پرکاربرد می باشند و به نوعی از اصطلاحات کاربردی در زبان انگلیسی به شمار می آیند. پس سعی کنید به خوبی این درس را فرا بگیرید.

 

2- همواره پس از قبول دعوت سوالاتی در مورد زمان و مکان ملاقات رد و بدل می شود. مهم ترین این سوالات عبارتند از:

Where shall we meet? کجا همدیگر را ببینیم؟

 

What time / When shall we meet? چه ساعتی / کی همدیگر را ببینیم؟

Let’s meet at the new Chinese restaurant قرار ما در رستوران جدید چینی

Is 7:30 ok with you? / How about 7:30? ساعت 7:30 برای تو خوبست؟

 

 

مثال های زیر را مطالعه کنید.

 

1. A: Do you want to see Star Wars 3? دوست داری جنگ ستارگان 3 را ببینی؟

B: I’d love to. When shall we go? خیلی دوست دارم. کی بریم؟

 

A: How about Friday? جمعه چطوره؟

 

B: Friday’s fine with me. جمعه برای من خوبه

 

A: Ok. I’ll pich you up at 7.30 on Friday. باشه . پس جمعه ساعت 7:30 میام دنبالت

B: Great. عالیه

حالا من چیکار کنم به انگلیسی

 

2. A: Would you like to have dinner with me tonight? دوست داری امشب با من شام بخوری؟

B: I’d love to. Where shall we go? خیلی دوست دارم . کجا برویم؟

 

A: How about the Italian restaurant near your office? چطور است برویم رستواران ایتالیایینزدیک دفتر تو؟

B: Good idea. I’ll meet you there at 8.30. فکر خوبیست . ساعت 8:30 در رستوران می بینمت

A: Ok. I’ll be there at 8:30 باشه . ساعت 8:30 آنجا هستم

 

 

شاید تا کنون آموزش زبان انگلیسی در اینترنت را تجربه نکرده باشید. و به تازگی با سایت رپیدلرن آشنا شده باشید. همکاران ما تمامی تلاش خود را انجام می دهند تا این شیوه آموزش مورد توجه کاربران سایت قرار گرفته و تجربه خوبی از این شیوه آموزش در ذهن شما باقی بماند. از جمله مزایایی که در این شیوه آموزشی وجود دارید می توان به رایگانبودن آموزش ها اشاره کرد. در مقایسه با آموزش زبان انگلیسی خصوصی به جز این مزیت ، مزایای زیادی در روش اینترنتی وجود دارد که از جمله مهمترین آن ها می توان به باز بودن دست شما برای زمان بندی اوقات روزانه خود می باشد. در این روش شما قادر خواهید بود تا در هر زمان از آموزش های سایت استفاده نمایید.

 

3- برای رد کردن دعوت دوستانه معمولا ابتدا می گوییم:

I’d like/ love to, but I can’t. خیلی / دوست دارم ولی نمی توانم

و سپس دلیل خود را ذکر می کنیم.

 

A: Do you want to play tennis with me this afternoon? می خواهی امروز بعد از ظهر با من تنیس بازی کنی؟

B: I’d like to but I can’t. I have to study for my exams. دلم می خواهد ولی نمی توانم. ناچارم برای امتحانم درس بخوانم

 

مثال های زیر را مطالعه کنید.

 

A: Would you like to go climbing with me on Sunday?

 

B: I’d love to but I can’t. I have to take care of my little brother.

 

A: Oh, that’s too bad.

 

B: Thanks for asking, though. Maybe we can go climbing some other time.

 

میل داری روز یکشنبه با من بیایی کوهنوردی؟

 

خیلی دلم می خواهد ولی نمی توانم. باید از برادر کوچکترم مراقبت کنم

چه حیف

 

بهر حال از دعوتت متشکرم. شاید بتوانیم وقت دیگری برویم کوهنوردی

 

نحوه ی آموزش زبان انگلیسی می توانید کمک شایانی در یادگیری این زبان داشته باشد. بدین صورت که اگر شما از شیوه های درست آموزشی استفاده نمایید مسلما با صرف زمان بسیار کمتر به هدف خود خواهید رسید. ما در سایت آموزش زبان انگلیسی نسیم تمامی سعی خود را کرده ایم تا با توجه به محدودیت هایی که در شیوه های آنلاین آموزشی وجود دارد ، از کارامد ترین و مناسبت ترین شیوه های آموزشی روز استفاده نماییم . امیدواریم تا بتوانیم خدمتی کوچک به کاربران سایت خود انجام دهیم.

4- در موقعیت های رسمی تر برای دعوت کردن اغلب از عبارت زیر استفاده می شود.

Would you be interested in …? میل داری / دارید….؟

 

Would you be interested in coming on a picnic? میل داری بیای پیک نیک؟

 

برای قبول یا رد کردن این نوع دعوت نیز از همان عبارت هایی که قبلا یاد گرفته اید استفاده می شود. مثال زیر را مطالعه کنید.

A: Would you be interestedin playing tennis with me this afternoon?

 

B: I’d linke to. What time shall we meet?

 

B: i’d like to but I can’t. I’m supposed to work obertime today.

 

 

5- برای دعوت کردن رسمی در مکالمات روزمره انگلیسی آمریکایی اغلب از عبارت زیر استفاده می شود.

We’d like you/ you and your wife to be our guests

 

میل داریم شما / شما و همسرتان …. مهمان ما باشید.

 

مثال های زیر را مطالعه کنید.

 

A: We’d like you and your wife to be our guests for lunch this Sunday. Would you be able to come?

B: Thank you for the invitation. We’d be delighted to come.

 

A: Good.

 

B: What time shold we come?

 

A: Is 7:30 convenient?

 

B: Fine. We’ll looking forward to it.

 

 

6- عبارت هایی که برای دعوت کردن در موقعیت های دوستابه به کار می روند بسیارند. توصیه می شود که شما همواره یک یا دو عبارت را انتخاب کرده و بیشتر از آن ها استفاده کنید تا در موقعیت های واقعی دچار تردید نشوید. لیکن لازم است که با همه عبارت های رایج آشنا باشید تا اگر طرف صحبت شما آن ها را به کار برد بتوانید منظور وی را درک کنید ولی خود شما نیازی ندارید که از همه آن عبارت ها استفاده کنید.

 

7- تعدادی دیگر از عبارت های رایج که برای دعوت کردن در موقعیت های دوستانه به کار می روند عبارتند از:

Let’s …..

 

Why don’t we / you ….?

 

مثال های زیر را مطالعه کنید.

 

1. A: There’s a good Italian restaurant downtown. Let’s eat there tonight.

 

یک رستوران خوب ایتالیایی در مرکز شهر هست. بیا / بیایید امشب آنجا شام بخوریم

B: Good idea.

 

 

2. A: It’s hot and sunny. Why don’t we go for a swim?

 

B: Sounds like fun.

 

 

3. A: Why don’t you come over for dinner tonight?

 

B: I’d love to.

 

 

در کنار کیفیت آموزش های توجه داشته ایم تا آموزش زبان انگلیسی ساده را ارائه دهیم تا تمامی زبان آموزان در هر سطحی بتوانند از آموزش های استفاده نمایند. هنگامی که مطالب ساده بیان می شوند شما در حین یادگیری زبان انگلیسی احساس خستگی کمتری می کنید و مطالب را به صورت بهتری فرا می گیرید. بنابراین میزان علاقه شما به یادگیری به صورت تدریجی بالا می رود.

8- اگر به هنگام دعوت شدن مطمئن نباشیم که می توانیم دعوت را قبول کنیم یا خیر ابتدا می گوییم:

I’d like to / love to but I’m not sure that I can. خیلی دوست دارم بیایم ولی مطمئن نیستم که بتوانم

سپس دلیل خود را ذکر می کنیم.

 

A: We’re having a small get-together tomorrow night. Can you come?

 

فردا شب مهمانی کوچکی داریم. می توانی بیایی؟

 

B: I’d love to but I’m not sure that I can. I think I’m supposed to work overtime.

 

خیلی دوست دارم ولی مطمئن نیستم بتوانم. فکر می کنم قرار است اضافه کاری کنم

اگر دعوت کننده اصرار کند می توانیم عبارت زیر را به کار ببریم.

I’ll check and let you know. می پرسم و به شما خبر می دهم

 

مثال های زیر را مطالعه کنید.

 

A: We’re having a small get-together tomorrow night. Do you think you can come?

 

B: I’d love to but I’m not sure that I can. I think I have to meet my cousin at the airport.

A: THat’s too bad. Can’t you do anything about it? We’d really like you to join us.

 

چه حیف. کاریش نمی شود کرد؟ واقعا دلمان می خواهد که دور هم باشیم

B: I’m not sure. I’ll check and let you know.

 

A: Ok, but please try to come.

 

B: It’s nice of you to say that. I’ll do my best.

 

November 1, 2017

 

 

August 5, 2017

 

 

March 11, 2017

 

 

Notice: Undefined index: script_async_handles in /home2/languag3/domains/shahed-emam.ir/public_html/wp-content/plugins/header-footer/plugin.php on line 82

Notice: Undefined index: script_async_handles in /home2/languag3/domains/shahed-emam.ir/public_html/wp-content/plugins/header-footer/plugin.php on line 82

Notice: Undefined index: script_async_handles in /home2/languag3/domains/shahed-emam.ir/public_html/wp-content/plugins/header-footer/plugin.php on line 82

Notice: Undefined index: script_async_handles in /home2/languag3/domains/shahed-emam.ir/public_html/wp-content/plugins/header-footer/plugin.php on line 82

.recentcomments a{display:inline !important;padding:0 !important;margin:0 !important;}

 

 


Could i join you?

 


می تونم بهت ملحق بشم؟

حالا من چیکار کنم به انگلیسی


Could you do me a favor?

 


می تونی یه لطفی به من بکنی؟

 


Could you excuse us?

 


ما را می بخشی؟

 


Could you pass the salt, please?

 


میشه لطفا نمک بدهید؟

 


Count me out

 


رو من حساب نکن

 


Cross as two sticks

 


مثل برج  زهر مار

 


cross my heart

 


به خدا قسم

 


Cut it off

 

خلاصه اش را بگو-کوتاهش کن-تمومش کن-بسه دیگه


Day after day

 


همه روزه

 


Did I tell you so?

 


آیا من چنین چیزی را به تو گفتم؟

 


Did you get physical with him?

 


آیا با او درگیر شدی؟

 


Did you insure the jewels before they were stolen?

 

آیا جواهرات را قبل از اینکه بدزدند,بیمه کردید؟


Did you see how red face she was?

 


دیدی چطور از خجالت , سرخ شد؟

 


Did you sell your passport?

 


آیا پاسپورت را فروختی؟

 


Didn’t I tell you?

 


مگه بهت نگفتم؟

 


Disperse

 


متفرق شوید

 


Do as you see it fit

 

هر کاری را که فکر می کنی صلاح است, انجام بده


Do me a favor, please

 


لطفا یه لطفی درحقم بکن

 


Do this more often

حالا من چیکار کنم به انگلیسی


باز هم از این کارها بکنید

 


Do you agree with me?

 


آیا با من موافقی؟

 


Do you believe in fortunetellers?

 


آیا به آینده گویان ,اعتقاد داری؟

 

مجموعه ای از اصطلاحات انگلیسی با ترجمه ی فارسی را به منظور آشنایی بیشتر برای زبان آموزان ارائه نموده ایم.

درسایت شاهد ابزار های بسیاری برای یادگیری زبان انگلیسی قرار داده ایم که شامل: آموزش اصطلاحات انگلیسی از طریق فیلم ,آموزش صوتی اصطلاحات انگلیسی ,اصطلاحات انگلیسی همراه با تصویر و… می باشد.

در سایت مرکز آموزش شاهد سعی ما بر این است که آموزش انگلیسی از ابتدا  همراه با ترجمه متن انگلیسی به طوری که یادگیری آسانتر باشد ,برای زبان آموزان داشته باشیم.

همچنین به منظور تاکید بیشتر برخواندن جملات انگلیسی و درک متون, اصطلاحات انگلیسی را در سایت قرار داده ایم.

امید است که همکاران آموزشی و استادان گرانقدر با ارائه پیشنهادات و انتقادهای خود ما را در بهبود کمی و کیفی آموزش یاری نمایند.

 


Do you expect me to believe that?

 


از من انتظار داری که آن را باور کنم؟

 


Do you forgive me?

 


آیا منو می بخشی؟

 


Do you have a big family?

 

آیا تعداد افراد خانواده ی شما زیاد هستند؟


Do you have a go with me?

 


می خواهی دعوا کنی؟

 


Do you have any plans for this summer vacation?

 

آیا برای تعطیلات این تابستان هیچ برنامه ای داری؟


Do you hear me?

 


آیا صدای مرا می شنوی؟

 


Do you know me?

 


آیا منو می شناسی؟

 


Do you know what I am saying?

 


می فهمی چی دارم می گم؟

 


Do you know what I mean?

 


آیا منظورم را متوجه میشی؟

 


Do you live alone?

 


آیا تنها زندگی می کنی؟

 


Do you need help?

 


آیا به کمک نیاز داری؟

 


Do you see what he means?

 


آیا مقصود او را می فهمی؟

 


Do you sell your car?

 


آیا ماشینت را می فروشی؟

 


Do you speak English with your friends?

 


آیا با دوستانت انگلیسی صحبت می کنی؟

 


Do you best

 


نهایت سعیت را بکن

 


Does she like swimming?

 


آیا او شنا کردن را دوست دارد؟

 


Does she usually eat breakfast?

 


آیا او معمولا صبحانه می خورد؟

 


Does this read?

 


آیا مفهوم است؟(آیا پیغام واضح است؟)

 


Don’t be jealous on me

 


به من حسادت نکن

 


Don’t borrow trouble

 


دنبال دردسر , نرو

 


Don’t let the opportunity slip

 


فرصت را از دست ندهید

 

Quite a party!   …………………….…………عجب مهمانی ای!

 

It was heaven!  …..…….…………….……………….محشر بود!

 

There is a dear!  …………….……..………..….…..قربونت برم!

 

Mind how you go!  …….………….………مواظب خودت باش!

حالا من چیکار کنم به انگلیسی

My foot!  ………..………….…چه مزخرفاتی! ، چه جفنگیاتی!

It’s a matter of sink or swim!  ….مسئله ی مرگ و زندگی است!

 

Be quick about it!  …………….………..…………….لفتش نده!

 

Sugar!  …………………………….…………………….گندش بزنن!

Hang him!  …………..…………….…………………….گور پدرش!

 

Don’t pick on me!  ………………….…………………….گیر نده!

 

Like fun!  …………….……………! تو گفتی و من هم باور کردم

After a fashion ……….……..….…………..همچین بگی نگی!

 

Go for it!  ……………………..….بگیرش! ، ولش نکن! ، بزنش!

You can’t milk a bull …………….هی میگم نره میگه بدوش!

 

That’s the end! …………………..………… همینو کم داشتیم!

 

Over my dead body!  ………..…………………….کور خوندی!

 

He’s slow on the draw!  ………….………دوزاریش کج است!

 

It’s all over and done!  ……..………….……..کار تمام است!

 

The die is cast!  ………….……..……………کار از کار گذشته!

It’s all a fiddle!  ………….……………… همه اش کلک است!

 

Don’t rub it in!  ……..……………………اینقدر به رخ ما نکش!

I see ………………………………………………………..که اینطور!

What’s cooking!  ………………….………….………قضیه چیه؟!

 

I stand corrected.  …………….اشتباه خود را قبول می کنم!

 

He’s not all there!  …………….……سیمهایش قاطی است!

 

I swear it!  ………………………….…………..قسم می خورم!

 

That’s a good fun!  ………………….……….قصه ی قشنگیه!

 

Mark my words! ……یک روز خودت می فهمی! یادت باشه!

 

Cross my heart!  …………..!به شرافتم قسم! این تن بمیره

 

He’s not the man for that!  ………………….این کاره نیست!

 

Point taken!  …………………………………….………قبول کردم!

Use your loaf!  ……………..……………کله ات را به کار بینداز!

Go fly your kite!  ……….…………..سرت به کار خودت باشه!

 

Please yourself!.. هر کاری دلت می خواهد بکن، به من چه!

 

None of your cheek!  …..………….فضولی اش به تو نیومده!

 

Steady!  …………………………..………….حرف دهنت را بفهم!

Your wish is my command……..…….……شما امر بفرمایید!

 

You’re a one!  …………………..………عجب ناقلایی هستی!

 

I’m not a mind reader!  ……….…………علم غیب که ندارم!

حالا من چیکار کنم به انگلیسی

None of your concern!  ……………………….فضولی موقوف!

 

That’s torn it!  ………………..……………همه چی ضایع شد!

 

Don’t ride the high horse!  ……..….از خر شیطان پیدا شو!

 

Forget it!  …………………….……………شد که شد به جهنم

 

Hop in!  ………………………….……………سوار شو!  بپر بالا!

Our eyes met!  ………….……………چشمانمان به هم افتاد

 

 

His/Her cake is dough

 

دستش نمک نداره

 

I felt like a fool

 

سنگ رو یخ شدم

 

We have a lot of in common

 

ما باهم تفاهم داریم

 

Eat my heat off

 

مخمو خوردی

 

I was shame stricken

 

از خجالت آب شدم

 

I’m in tip-top shape today!

 

من امروز توپ توپم

 

I’m sick of it

 

حالم از این وضعیت بهم میخوره

 

Keep your head

 

به ادامه مطلب بروید 

 

دست و پات رو گم نکن

 

I’m not in a good mood

 

حال و حوصله ندارم

 

You were sublime

 

کارت حرف نداشت

 

I stand by what I did

 

پای کاری که کردم وایمیسم

 

 

 

 

 

it was publicly known……. گندش در اومدhe is in game……. طرف اهل حاله- اهل دلwipe that smile of your face…….. نیشتو ببندthat`s you……. اگه کسی به شما بد و بیراه گفت با این جمله ساده اصطلاحا میگین: خودتیback at you…… اینم جوابتim getting sick and tired of you…….. دیگه داري حالمو بهم میزنیi cant stand the sight of you………. مرده شورتو ببرنOut of sight,Out of mine……… از دل برود هر آنکه از دیده رودlegwork……… پادوییit seems we are in the same boat……. به نظر میرسه راهمون یکیهwhat a chick…… بچه پرروyou are so chicky……….. عجب رویی داري-خیلی پرروییits on the tip of my tongue……….. نوك زبونمهsleep of my tongue……. اشتباه لپیpiss off….. بزن به چاكim a bit lost…… یه کمی گیج شدمhow could you do that with me………؟ چطور تونستی این کارو با من بکنیhe is playing with you…… داره بازیت میدهdo i have your word on it……. میتونم روت حساب کنمlet me clear up a couple of things………… بزار چند تا چیزو روشن کنمdont use that tone with me…… با من اینجوري حرف نزنhe is a fun sucker…….. اهل دلsuck fun out of everything…….. فقط حال کن …فقط خوش باشare you listening to a word im saying…….. اصلا گوش میکنی ببینی چی میگمdance about the truth……… گربه رقصونیsit that ass down……….. بتمرگnothing major…….. چیز مهمی نیستits diffrent with me……… وضعیت من فرق فوکولهare you bullshiting me………؟ داري منو دست میندازي؟ اسگلمون کرديim dying tobe with you…… میمیرم واسه اینکه با تو باشمwe`ll make jack so jelous…… یه کاري میکنیم بقیه از حسرت بترکنthrow your fear away…. رو دور بریز ترستhe is such a hash………. (طرف عملیه) مواد مخدر استفاده میکنهopium taker……… تریاکیdig in……. بزن تو رگlets have a bite…….. یه لقمه بزنmy mouth waters…….. دهنم اب افتادyou have no tolerance…….. خیلی بی جنبه اي – ظرفیت نداريyou have little tolerance……… کم جنبه ايthere are limits to my tolerance………. ظرفیت منم حدي داره- تحمل منم حدي دارهlet it out and have a good cry…….. گریه کن …خودتو خالی کنdo you like to party……. دوست داري مواد مصرف کنیhe has a thing for speed………. عشق سرعتpiegon fancier…… کفتر باز

strike a light………..( یه چراغ روشن .بعضی مواقع هم میگیم(بابا ایولdont play tricks on my heart…….. با قلب من بازي نکنshe is second to none………… دومی نداره آخرشهits as A B C…….. خیلی راحته مثل آب خوردنother stuff like this……… یه چیزي تو این مایه هاI beg you to pray……. التماس دعا دارمhe has got itchy feet…….. اصطلاح براي کسی که دوست داره زیاد سفر برهbark up the wrong tree……… تیرت خطا رفتBet on the wrong horse……. کسی که آینده نگریش خوب نیستbull in a china shop………. دست و پا چلفتیcat get one`s tongue…….. گربه زبونب و خوردهchange horse in midstream…….. وسط دعوا نرخ تعیین کردنcry wolf……… چوپان دروغگوmaking a roll call…….. حاضر غایب کردنmy foot is twisted…… خورده پام پیچmy hand is swollen….. دستم ورم کردهIm having second thought……. نظرم عوض شدfor no reason……. همینجوريyou look fishy……. مشکوك میزنیIt calls question…… مشکوکهAlles for you…….. واي به حالتWe will se about it……. خواهیم دیدMust be nice……….. وقتی از چیزي خوشحال میشیمhe has got snake in his pocket……… اصلاح براي آدمهاي خسیسHe is charming……. مهره مار داره…جذابهdont mock anyone…….. کسی رو مسخره نکن

white wash……. ماست مالیI will rip you in half…….. دو شقه ات میکنمthere`s the bell…. زنگ خوردthe class is missedtell me what to do………. تکلیف منو روشن کنI was ruined……. پدرم در اومدI had one of those days.It`s a big bell…… این یه اخطارهHe has a hand in high places……… طرف خرش خیلی میرهIm getting nicked…… دارم کلافه میشمYou look like an apple on stick…….. این اصطلاح را براي افرادي استفاده میکنیم که موهایشان نا مرتب و بسیار بلند استApple of someone`s eye……. نور چشمیBe in harmony……… هماهنگ باشTo be in tune with……. هماهنگیWe are moving at snail`s pace…… خیلی کند پیش میریمIm loaded……..( توپ توپم(وقتی غذا زیاد خوردیمI stuffed my face…….. تا خرخره خوردمIt rings a bell to me……. برام آشناسhe is an understanding boy……… پسر فهمیده اي استhe is impossible…….. اون غیر قابل تحملهhe is a head and shoulder above me………. یه سر و گردن بلند ترهdont let the cat out of the bag……….. راز رو فاش نکنas cold as cucamber…….( آدم بی روح و بی احساس (سیرابیAny body for tennis……….. ؟ کسی حاضره؟کسی داوطلب هستlet me set the fire……… بذار دعواتون بندازمcan i put it in this way……………؟ میتونم اینجوري بگمplease correct me if im wrong……… اگه اشتباه میگم منو تصحیح کنیدwhat comes first……. چیزي که در مرحله اول مهمهHe looks proud……… خودشو میگیرهhe has no right…….. غلط کردهif you dont go into too much trouble…… اگه تو زحمت نمی افتیbut no but…….. اما و آخه ندارهyou are the ultimate…….. تو خود خودشی…..تو آخرشی

He`s all thumb…… آدم شلختهtalk of devils……….. حلال زاده استrool the red carpet for somebody………. جلوي کسی گاو کشتن…احترام خیلی زیادto flatter…. پاچه خواريto kissup somebody….. پاچه خواريapple polisher….. پاچه خوارgive someone lip service……. شیر کردن کسی با حرفchicken chicken….. چقدر ترسوchicken feed…. پول خرد…ناچیزchicken scrach…. خرچنگ قورباغهbread line…… خط فقرcopy cat……. کسی که زود هر چیز را تقلید میکندback breaking job…… شغل سخت و کمر شکنhas the penny dropped……..؟ دوزاریت افتادdress up like a cristmas tree….. تیپ زدنyou shine like a new penny…… اصطلاح براي تعریف از افراد خوشتیپthick skull….. کله پوكhow can i put it into your thick skull…… چطوري توي کله پوکت فرو کنمyou look lost….. گیج میزنیwhen there is a will, the is a way…….. خواستن توانستن استchrist sake…….. خدا به دادمون برسهi put it down to experience……. پشت دستم رو داغ گذاشتمI learned my lessonI got the messageGoody Goody…….. کسی که پاچه خواري یا خود شیرینی میکنه بهش میگنIm just picking on you…… فقط سر به سرت میزارم….سر کارت گذاشتمi will fix you…….. پدرتو در میارمi will teach you a good lessonI will send you on a trip…… یه کاري کنم حال کنیyou`ve got belly…….. شکم آورديyour shirt is what i really adore……… ( لباست منو کشته ( لباس فقط براي مثال هستstop talking rubbish……….. شر و ور نگوstop talking nonsense……… مزخرف نگو

I must talk so my self…. تعریف از خود نباشهI wasn`t born yesterday……. موهامو توآسیاب سفید نکردمShe doesn`t lift a finger………. دست به سیاه و سفید نمیزنهWhenever he opens he`s mouth he puts he`s feet in it……. اومد حرف بزنه راه رفتhow much bread have u got……….؟ مایه تیله چقد داريerror is human…….. انسان جایز الخطاسi will put you in your place……… حالتو میگیرمNo offence…….. دور از جون……..و بعضی مواقع به معنی جسارت نباشهYou cant eat your cake and have it……….. هم خدا رو میخواد هم خرماwhat a stupid thing i did…….. عجب غلطی کردمCause my finger…… وقتی چیزي رو به سمت کسی پرتاب میکنیم براي عذر خواهی این اصطلاح رو میگیمhe is so behind………. طرف شوتهher bark is worse than her bite………. زبونش مثل نیش مار میمونهVariety is the spice of life………. تنوع چاشنی زندگیهit’s beyond his mind………… عقلش قد نمیدهGreat boast little toast……. پزعالی جیب خالیi am as i am…………. همینم که هستمdouble whamming……….. قوز بالا قوزRock the boat…… سنگ جلوي پاي کسی انداختنHe has a big mouth……. ادم دهن لقAre u with me……..؟… داري منوDon`t look the other way………. خودتو به کوچه علی چپ نزنPoor fellow……… بنده خداHe is post master at ………….. طرف خداي فلان کار استCut my legs and call me shorty…….. تو گفتی و منم باور کردمShe`s a liar liar…….. روده راست تو شکمش پیدا نمیشه یهta ta for now ……… ( خداحافظ (فعلاnight night boy……. سوسولChicken out…… این اصطلاح براي فردي استفاده میشه که جا میزنه تو کاراto make two ends meat.( بیشتر براي جواب دادن در مورد شغل استفاده میشود (به معنی بخور و نمیرFirst learn the rules then break some…. اول قانون رو یاد بگیر بعد اونو زیر پا بزارHe has money to burn…… اصطلاح براي ادم خرپول

 

i put it down to experience…….پشت دستم رو داغ گذاشتم to the best of my knowledge………تا اونجايي که ميدونم dont let the cat out of the bag………..راز رو فاش نکن as cold as cucamber……..ادم بي روح و بي احساس (سيرابي)

he seems to be keen on my brother…..انگار از برادرم خوشش اومده he is so behind……….طرف شوته dont deceive yoursef………خودتو خر نکن you look fishy…….مشکوک ميزني Pull the rug from under someone……..زير آب کسي رو زدن im a bit lost……يه کمي گيج شدم are you bullshiting me………داري منو دست ميندازي( اسگلمون کردي؟ ) he`s eyes are bigger than his stomach…….دلش سير ميشه ولي چشمش سير نميشه

you have no tolerance……..خيلي بي جنبه اي -ظرفيت نداري

 

my job is on the line……….شغلم در خطره my pride is on the line……..آبروم در خطره dont make me lose the face…….ابرومو نبر-ضايعم نکن dont discredit me…………./ / Rainy day……روز مبادا Thankyou for pointing that out…….ممنون که به این نکته اشاره کردین Does he resent my being here……..دلخور شده من اومدم اینجا؟ It doesn’t concern you……..به تو ربطی نداره It has nothing to do with you……../ حالا من چیکار کنم به انگلیسی

dog eat dog…….سگ صاحابش رو نميشناسه

 

dumb bunny……….مشنگ و منگل

 

play cat and mouse with someone………سر کار گذاشتن(چت کردن..اسگل کردن)

He snapped his finger at his friend……..به ریش دوستش خندید I was embarrassed  to death………….از خجالت مردم What brings you here……….از اين طرفا..؟! Watch out……بپا Mind your head……..سرتو بپا Mind the steps……پله ها رو بپا Shut the hell up……..خفه شو..دهنتو ببند

The tea gave me a real buzz……….چايي بهم ميچسبه You will spoil the effect……..از دهن ميفته…مثلا شامت از دهن ميفته

Skip the class……دودر كردن كلاس Gate crasher……..مهمان ناخوانده For the time being…..در حال حاضر In the short run……..در كوتاه مدت In the long run………در دراز مدت

At your earliest convenience……..در اولين فرصت

 

Since that is the case………حالا كه اينجوريه… Variety is the spice of life……….تنوع چاشني زندگيه To give someone the green light…………..چراغ سبز نشان دادن

Out of the blue……….مثل عجل معلق

 

Kill two birds with one stone…………با يك تير دو نشان زدن One for the road………آخرين جرعه رو خوردن..اخرين فيض رو بردن

heart to heart talk……..گفتگوي صميمانه putting our heads together…….فكر هاي خود را روي هم ريختن

hit the nail on the head………تو خال زدن

 

Keep one`s fingers crossed………خدا كنه….خدا از دهنت بشنوه…انشاله..

spend money like water……..مثل ريگ پول خرج كردن kick the bucket……….به درك واصل شدن help your self……….بفرماييد…(وقتي چيزي تعارف ميكنيم he is a new money……….آدم تازه به دوران رسيده his days are numbered……….پاش لب گوره he is all talk………مرد حرفه…مرد عمل نيست dream on………خواب ديدي خير باشه(به حالت مسخره)

set somebody up……….پاپوش درست كردن براي كسي frame somebody…………….//  //

give an evil eye……..چشم زدن

 

پشت سر طرف  ( غیبت)  behind my back

 

that’s not a big deal  چیز مهمی نیست (آنچنان که تصور میکنی نیست)

put sb down:کسي رو ضايع کردن come off one’s high horse. از خر شیطون پایین اومدن.

take Sb for a ride ( اینم روم سیاه ) مخ کسی رو زدن

 

come off ! بینیم بابا

 

Don’t take it your self به خودت نگیر  

 

On me با من . مهمان من . من حساب میکنم  

 

Don’t pick on me به من گیر نده  

 

You make fool of me زایم کردی   What a sucker do you think i am ? منو حالو گیر اوردی ؟ – منو خر گیر اوردی ؟

 

 

What a rip off ?! مگه سر گردنس ؟!      To grease the palm of a person سبیل کسی رو چرب کردن

A snake under the grass اب زیر کاه – موزی – ادم مارمولک صفت

She sweep me off my feet اون ( دختره ) دل منو برده . منو عاشق خودش کرده

Get carried away! جو گیر شدن وقتی طرف مقابل شما از خود بی خود شده یا خودتون ازخود بیخود شدید .

Screw up ! ضایع شدن    That’s So Javad ( حتما براي شما پيش اومده كه در جواب شخصي گفتيد : سعيده ديگه كاريش نميشه كرد ! . اين جمله دقيقا همونه ) جواده ديگه !

I have reputation to uphold من عابرو دارم    

 

When pigs can fly وقت گل نی- خوابشو ببینی – عمرآ   Lose one’s headحول شدن – دستو پا گم کردن

Let the cat out of the bagلو دادن – بندو به اب دادن  

 

You see nothing, You hear nothingنشنیده و ندیده بگیر – شتر دیدی ندیدی     حالا من چیکار کنم به انگلیسی

Get off someone’s backدست از سر برداشتن – رها کردن به حال خودش

Get in someone’s hairازار و اذیت کردن کسی – مزاحم شدن و worm ریختن برای کسی

we are even *  Be even- Stevenمساوی شدیم – این به اون در

 

Jack of all trades and master of none همه کاره و هیچ کاره – کاربلد و بیکار

Hasty work, Double workکار عجله ای نیازمند دوباره کاریه

 

Ask for troubleدنبال دردسر گشتن don’t let the cat out of the bagسوتی ندید !! – ضایع نکنید !!

He is All thumbsدستو پا چلفتیه – بی عرضه هست Bite the hand that feeds oneنمک خوردن و نمک دان شکستن – خیانت کردن

…. is in a good hand…. دست خوب کسی هست – دست ادم مطمئنیه – ( یا حتی زمانی که قصد گفتن این رو دارند که چیزی دست ما هست این رو میگن . این اصطلاح کاربردی هست ) Pull someone’s legسرکار گذاشتن کسی

Keep something under your hatبین خودمون بمونه – تو دلت نگه دار

Don`t look the other wayخودت رو به اون راه نزن ( البته بازهم معنای فارسی داره    )

push around the bushاز زیرش در رفتن – طفره روی     

 

Freak out Flip outدیوانه شدن , قاطی کردن , از دست دادن کنترل

What’s new ?What’s up ? چی شده ؟ چه خبره ؟  

 

Give me a breakشوخی میکنی !, جدی نمیگی ! , داری سر به سرم میزاری ! ( یه اصطلاح رایج بین جوونها )

Slang Expressions and idiom:

 

اصطلاحات عامیانه و غیر ادبی:

 

 

 

 

آشنایی،احوال پرسی و اصطلاحات ملاقات با یکدیگر:

1)You look a little bit down in the mouth

 

یک کمی پکر به نظر می رسی.

 

—————————————————–

 

2)Trying to make a buck.

 

یک لقمه نانی در می آوریم.

 

—————————————————–

 

3)How do you make your bread and butter?

 

از چه طریق امرار معاش می کنید.

 

—————————————————–

 

4)I’m sure that you are tied upnowadays.

 

می دونم که این روزها خیلی گرفتار هستید.

 

—————————————————–

 

5)You are always on the ball.

 

شما همیشه مشغول یک کاری هستید.

 

————————————————————

 

6)Complications arise.

 

گرفتاری همیشه هست.

 

————————————————————

 

7)Make yourself at home.

 

اینجا رو منزل خودتون بدونید.

 

————————————————————

 

8)Feel free to do so.

 

9)Don’t be shy.

 

تعارف نکنید.

 

————————————————————

 

10)He put me into the spot.

 

او من رو توی رو دربایسی گذاشت.

 

————————————————————

 

11)I’m not in a good mood today.

 

امروز زیاد حال و حوصله ندارم.

 

————————————————————

 

12)I’m not in a high spirit today.

 

امروز از نظر روحی زیاد خوب نیستم(امروز سرحال نیستم)

————————————————————

 

13)What has come over you?

 

چی به سرت اومده؟

 

————————————————————

 

14)You are really making me blush.

 

شما واقعا من را خجالت زده کردید.

 

————————————————————

 

15)Don’t push yourself.

 

خودت را اذیت نکن(به زحمت نیانداز).

 

————————————————————

 

Money:

 

1)Money doesn’t grow on trees

 

پول که علف خرس نیست.

 

————————————————————

 

2)They have got money to burn

 

پولش از پارو بالا میره.

 

————————————————————

 

3)Don’n throw your money down the drain.

 

پولت رو حیف و میل نکن.

 

————————————————————

 

4)to be spender.

 

دست به جیب بودن

 

————————————————————

 

5)to be an extravagant

 

ول خرج بودن

 

————————————————————

 

6)That’s a money for jam

 

آن یک پول باد آورده است.

 

————————————————————

 

 

 

1)I don’t have the face to tell him.

 

روم نمیشه بهش بگم.

 

————————————————————

 

2)Don’t turn me down

 

روی من رو زمین نیانداز.

 

————————————————————

 

3)They don’t let it show.

 

آنها به روی خودشان هم نمی آورند.

 

————————————————————

 

4)Let’s say it right out.

 

بگذار رک و راست بهت بگم.

 

————————————————————

 

5)He has got a lot of cheek

 

6)He has got a lot of face

 

7)He is so pushy

 

او خیلی پر رو است.

 

————————————————————

 

The answer to the bullshiter:

 

جواب آدم خالی بند:

 

1)Like I’m goanna(going to)believe it

 

تو گفتی و منم باور کردم

 

————————————————————

 

2)The thing that you see

 

به حق چیز های ندیده

 

————————————————————

 

3)We will see about that.

 

ببینیم و تعریف کنیم

 

————————————————————

 

4)You make a better window than a door.

 

برو کنار بگذار باد بیاد.

 

————————————————————

 

5)Never try to bullshit the bulshitter.

 

ما خودمون ذغال فروشیم تو می خواهی ما رو سیاه کنی؟!

————————————————————

 

6)Are you ever a genius?

 

عجب نابغه ای هستی و ما خبر نداشتیم ها!

 

————————————————————

 

7)Don’t fall for him

 

گول حرفاشو نخور.

 

————————————————————Promise:

 

قول:

 

1)He went back on his word.

 

او زد زیر حرفش.

 

————————————————————

 

2)He got away with paying it.

 

او از زیر پرداخت آن شانه خالی کرد.

 

————————————————————

 

3)You should be the man of your own word

 

شما باید سرحرفتون بایستید

 

————————————————————

 

4)Practice what you peach

 

به آنچه می گویی عمل کن

 

————————————————————

 

Opportunist:

 

زرنگ و فرصت طلب:

 

1)He is a smooth operator

 

او با پنبه سرمی بره.

 

————————————————————

 

2)He crossed me.

 

او زیرآبمو زد.

 

————————————————————

 

3)He set me up for this

 

او برام پاپوش درست کرد.

 

 

 

————————————————————4)He is a time server

 

 

 

او نون رو به نرخ روز می خوره

 

————————————————————

 

 

بد اخلاق و بد دهن:

 

1)I just called him everything in the book

 

هر چه از دهنم در اومد بهش گفتم

 

————————————————————

 

2)Don’t get mouthy with me

 

دهن به دهن من نگذار

 

————————————————————

 

3)Don’t blurt thing out

 

هر چی از دهنت در میاد نگو

 

.————————————————————

 

4)You are lying through your teeth

 

داری مثل سگ دروغ میگی

 

————————————————————

 

5)I have it cooked for you

 

یک آشی برات بپزم که یک وجب روغن روش باشه.

 

————————————————————

 

6)Over your head

 

از سرت هم زیاد است.

 

————————————————————

 

7)that’s just the case of either make it or break it

 

می خواهی بخواه نمی خواهی هم نخواه.

 

————————————————————

 

 

دوستی و روابط دوستانه:

 

1)He is a friend all around

 

او همه رقمه یک دوسته.

 

————————————————————

 

 

با تمام وجود دوستش دارم

 

————————————————————

 

3)He is my close friend.

 

او دوست صمیمی من است.

 

————————————————————

 

4)You mean a world to me.

 

تو برای من یک دنیا ارزش داری.

 

————————————————————

 

5)You were greatly missed.

 

جای شما واقعا خالی بود

 

————————————————————

 

6)He is not the right guy to hang around with.

 

او برای دوستی فرد مناسبی نیست.

 

————————————————————

 

Clear

 

واضح و معلوم:

 

1)That’s as obvious as a bright daylight.

 

2)That’s claen as a whistle.

 

مثل روز روشنه.

 

————————————————————

 

3)That’s not something doubtful.

 

این که چیز شک بر انگیزی نیست.

 

————————————————————

 

 

عذر خواهی و نحوه جواب دادن به آن:

 

1)I’m terribly sorry.

 

2)I’m awfully sorry.

 

واقعا متاسفم.

 

————————————————————

 

3)I try to make it up.

 

سعی می کنم جبران کنم.

 

————————————————————

 

4)No offensment(no offense man

 

منظور بدی نداشتم.

 

————————————————————

 

5)None taken.

 

من هم به دل نگرفتم.

 

————————————————————

 

6)Don’t mention it!

 

اصلا حرفش رو هم نزن.

 

————————————————————

 

7)No sweat man!

 

بی خیال بابا!

 

————————————————————

 

8)Don’t put yourself through hell.

 

به خودت فشار نیار.

 

————————————————————

 

9)There is no need for that guilt trip.

 

اصلا احتیاج به سرزنش خودت نیست.

 

————————————————————

 

10)Go easy on that.

 

11)Take it easy.

 

زیاد سخت نگیر.

 

————————————————————

 

To open out one’s heart:

 

درد دل:

 

1)My heart is heavy.

 

دلم گرفته است.

 

————————————————————

 

2)Speak your heart.

 

حرف دلت رو بزن.

 

————————————————————

 

3)I’m blowing some steam on.

 

دارم عقده دلم رو خالی می کنم.

 

————————————————————

 

4)That’s just a guts feeling.

 

این فقط یک احساس درونیه.

 

————————————————————

 

5)That’s very truthful of me.

 

با تمام صداقت دارم می گم.

 

————————————————————

 

6)I know what you are going through!

 

می دونم چه رنجی داری می کشی!

 

————————————————————

 

 

برخی تکیه کلام ها و لحن ها:

 

1)Put in a good word for me.

 

2)give a good word for me.

 

سفارش ما رو هم بکن.

 

————————————————————

 

3)You just get that guilt trip.

 

شما عذاب وجدان خواهید گرفت.

 

————————————————————

 

4)I take it as it comes.

 

هر چه شد،شد(هر چه شد بادا باد)

 

————————————————————

 

5)I took a risk.

 

دل را به دریا زدم.

 

————————————————————

 

6)He is just sitting within an elbow distance.

 

او بغل گوش من نشسته

 

.————————————————————

 

7)He is a fair weather friend/part time friend.

 

او رفیق نیمه راه است.

 

————————————————————

 

8)Don’t drag me into this.

 

پای من رو وسط نکش.

 

————————————————————

 

9)keep a low profile for a couple of days.

 

یک چند روزی زیاد آفتابی نشو.

 

————————————————————

 

10)I wouldn’t miss it for the world.

 

سرم هم بره آنرا از دست نمی دم.

 

————————————————————

 

11)They made him liquidated

 

سرش رو زیر آب کردند.

 

————————————————————

 

12)You should meet each other in mid way.

 

13)You should meet each other in half way.

 

شما باید کوتاه بیایید.

 

————————————————————

 

14)He is ahead of himself.

 

او سر از پا نمی شناسد.

 

————————————————————

 

15)Take it as you like.

 

 

 

هر جور می خواهی حساب کن.

 

————————————————————

 

16)He is not my type

 

او به من نمی خوره(با من جور در نمیاد)

 

————————————————————

 

17)They send you for a wild goose chase.

 

آنها شما را به دنبال نخود سیاه فرستادند.

 

————————————————————

 

18)Don’t keep your desires too high

 

زیادی خوش خیال نباش.

 

————————————————————

 

19)He can take a joke.

 

او در شوخی ظرفیت بالایی دارد(ظرفیتش بالاست)

 

————————————————————

 

20)He gets carried away very quickly

 

او بی جنبه است،ظرفیت نداره.

 

 

 

————————————————————

 

 

 

 

 

1. Horse of a different color

 

2. Take it on the lamb

 

3. Cat got your tongue

 

4. Get in someone’s hair

 

5. Jump down someone’s throat

 

6. Shoot off one’s mouth

 

7. Pull someone’s leg

 

8. Get off someone’s back

 

9. People who live in glass houses shouldn’t throw stones

 

10. Fishy

 

11. Go to the dogs

 

12. All thumbs

 

13. Not to have a leg to stand on

 

14. Shake a Leg

 

15. Stick Out One’s Neck

 

16. Holy cow!

 

17. Give Somebody a Cold Shoulder

 

18. Get the Axe

 

19. Have a Bone to Pick with Someone

 

20. When pigs can fly

 

21. Once in a blue moon

 

22. Be in the same boat

 

23. Don’t count your chickens

 

24. Drive somebody up the wall

 

25. Keep something under your hat

 

26. Rain cats and dogs

 

27. Under the weather

 

28. Cross your fingers

 

29. Keep an eye open on something

 

30. Let the cat out of the bag

 

31. Lose one’s head

 

32. Jump out of the frying pan and into the fire

 

33. A piece of cake

 

34. A slap in the face

 

35. Feel like (doing something)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

(going to)

 

شايد يادگيری زبان انگليسی مهمترين گام در ارتقاء کيفيت زندگی شما باشد.

آيا هيچ فکر کرده‌ايد که دسترسی به اطلاعاتی که ديگران از آن بي‌بهره‌اند، چقدر مي‌تواند جالب باشد؟ يا صحبت کردن با افراد جالبی که ديگران نمي‌توانند با آنها ارتباط برقرار کنند؟ يا تحت تأثير قرار دادن اطرافيانتان هر موقع که دهانتان را باز مي‌کنيد؟ و يا پشت سر گذاشتن ديگران با جهش‌های بزرگی که در شغل‌تان برمي‌داريد؟

شما مي‌توانيد به همه‌ اينها برسيد، اگر خوب انگليسی صحبت کنيد.

 

 

 دسترسی به اطلاعات

 

گفتگو با ديگران

 

پيشرفتهای شغلی

 

ياد گرفتن انگلیسی آسان است

 

 

 

 

 

دسترسی به اطلاعات

 

شما به چه چيزی علاقمند هستيد؟ علوم؟ موسيقي؟ کامپيوتر؟ سلامتي؟ تجارت؟ ورزش؟  رسانه‌های امروز – از قبيل اينترنت، تلويزيون و مطبوعات – دسترسی تقريباً نامحدودی را به اطلاعات پيرامون موضوعات مورد علاقه‌تان فراهم کرده است. فراموش نکنيد که ما در عصر اطلاعات زندگی می‌کنيم.

تنها يک مشکل وجود دارد: بيشتر اين اطلاعات به زبان انگليسی است.

در اينجا چند مثال از اطلاعاتی که اگر انگليسی بلد باشيد می‌توانيد از آنها استفاده کنيد، بيان می‌شود:

بيشتر صفحات وب. بيش از يک ميليارد (1.000.000.000) صفحه اطلاعات در اينترنت وجود دارد! اين شگفت‌انگيز است که تنها با ياد گرفتن يک زبان، به خيل عظيمی از اطلاعات در پهنه اينترنت دسترسی پيدا می‌کنيد.

کتابها – در هر موضوعي، از سرتاسر جهان. شما مي‌توانيد کتابهايی با نويسندگان آمريکايی يا بريتانيايی بخوانيد، و نيز کتابهای ترجمه شده از زبانهای ديگر. به هر موضوعی که علاقمند باشيد، مي‌توانيد چيزی به انگليسی درباره آن پيدا کنيد.

مطبوعات. فقط مجله‌ها و روزنامه‌های انگليسی زبان هستند که به راحتی در هر کجای جهان يافت مي‌شوند. شما برای پيدا کردن مجله‌هايی مانند تايم يا نيوزويک مجبور نيستيد خيلی وقت صرف کنيد.

علوم. زبان انگليسی کليـد دنيـای علم و فن‌آوری است. حـدود 95% مقـالات علمی منتشر شده، به زبان انگليسی است کـه تنها حدود 50% از آنها مربوط بـه کشورهای انگليسي‌زبان (مانند آمريکا و انگلستان) مي‌باشد.

گزارشات خبري. شبکه‌های تلويزيونی بين‌المللی از جمله BBC و CNN را در نظر بگيريد. آنها خبرها را بسيار سريع‌تر و حرفه‌اي‌تر منتشر مي‌کنند. در هر کجای دنيا شما مي‌توانيد به آنها دسترسی داشته باشيد.

 

 

گفتگو با ديگران

 

انگليسی را مي‌توان «زبان گفتگو» ناميد. چرا؟ چون به نظر مي‌رسد همه مردم جهان پذيرفته‌اند که برای گفتگو و ارتباط با يکديگر از زبان انگليسی استفاده کنند.

حدود يک و نيم ميليارد (1.500.000.000) نفر در جهان می‌توانند به انگليسی صحبت کنند. يک ميليارد نفر ديگر هم مشغول فراگيری آن هستند.

تقريباً همه کنفرانسها و مسابقات بين‌المللی به زبان انگليسی برگزار مي‌شود. به عنوان مثال رقابتهای المپيک يا جام جهانی فوتبال را در نظر بگيريد.

سياستمداران کشورهای مختلف از زبان انگليسی برای برقراری ارتباط با يکديگر استفاده مي‌کنند. انگليسي، زبـان اصلی سازمانهايی از قبيـل سازمـان ملل متـحد (UN)، نـاتـو (NATO) و… می‌باشد.

 

 

اگر شما بتوانيد به انگليسی صحبت کنيد، قادر خواهيد بود:

با مردمان سراسر جهان ارتباط برقرار کنيد. مثلاً مي‌توانيد عقايد و نظراتتان را در گروه‌های تبادل نظر اينترنتی بيان کنيد. به افراد مورد علاقه‌تان ايميل ارسال کنيد و درباره زندگی و فرهنگشان اطلاعات کسب کنيد.

راحت‌تر سفر کنيد. به هر کجا که سفر مي‌کنيد مي‌توانيد با ديگران ارتباط برقرار کنيد – انگليسی در بيش از 100 کشور جهان مورد استفاده قرار مي‌گيرد. مي‌توانيد آدرس بپرسيد، با افراد مکالمه کنيد، يا… کمک بخواهيد. کسی چه مي‌داند، شايد روزی زبان انگليسی جان شما را نجات دهد!

 

 

پيشرفتهای شغلی

 

اگر خواهان شغل خوبی در زمينه‌های تجاری يا علمی هستيد، از پشت ميز کارتان بلند شويد و همين حالا به فراگيری انگليسی مشغول شويد!

دانستن انگليسی به شما اجازه مي‌دهد که:

 

عبارت «مسلط به زبان انگلیسی» را در رزومه (=خلاصه شرح حال و سوابق) خود درج کنيد. بدين ترتيب شانس خود را برای بدست آوردن شغل بهتر و کسب درآمد بيشتر، افزايش مي‌دهيد.

دانش فنی خود را افزايش دهيد. انگليسی زبان فن‌آوری است، مخصوصاً فن‌‌آوريهای تراز بالايی مانند علوم کامپيوتر، ژنتيک و پزشکي. اگر مي‌خواهيد درباره اين علوم مطالعه کنيد، احتمالاً مجبور خواهيد شد از منابع انگليسی استفاده کنيد.

يک تاجر بين‌المللی باشيد. ايـن بسيار واضح اسـت. تجـارت بين‌المللی تنها بـا زبان انگليسی ميسر مي‌شود. يادتان باشد که در دهکده جهانی به سر مي‌بريد. بنابراين اگر مي‌خواهيد نقشی ايفا کنيد، بايد انگليسی بلد باشيد – تا بتوانيد با تجار ديگر ارتباط داشته باشيد، در کنفرانس‌ها و همايش‌ها شرکت کنيد، روزنامه‌ها و مجلات تجاری بخوانيد و….

دانشجو و محقق بهتری باشيد. مي‌توانيد با دانشمندان کشورهای ديگر مکاتبه کنيد. در همايشهای بين‌المللی شرکت کنيد و با مطالعه مجلات و کتب، از يافته‌های جديد علمی با خبر شويد.

 

 

ياد گرفتن انگليسی آسان است

 

انگليسی نه فقط مفيدترين زبان دنياست، بلکه يکی از آسان‌ترين زبانها برای يادگيری و استفاده محسوب می‌شود:

الفبای ساده – هيچ نماد يا نشانه خاصی از قبيل ä يا é وجود ندارد.

حالت جمع آسان – فقط کافی است يک s (يا es) به انتهای يک اسم اضافه شود. (one car, two cars)

کوتاهی کلمات – اغلب کلمات اصلی کوتاه هستند: run, work, big, go, man و…. کلمات طولانی‌تر هم غالباً کوتاه می‌شوند: fridge=refrigerator, os=operating system.

انگليسی همه جا يافت مي‌شود: دسترسی به تلويزيون، موسيقي، وب‌سايتها و مجلات انگليسی زبان بسيار راحت است. شما مجبور نخواهيد بود فقط از چند کتاب خسته‌کننده آموزشی استفاده کنيد. مي‌توانيد همزمان هم انگليسی بياموزيد و هم از آن استفاده کنيد. بديهی است که بدين ترتيب اشتياق شما برای يادگيری افزايش می‌يابد.

 

در بيشتر ديکشنريهای امروزی برای نشان دادن تلفظ کلمات از سيستم IPA استفاده مي‌شود. در جدول زير همه علائم و نشانه‌های IPA آورده شده است. به علامت‌ها و کلمه‌های نمونه دقت کنيد و با کليک روی Amer (انگليسی آمريکايي) يا Brit (انگليسی بريتانيايي) تلفظ آنها را بشنويد (با فرمت mp3). تلفظ بريتانيايی نيز آنجا که با تلفظ آمريکايی تفاوت آشکاری دارد، آورده شده است.

حروف همخوان (بی‌صدا)

 

 IPA

 

words

 

listen

 

حروف واکه (صدا‌دار)

 

 IPA

 

words

 

listen

 

 

 

 

 

  چند نکته

 

2- در انگليسی آمريکايی بجای تلفظ می‌شود.

 

3- بسياری از آمريکايی‌ها () و را به يک شکل تلفظ می‌کنند.

 

 

 

 

 

 

به خاطر سپردن لغتهای یک زبان خارجی می تواند یکی از بخشهای خسته کننده در فراگیری زبان باشد. خوشبختانه روشهای مختلفی برای سرعت بخشیدن و نیز لذت بخش کردن آن وجود دارد که در ادامه به آن می پردازیم:

 

کارتهای نمایش (Flash cards)

 

استفاده از کارتهای نمایش سریعترین روش برای مرور لغاتی است که نیاز به تکرار دارند. این روش بسیار مؤثر و در عین حال کم هزینه است.

روش کار بدین صورت است که یک دسته کارت مقوایی، در اندازه‌ای که در جیب جا شوند، تهیه می‌کنید، در یک روی آن لغت انگلیسی را می‌نویسید و در سمت دیگر کارت معنی آن را به فارسی وارد می‌کنید. همانطور که کارتها را مرور می‌کنید، لغتها را به دو دسته تقسیم می‌کنید: آنهایی که معنی آن را فوراً به خاطر می‌آورید و آنهایی که به راحتی نمی‌توانید معنی آن را به خاطر آورید. به مرور لغتهایی که هنوز به آنها تسلط پیدا نکرده‌اید آنقدر ادامه می‌دهید تا اینکه مطمئن شوید آنها را بخوبی یاد گرفته‌اید.

 

 

دفتر لغت

 

سعی کنید حتماً یک دفتر لغت مناسب تهیه کنید و هر موقع که به لغت جدیدی برخوردید آن را در دفترتان یادداشت کنید. فقط به نوشتن لغت و معنی آن اکتفا نکنید. بعضی از مواردی که می‌توانید در دفترتان ثبت کنید عبارتند از: توضیح انگلیسی معنی لغت، مترادف ها، متضادها، تصاویر، جملات نمونه (به انگلیسی)، علائم فونتیک نوع کلمه (اسم، فعل و …)، نکات گرامری (قابل شمارش، غیرقابل شمارش و …)، کلمات هم خانواده و ….

کارهای جالبتری هم می توانید انجام دهید: مثلاً می‌توانید خودتان با لغت جدید یک جمله بسازید و یادداشت کنید. و یا صفحاتی را به موضوعات خاصی اختصاص دهید؛ مثلاً حیوانات، رنگها و شکلها، پول، مسافرت، غذاها و میوه ها و ….

 

 

تصویر سازی ذهنی

 

در این روش شما یک لغت انگلیسی را با یک لغت فارسی که تلفظ یا املای مشابهی دارد، به نحوی مرتبط می کنید که الزاماً از لحاظ معنایی با هم ارتباطی ندارند. بعنوان مثال اگر شما برای اولین بار به لغت tongue (تانگ: به معنی زبان) برخوردید، متوجه می‌شوید که تلفظ آن شبیه تانک در فارسی است. بنابراین می‌توانید در ذهنتان مجسم کنید که بجای زبان، یک تانک از دهان کسی در حال خارج شدن است!

مثال دوم: فرض کنید شما به لغت در valorous به معنی شجاع بر می‌خورید. در این حال می‌توانید در ذهن خود چنین مجسم کنید که در کنار دریا ایستاده‌اید و مشغول تماشای وال‌ها هستید. والها یکی یکی به سطح آب می‌آیند ولی به محض اینکه شما را می‌بینند می‌ترسند و فرار می‌کنند، تا اینکه یک وال روس (یک وال از کشور روسیه) به سطح آب می‌آید و بجای اینکه از شما فرار کند، به سمت شما می‌آید. شما با خود می‌گویید: وال روس، شجاع است!

این تکنیک به شما کمک می‌کند تا هر چه بهتر معانی لغات را بخاطر بسپارید. همچنین گفته می‌شود که هر‌چقدر تصویر ساخته شده عجیب‌تر باشد، به خاطر آوردن آن هم آسانتر خواهد بود.

 

 

تکرار، تکرار و تکرار!

 

مطالعات نشان می‌دهند که احتمال فراگیری لغاتی که بیش از 8 بار به هنگام مطالعه متنهای مختلف دیده می‌شوند، بسیار بیشتر از لغاتی است که کمتر تکرار شده‌اند. همچنین زبان‌شناسان به اتفاق معتقدند که تکرار لغات با صدای بلند به از بر کردن آنها کمک زیادی می‌کند. بنابراین گاهی همین تکرار کردن ساده حافظه شما را برای بخاطر سپردن لغات دشوار یاری می‌کند. در ضمن توصیه می‌شود که جمله کاملی را که لغت مورد نظر را در خود دارد، از بر کنید و یا چند بار با صدای بلند تکرار نمایید.

 

 

جعبه لایتنر

 

جعبه لایتنر (همان جی 5) روش بسیار موثری برای حفظ کردن لغات است که در آن به کمک یک سری کارتهای نمایش و تکرار آنها به یادگیری لغات می پردازید. در این روش لغاتی که یاد گرفتن آنها دشوار است با تکرار زیاد به حافظه بلند مدت شما منتقل می شوند.

مطالعه آزاد

 

شما می‌توانید دایره لغات خود را با مطالعه آزاد افزایش دهید، اگر چه بسیاری از زبان‌شناسان ادعا می‌کنند که در ابتدا باید بین 3000 تا 5000 لغت و هم خانواده‌های آنها را فرا بگیریم تا این توانایی را پیدا کنیم که معنی دقیق لغات را با توجه به متن آن پیدا کنیم. پس تا آنجا که می‌توانید وقت آزاد خود را برای مطالعه متن‌های انگلیسی (داستانهای کوتاه، اخبار و مقالات و …) اختصاص دهید. وقتی به لغت جدیدی بر می‌خورید، ابتدا سعی کنید معنی آن را از روی بقیه متن حدس بزنید و سپس با مراجعه به دیکشنری معنی دقیق آن را پیدا کنید.

 

 

طبقه‌بندی لغات

 

با طبقه‌بندی کردن لغات، بخاطر سپردن آنها راحت‌تر می‌شود. به مثال زیر توجه کنید:

VEGETABLES

 

Celery  کرفس

 

Cauliflower  گل کلم

 

Pea  نخود

 

Onion  پیاز

 

Carrot  هویج

 

FRUIT

 

Pear  گلابی

 

Peach  هلو

 

Apple  سیب

 

Cherry  گیلاس

 

Melon  خربزه

 

شما همچنین می‌توانید لغاتی را که از لحاظ دستوری، ریشه‌ای، معنایی و … با هم مرتبط هستند، یکجا یاد بگیرید:

child بچه, childhood بچگی, childish بچگانه, childless بی‌بچه (بی‌اولاد)

 

 

و سخن آخر اینکه هیچ کدام از روشهای فراگیری لغات کامل نیستند و هر کدام نقاط ضعف و قوت خاص خود را دارند. بهترین راه این است که همه این روشها را با هم تلفیق کنید.

 

 

در نظر دارم از اواخر شهریور یا اوایل مهر ماه مجددا این سایت را راه اندازی کنم و از متدهای جدیدتر در آن استفاده نمایم از همه شما عزیزان به دلیل دادن نظرات خود ممنونم و خواهش میکنم هنوز هم اینجانب را از راهنمائیهای خود بهره مند سازید

به چند نمونه توجه كنيد:

 

1- oh crum:اوه نه

 

2- you are very proper:شما آدم خاصي هستيد

 

3- in a little bit:چند لحظه ديگر

 

4- hang on:چند لحظه (صبر كن)

 

در آينده هنوز هم از اينگونه اصطلاحات برايتان مينويسم

to pour oil on troubled water:(to make peace, to calm someone down)

 

 

 

example:when I tired to pour oil on troubled waters, both the angry husband and his wife stopped their quarrel and began to attak me

معني فارسي:آرام كردن .آرام ساختن

 

مثلا در فارسي وقتي مي گوئيم آب رو آتش ريختن

حالا من چیکار کنم به انگلیسی

حالا من چیکار کنم به انگلیسی

0

پیشنهاد شده برای شما :
0 جمشید کاظمی فواید،علائم،خواص ژوئن 30, 2018
برچسب ها :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *